منهاي داريون

به بهانه سالروز ورود آزادگان سرافراز به ایران اسلامی در ۲۶ مرداد ۱۳۶۹

 جلیل زارع|

روز ۲۶ مرداد ۱۳۶۹ ، میهن اسلامی شاهد حضور کبوتران سبکبالی بود که پس از سال ها زندان در اسارتگاه ، قدم به خاک پاک ‏میهن اسلامی خود می گذاشتند. قاصدک آزادی در چنین روزی پیام آورِ رهایی شده و این کبوتران ِاز بند رسته به آغوش گرم ‏ملت خود بازگشتند. میهن اسلامی ، چراغانی بود و شعف و سروری وصف ناپذیر از حضور این رسولان انقلاب و جنگ، سراسر ‏ایران را فراگرفته بود.
اولین عکس العمل آزادگان از دیدن وطن، بوسه زدن بر خاک آن بود، سرزمینی که قدم به قدم آن با خون بهترین فرزندان این ‏ملت و اسوه جوانان کشورتطهیر شده بود. حرکت بعدی ، زیارت مرقد پیر و مرادشان خمینی کبیر(قدس سره) و بیعت با ‏جانشین خلف او مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای بود و این همه نشان از علاقه وافر و پایبندی آنان به اسلام، انقلاب و میهن عزیزشان بود. آنها توانستند در ‏سال های زجر و شکنجه، درد و بیماری جسمی، روح و روان خود را، توفنده و مقاوم حفظ کنند و تقوا و مردانگی خود را ‏مضاعف نمایند تا در بازگشت به میهن در صحنه های مختلف اجتماعی، سرمشق و نمونه ای باشند برای همگان تا در دوران ‏سازندگی، ملت ما پر صلابت تر، مقاومتر، با دشمنان خود رو به رو شود و مشکلات و مصائب را با صبر و بردباری به منظور ‏پیشرفت، ترقی وعظمت ایران اسلامی تحمل نماید.

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

5 دیدگاه

  1. پاسخ به ایمیل امروز یک دوست داریونی:

    سلام . سلامی به عظمت اراده ی پولادین شهدا، جانبازان، آزادگان و رزمندگان جان بر کف نسل دیروز که با تمرین در جهاد اصغر، نهایتا به درون خود مراجعه کرده و بر نفس اماره مهار زدند و نتیجه اش شد، پیروزی نهایی در جهاد اکبر و پاداش آن شد شهادت، اسارت، جانبازی و ایثار که همگان ستایشش کردند و می کنند و خواهند کرد.

    وسلامی به شکوه صلابت نوجوانان و جوانان بی ریای نسل امروز که هر چند نسبت به نسل دیروز در کمیت فقیرند، ولی در کیفیت غنی. هم آنان که گاه بی تجربه ی جهاد اصغر، در درون خویشتن خویش غوغا به پا کرده اند تا مستقیما بر همان نفس اماره غلبه کرده و در مبارزه ای دشوار، منیت را به قربانگاه بفرستند و با گذر از هفت خان، جهاد اکبری رقم زنند که همه، آن را به سخره می گیرند و محکومش می کنند و این راه، بسی دشوارتر از شهادت، اسارت، جانبازی و ایثار است که هم اوست ، ولی برتر از اوست. چرا که آن زمان، دشمن در جهاد اصغر، آشکار بود و آنان قلل رفیع جهاد اصغر و اکبری را فتح کردند که برای همگان مقدس و ارزشمند بود .

    ولی امروز، دشمن در چهره ی دوست، پنهان است و شناختنش معرفتی عظیم می خواهد و نتیجه اش هم جهاد اکبری است که اکثریت نسل امروز باورش ندارند و با آن، بیگانه اند.

    حالا خودت قضاوت کن. کدام یک دشوارتر است؟ آن یا این!؟ آن را پدرانتان رقم زدند و شما فرزندان خلف آنان، این را رقم بزنید که کسی جز خدای متعال، قادر نخواهد بود ارزش و بهای آن را سنجش نماید. باز خودتان قضاوت کنید، شما به دعای من بیش تر نیاز دارید یا من به دعای شما ! ؟ پس دست دعا به سوی خدای بی همتا دراز کن و برای این بنده ی رو سیاه دعا کن. ولی چشم، من هم روز و شب ، شما جوانان مومن و با تقوا را دعا می کنم و از ایزد منان، پیروزی بر جهاد اصغر و اکبر را برایتان آرزومندم. پویا و پایا باشید.

  2. همون طور که یه پست در مورد شهدا دارید، کاش در مورد آزادگان هم یه پست میذاشتید و این عزیزان رو معرفی میکردید

  3. آمدي و بوي قفس مي دهي
    زخم تنت را به که پس مي دهي؟
    آمده اي حنجره ات مال ما
    زخم تنت نوبر آمال ما
    آمدنت آمدني بوده است
    رنگ نگاهت چمني بوده است
    راست بگو با که، کجا بوده اي؟
    گرم ملاقات خدا بوده اي؟
    آمدي و حرف قفس مي زني؟
    تند زدي بال و نفس مي زني
    خاطره کنج قفس تازه کن
    صبر کن، آهسته، نفس تازه کن
    خاک پر از عطر بهاري شده
    چشم و دلم آينه کاري شده
    سردي من، در قدمت گرم باد
    من سرو پا گوش، دمت گرم باد!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن