دل نوشته هاهمه

مادر تو عاشق حقیقی هستی…

ایلماه شایسته|
میگن دختر بابایی هست.راست میگن,در همه این سالها چنان بابا ملکه ذهن ودلم بود که نمدونستم آیا به راستی مادرم رو دوست دارم یا نه!تا اینکه به بهانه درس خوندن برای کنکور!(کنکوری که هیچ وقت اتفاق نیافتاد)! وپر کردن تنهایی مادر بزرگ چند روزی از خونه دور بودم .قرار بود چند ماه اونجا باشم اما …! هر روز از صبح تا عصر کنار مادر بزرگ بودم وعصر که می شد به اتفاق هم به خونه خودمون میامدیم وشب دوباره برمی گشتیم .

روز پنجم: روز پنجم نشد به خونه خودمون سر بزنیم.همینجور که خورشید می رفت نور وگرمی ونشاط هم در دلم کمتر وکمتر می شدن وعجیب اینکه دلم به شدت هوای مادر رو داشت انگار سالها ندیده بودمش.انگار فرسنگها ازش دور بودم!انگارتازه داشتم می فهمیدم که مادر دارم !که مادر یعنی چی؟ سعی می کردم به خاطر مادر بزرگ به روی خودم نیارم ولی فراموش کرده بودم که اونم یه مادره و برای مادر لازم نیست چیزی رو گفت تا با خبر بشه.لازم نیست جستجوت کنه تا بشناستت.مادر قلب کائناته.قلبی که خداوند عالم اونو سرشار از محبت وعشق کرده.


داشتم می گفتم اون شب کار به جایی رسید که با بغض قلم رو زبان کردم وسفره دل دفتر رو باز کردم وهرچه از دل برمی اومد توی سفره چیدم.نوشتم ونوشتم!نوشتم از مادر. از این جلوه بی مثال پروردگار.نوشتم مادر جون حالا فهمیدم که چرا کمتر دیده میشی .چون همه جا وهمه وقت قبل از اینکه من احساس نیاز کنم تو هستی.قبل از اینکه درد بخواد منو دریابه تو منو مثل یه پرستار ماهر دریافتی.قبل از اینکه بیدار بشم تو بیدار شدی و سفره صبحانه رو انداختی .وقتی میخوام برم سفر لبهای تو مرتب داره با دعاهات پشت سرم زمزمه میکنه.اصلا وقتی من می خواستم پا به دنیا بذارم تو بودی که درد جون گرفتن منو به چون خریدی.آغوش پر مهر تو اولین مامن امن من تو دنیا شد.شیره جان تو گواراترین نوشیدنی دنیاست.

تویی که بی من لقمه در گلویت گیر می کنه.تویی که حاضری سالها با یک لباس سر کنی تا فرزندت هر وقت خواست نو بپوشه .تویی که کفش کهنه رو برای خودت می خوای ونو رو برای بچه هات.تویی که وقتی پسرت میره سربازی (اونجابا هم دوره ای هاش خوشند) شب وروز نگرانی که بچه ام غذا درست وحسابی گیرش نمیاد.بچم دلتنگه. بچم غریبه.تویی که اگه بچه هات سردرد بگیرن تا صبح خواب به چشمت نمیاد.تویی که وقتی به بچه هات میسپری وقتی رسیدین خونه بهم زنگ بزنین واونا یادشون میره خودت تماس میگیری به جای دعوا واخم صدتا قربون صدقه ش میری که خدارو شکر که سالمی,ترسیدم خدای نکرده براتون اتفاقی افتاده باشه.تویی که از همه بیشتر از دیدن دخترت در لباس عروسی وپسرت در لباس دامادی خوشحال میشی.تویی که از همه بیشتر غم بچه هات تو رو ناراحت میکنه. تویی که خودت رو به آب وآتیش میزنی تا بچه هات در رفاه باشن.تویی که تا من میام فراموش میشی.خودت رو فراموش میکنی وسراپا من میشی.وچون من شدی میتونی اینقدر قشنگ منو درک کنی. به راستی تو عاشق حقیقی هستی.یادم رفت بگم!تویی که نیم ساعت پیش چایی دم کردی ومنو صدازدی تا بیام چایی بخورم وگفتم الان میام! وهنوز…
وتویی که همیشه میبینم وقتی از نماز فارغ میشی و تن خسته ات روی سجاده زانو زده ونگاه پرنیازت به آسمونه ودستای مهربون وزحمت کشیدت رو بالا گرفتی اولین وبهترین وبیشترین دعاهات رو برای بچه هات میکنی وخودت که کوه دردد سالیان رو بر دوش داری رو از دعا فراموش کردی. مادر ,من قشنگترین با گذشت ترین و خستگی ناپذیر ترین خلقت خدا رو میون اون چادر نماز سفید گلدار میبینم…تقدیم به مادر.مادر سپیده, مادر ماه خودم.مادر مدیر سایت که این فرصت روداد تا از خوبیها بگوییم.مادر جناب زارع که وقتی نوشته هام رو خوند من رو ترغیب به نوشتن در سایت کرد ومادر همه کاربران وهمه مادران خوب دنیا.

نوشته های مشابه

12 دیدگاه

  1. فدای آبجی عاشقم و مامان خوبم
    دوستتون دارم با تمام وجود
    خوش بحالتون که همیشه کنار همید.
    درس ، کار ، زندگی و………..همه باعث جدایی من شده

  2. سلام بر خواهر پر کار وفعالم. هر کی ندونه من می دونم که چقدر مشغله داری.با این وجود داری حسابی داریون نمایی میشی.اومدنت رو تبریک میگم.

  3. سلام
    عزیزم امیدوارم که سایه مادرتان سالیان سال بر سرتان باشد ودر کنار هم به خوبی زندگی کنید.و ورود خواهرت هم به سایت خوش امد می گویم

  4. سلام عزیزان
    سپاس از لطفتون
    امیدوارم اومدنمون بتونه هم به خودمون کمک کنه و هم بتونه گره گشایی برای دیگران باشه
    اگه از این ورا خبری بشه خبرتون می کنم

  5. ایلماه جان چه زیبا از قشنگترین واژه هستی نوشتی قلم زیبایت با حس پاکت چه زیبا آمیخته شده بودند امیدوارم همیشه قدردان مادرمان باشیم بازم هم منتظر نوشته های زیبا دلچسبت هستیم ورود خواهرت هم خوش آمد میگویم امیدوارم کانون گرم خانواده تان روزهای سبزی درپیش داشته باشند

  6. سلام وصدسلام بر سپیده جان,از قدیم گفتن وخوش گفتن که :مستمع, صاحب سخن را بر سر ذوق آورد …ودوم اینکه گفتن ونوشتن وشنیدن از زیباییها, خوبیها,روح انسان را نوازش میدهد واو را آرامش بخشد وهر چه بیشتر با خدایش در می آمیزد.واما سوم!چرا شما ننوشتید؟؟من مطمن بودم تصویری که شما از مادر میکشی صدها برابر از آنچه من میگویم زیباتر است میدانیچرا؟!چون از همان دو جمله درخواست گونه ات (در مورد نوشتن از مادر) نیک پیدا بود که”مادر”راخوب شناخنه ای.

    1. سلام ایلماه…. حسابی درگیر داریون نما شدی ! آبجی رو هم داریون نمایی کردی ! حس خوبیه ، نه !؟ یه حسی مثل تولد ! مثل زاده شدن ! تاریخ روزی که برای اولین بار دست به قلم شدی و وارد دنیای مجازی داریون نما شدی رو یاد داشت کن و هر سال این روز رو جشن بگیر. جشن تولد. تولد در داریون نما ! حس زیبایی ست ! این طور نیست !؟

      1. سلام آقای زارع.جه غیبت عظمایی داشتین!!!!فکر میکنم حالا حالاهام ادامه داره!این دیدگاههای گه گاهتونم انگار صرفا جهت خالی نبودن عریضه ست و بدنیست بدانید که این نوشته های اندکِ گه گاه,نه تنها حضورتان را تیک نمیزند بلکه با صدایی به بلندای سکوتفریاد میزنند که دیگر اینجا نیستید!!چرا؟؟؟

        1. سلام ایلماه…. حق با شماست. مدتی است کمی کسالت دارم. تعطیلات تابستان هم تمام شده و کلاس ها و….. شروع. مشغولیات بیش تر شده و وقت کم تر….. ولی این ها بهانه است، باید خیلی زود دوباره خودم را دریابم و باز هم مثل سابق ……. اگر عمری باقی بماند، درستش می کنم. ممنون از تذکر به جا و به موقعتان….

  7. سلام خدمت شما .داشتم دنبال مطلبی در اینترنت میگشتم که بر اثر اشتباه تایپی , سلیت شما باز شد,خواستم سایت را ببندم ودنبال مطلب خودم بروم که تیتر,”مادر تو عاشق حقیقی هستی” توجه ام را جلب کرد واز آنجا که عاشق مادرم هستم چندین بار مطلب را خواندم.خیلی زیبا ست .خیلی روان است.به شما به خاطر داشتن قلمی به این روانی ,روحی به این آزادی وبیانی به این قوت تبریک میگویم وامیدوارم که باز فرصت دست دهد تا به این سایت سر بزنم وباز هم شاهد مطالبی به این شیوایی باشم. جایی در متن گفته اید”مادر قلب کائناته” فکر میکنم جمله ای از این کاملتر در وصف مادر نمی توان گفت.پیروز و سربلند باشید.

  8. اشراق تماشایی باور باشی
    از عرش خدانیزفراترباشی
    صد کعبه نمازمیگذارندتورا
    یک لحظه اگربه جای مادرباشی (ایرج زبردست)

  9. سلام behzadi جان ! باز هم از این اشتباه های تایپی بکنید ! می دونید فرق این سایت با سایر سایت ها چیه؟ همه یه جورایی هم دیگه رو میشناسن. شاید خیلی ها با اسم مستعار تو سایت حضور دارن ولی اسم زیاد مهم نیست، شخصیت افراد مهمه. بر و بچه های سایت با همین اسم و رسم به هم عادت کردن و برای هم دلتنگ میشن. تو این سایت همه برای هم احترام قائلن. یه حس مشترک قلب ها رو به هم نزدیک می کنه. حس داریون نمایی بودن. گفتم داریون نمایی بودن ! نه داریونی بودن ! هر چند اوایل داریونی بودن پای ما رو به این فضای مجازی باز کرده، ولی حالا دیگه داریون نما، خودش شده یه زادگاه. زادگاهی که مرز ها رو در نوردیده و از منطقه ی داریون خیلی خیلی فراتر رفته. حالا دیگه ما افرادی مثل آزاده روح الامینی و…… داریم که اصلا نمی دونه داریون کجاست ولی دلبسته ی داریون نماست. شما هم بخواهی نخواهی داریون نمایی شده ای و امیدوارم سالیان سال داریون نمایی بمونی. به داریون نما خوش اومدید عزیز دل برادر. پویا و پایا باشید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن