دفترچه خاطراتهمه

یاد نیکان (قسمت بیست و سوم) مرحوم نصراله امیری

یوسف بذرافکن|

از نیکان و خوبان زمان ما بود .مردی مومن و متدین بود ، اهل مسجد ، عبادت و اطاعت خدا بود. مردمدارو با اخلاق بود، نه تنها معلم دانش آموزان که معلم همه مردم بود .

مدتی معاون مدرسه راهنمای هاتف داریون نوبت دوم بود .برای موفقیت دانش اموزان و پذیرفته شدن آنها در مدارس نمونه بسیار تلاش می کرد .سرمشق و الگوی خوبی برای همه مردم ،معلمان و دانش آموزان بود ،جدی ،سخت کوش ، پرتلاش و مهربان بود.

به دانش آموزان انگیزه و امید می بخشید .قلمی توانا ، بیانی شیوا و لسانی گویا داشت ،نوجوانان را نصیحت و راهنمایی می کرد ، با چهره خندانش همه را مجذوب خود می کرد ، در کارهایش منظم ، دقیق، وقت شناس و با برنامه بود.همه مردم او را بسیار دوست می داشتند در تشیع جنازه اش همه مردم ایزد خواست آمده بودند .خدایش رحمت فرماید.

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

8 دیدگاه

  1. سلام آقاي بذرافكن
    با تشكر از زحمات شما
    اي كاش معرفي بيشتري صورت مي گرفت كه ما بهتر بشناسيم بر فرض مثال عكسي نام پدر يا اجدادي كه اين نيكان را بهتر بشناسيم الان من هر چه فكر ميكنم اين بنده خدا را نمي شناسم البته خداوند روحش را شاد گرداند

  2. ایشان از شاگردان استاد بهمن بیگی معروف بودند و با اینکه مدرک دانشسرایی داشتند در تمام رشته ها مثل ریاضی علوم تجربی و… تبحر داشتند و کلاسهای فوق العاده و خصوصی زیادی برگزار میکردند.مدتی هم در داریون به تدریس اشتغال داشتند .اهل کوه و کوهنوردی بودند.فرزندان خوبی هم تربیت و تحویل جامعه داده اند که تحصیلکرده هستند و مدارج علمی بالایی را طی کرده اند فکر کنم فرزندانش در تهران و شیراز مشغول به کار هستند و پستهای خوبی را در دست دارند.
    فردی مهربان و بشاش بود.در اخر هم بازنشسته شدند ولی این دوران دیری نپایید و سرانجام به دیدار معبود شتافتند .
    خدا ایشان را بیامرزد.
    فقدان ایشان را به تمام فرهنگیان ومردم منطقه داریون و خانواده ی محترمشان تسلیت عرض مینمایم

  3. نصر الله امیری از ایل باصری است. او دانش آموخته چادر وایل واز راهیافتگان دیار علم به مدد استاد بزرگ بهمن بیگی ودل سوخته آموختن بود. او اهل ذوق وشاعری بود وشعرهای زیبایی نیز سروده است. کسوت همیشگی او آموختن وآموزش بود. کم حرف واهل تفکر واندیشه. خدایش بیامرزد زود پر کشید.

  4. سلام احمد جان…. قسمت نشد در مراسم شما را زیارت کنم. می دانم مشغله اتان زیاد است و عذرتان برای عدم شرکت در مراسم موجه. امیدوارم به زودی دیدار میسر شود. تهران در عین وسعت، چه قدر غریب است که نمی تواند دو همشهری را به سوی هم کشانده و دیدار را میسر سازد. تهران، به تمام معنا برای من و شما غربتکده ی پایتخت است عزیز دل برادر. برای من که تبعیدگاهی است برای محروم شدن از لذت بودن در کنار مردم خوب زادگاهم و شرمندگی در تنها گذاشتنشان در مشکلات و معضلات.
    ببینمتان جناب آقای عیسایی خوش عزیز…

  5. جناب آقای عیسایی خوش، هم گام با جناب آقای بذرافکن، یاد نیک نصرالله امیری عزیز را تکمیل کردند. به شما دو بزرگوار احسنت گفته و برای آن مرحوم رحمت و غفران واسعه ی الهی را آرزومندم. روحش شاد و یادش گرامی باد.

  6. ممنون جناب آقای زارع
    سعادت یار نبود تا دیداری با همشهریها تازه شود واز نزدیک گل روی شما راببویم که سفر درپیش بود ولاجرم بودم
    خرسند خواهم شد تا حضورا درخدمت شما باشم شماره موبايلت ون رو بفرستید تاخدمتتون تماس بگيرم
    درخصوص مرحوم امیری هم باید بگم که ایشان از فامیل هستند واشنایی ما از بچگی است
    سعی میکنم یکی از شعرهاشون رو بفرستم
    از اینکه یاد ما هستید ممنونم پایدار باشید

  7. راستی خدمتتون عرض کنم که اون شعر جوابیه شما به من در مجله حسابدار که یکی از مجلات معتبر کشور است بنام خود شما چاپ شد وجالب اینکه خیلیها با من تماس میگیرند واز داریان میپرسند
    اینطوری داریون در بین حسابدارها وحسابرسها هم شناخته شده تر شد

  8. سلام احمد جان…. پس باز هم بر صفحات مجله حسابدار قلم زنید تا باز هم بخت یار شود و این داریونی دور از وطن نیز پاسخ گو باشد و داریان و داریون بیش تر شناخته شود.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن