ديدگاههمه

شب چله در راه است؛بزرگترها را فراموش نکنیم…

جلیل زارع|
کم کم شب یلدا ( شب چله) نزدیک است. پشت در است و عنقریب دق الباب می کند خانه ی دلتان را ! خودتان را آماده کرده اید ؟ هندوانه و انارتان را تدارک دیده اید؟ آجیل چه طور؟ خریده اید؟

قدیم ندیما که معمولا شب چله، زمین پوشیده از برف بود، بساط برف و شیره هم بر پا بود. خدا را چه دیده ای ! شاید زد و امسال در شب چله، برف هم بارید ! ولی اگر چنین نشد، چه چیزی را می خواهید جایگزین برف و شیره کنید تا فرهنگ اجداد خود را پاس دارید؟

کتاب حافظتان را گرد گیری کنید ! تفال به لسان الغیب، زیبایی این شب را دو چندان می کند ! هم فال است و هم تماشا ! شاهنامه خوانی که دیگر قدیمی شده است ! نه ؟ خب اگر در خانواده اتان از حنجره ای صدایی خوش بیرون می آید، دوباره رواجش دهید !

یادش به خیر شاهنامه خوانی عمو محمد تقی مرزبان ( عموی مادرم بود. یک داریونی اصیل که شاهنامه خوانیش معرکه بود !) . چه قدر دلم برای قصه های شب چله های پدرم تنگ شده است ! شما چه طور ؟ دلتان برای کسی تنگ نشده است ؟

چه کرسی های گرم گرمی داشتیم در آن شب های سرد سرد ! پدر و مادر، یک دوجین خواهر و برادر، و در کنارمان سایر اقوام و خویشان ! عجب حال و هوایی داشت شب چله های داریون !

این ها همه یک روی سکه بود ! و اما روی دیگر آن :
عزیزان دل برادر ! برگزاری مراسم ملی و مذهبی، بهانه ای بود برای جمع شدن افراد خانواده و فامیل در منزل بزرگ ترهایمان ! پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها ! پدر و مادر ! عمو و دایی و عمه و خاله و …

چرا نباید حالا هم این مراسم، چنین بهانه هایی را بطلبد !؟ چه ایرادی دارد امسال شب یلدا، میوه و آجیلتان را بردارید و یا برندارید ولی بروید منزل بزرگ ترها ! و این طولانی ترین شب سال را پای درد دل آن ها بنشینید. شاد باشید و شادشان کنید ! دلشان را به دست آورید ! بگذارید فرزندانتان هم یاد بگیرند و فردا روزی یادتان کنند !

همسایه هایتان چه طور ؟ از آن ها خبر دارید؟ می توانند در این طولانی تر شب سال، بساطی بچینند از کمی میوه و آجیل و … ؟ شام شب چله اشان به راه است ؟ شرمنده ی کودکانشان نیستند ؟ خانه اشان گرم است ؟ غم و غصه ای کنج خانه ی دلشان لانه نکرده است ؟ نمی خواهید همسایگی کنید و کمی هم به فکر آن ها باشید ؟ نمی خواهید شریک شادی هایتان باشند ؟

خانواده های شهدا و جانبازان را چه طور ؟ به گمانم دلتنگند ! به یاد عزیزان دلبندشان که شب چله، بوسه بر گونه اشان می زد و لبخند بر لبشان می آورد ! پر کشیدند و رفتند تا ما امروز چنین شب طولانی را در آرامش و آسایش به صبح پیوند بزنیم ! از جانبازی که به ظاهر زمینگیر شده است و ناتوان و در باطن آسمانی هست و پر توان ، نمی خواهید سرکشی کنید !؟

می دانم ! شما مردم با فرهنگ زادگاهم و شما کاربران با صفا و مهربان، همه ی این ها را می دانید و درد دل مرا هم به حساب یادآوری می گذارید ! این فقط یک تلنگر بود برای به یاد آوردن آنان که دوستمان دارند و توقع دارند دوستشان داشته باشیم ! توقع زیادی نیست که !؟ منتظرند لبخندمان به لبخندشان گره بخورد !

شب یلدای خوبی داشته باشید در شبی سرد و جمعی گرم ! به آن امید که شب یلدای امسالتان، همان شب چله ای باشد که ……..

نقطه چین ها را دیگر خودتان پر کنید !

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

16 دیدگاه

  1. اگر کسی از افراد منزل صدای خوبی دارد. خواندن دوبیتی های محلی داریون هم در شب یلدا خالی از لطف نیست. به قول آقای زارع هم فال است و هم تماشا. اگر دوبیتی ها را حفظ نیستید کافی است ” مشاعره داریونی” را از داریون نما سرچ کنید. یا به کتاب فرهنگ مردم داریون مراجعه کنید.شب چله گرمی را در کنار خانواده و بزرگان فامیل برای همه شما کاربران عزیز آرزو میکنم.

  2. امیدوارم شب چله امسال یاد اور صمییمت و گرمی خانه های گاهگلی کوچکی باشد که دلهای بزرگ دریایی را درخود جا داده بود یاداور تمام کسانی که نیستند یادشان صفای خانها میشودامسال گرمی وجود پدر بزرگ مادر بزرگ بر طولانی ترین شب سال بگسترانیم وبا گرمی حضور خانواده سردی شروع زمستان از یاد ببرییم پیشاپیش یلدایتان مبارک

  3. باسلام خدمت استاد زارع عزیز ودیگرکاربران
    خدابهشماجزای خیردهدکه یاد همه وخصوصامردم زادگاهتان هستید وبه ما هم یادآوری میکنید ولی ما کجا وشما کجا ….
    شادیها را بادیگران قسمت کردن و یاد دیگران دلی میخواهد به زلالی و پاکی آب که از دلهای کدر وماشینی ما که زنگاربسته خیلی فاصله دارد.رسیدن به این افراد که گوی سبقت را از همه بریده اند پاهایی میخواهد محکم واستوار ،که پاهای لرزان ما سست است ولیاقت و صلابت ندارد.دراوج مکنت و بی نیازی ،یاد دیگران بودن بی شک قاعده ی لطف مقرب است که مرتبه اش بعد از اثبات تکلیف است و به همه کس اعطا نمیشود.آری عزیزان همانطور که آقای زارع بیان کردند یلدای خود را قسمت کنیم یاد بزرگترها وفقرا باشیم شاید این آخرین یلدای ما باشد وخدا این شب طولانی را آخرین
    فرصت کوتاه عمر ما قرار داده باشد.گاهی وقتها خیلی زود دیر میشود .خیلی از عزیزان یلدای پارسال را در کنار خانواده بودند وامسال در خاک سرد آرمیده اند پس تا دور نشده است …
    از طرفی این آیین را به فرزندانمان بیاموزیم تا آن را به فرزندانشان بیاموزند و به قول آقای زارع وقتی بزرگ شدند نگذارند یلدای ما به تنهایی سپری شود
    برای شادر روح عزیزانی که یلدای امسال در بین ما نیستند بخوانیم رحم الله ومن یقرا فاتحه مع الصلوات

  4. یلدا مبارک
    مهر رخشا نکوترین چهر است / شب یلدا تولد مهر است
    این همایون شب خیال انگیز / هست درآخرین شب پاییز
    بیخ وبن در حماسه گستردست / در نهادش حماسه پرور دست
    لفظ یلدا اگر چه سریانیست / شب مهرآفرین ایرانی ست . . .

  5. یک عالمه سلام و یک دنیا تشکر

    کم کم دارد افزون بر ترکش های ناخواسته، نور افشانی های خواسته نیز خودی نشان می دهد.

    “مطالب مرتبط” سنجاق شده بر تن مطالب اخیر، تنها جرقه هایی از قالب جدید داریون نما است که بهرام جان درخشش و تلالوی نورش را در بلندترین شب سال پیش بینی کرده است.

    به گمانم نمایان شدن این “مطالب مرتبط”، که در دل “دسته ها ” از دید ما کاربران، پنهان بود، انگیزه ای می شود برای مراجعه کردن به یکی دوتایی از آن ها و دست به قلم شدنی و درج دیدگاهی.

    عجله نمی کنیم ولی آن ته ته های دلمان از انتظاری شیرین سرشار است که قرار است حلاوت آن گواری وجود کاربرانی باشد که بر آنند تا بلند ترین شب سال را با عزیزانشان به تصویر بکشند و در یاد و خاطره ی نسل فردا ماندگار سازند.

  6. استاد تذکر دادند بزرگترها را فراموش نکنیم منم دوست دارم بگم تنگدست ها را فراموش نکنیم باتوجه به مشکلات اقتصادی شاید خیلی از خانواده ها درتهیه خوردنی میوه اجیل شب یلدا با مشکل روبرو باشند حداقل چنان سفره رو رنگین نکنیم که سفره خالی کم حجم اونا زیاد تو چشم بزنه هرکس میتونه تو این شبها یه وقتی میره خرید شب یلدا همسایه دوستی اشنایی که میدونه درمضیقه هستند فراموش نکنه نگذارید پدری تو رو خانوادش شرمنده بشه یا بچه ی به خاطر نداشتن پدر اون شب براش رنگی نداشته باشه

  7. با سلام…
    با شناختی که از مردم خوب زادگاهم دارم مطمئنم که مردم خوب زادگاهم به تذکر سپیده ، جامعه ی عمل خواهند پوشاند. این بهترین راه ارج نهادن به مراسم ملی و مذهبی است.

  8. با سلام شب چله ای که همراه با آزاد سازی بخش مهمی از محور شیراز داریون همراه است و واقعا این نوید مسرت بخش رامی دهد که بعد از سی سال این ده کیلومتر باقی ماند ه از دو راهی بردج و مناطق سوق الجیشی غروخانه و چکه چاله های محور قدیمی حذف و یک محور چهار بانده را تجربه کند ای کاش تلاش مسولین امر در چهار بانده کردن این مسیر مهم و سرنوشت ساز بیشتر می شد تا نتایج بهتری گرفته می شد این هم خواست خداوند بود که این محور مهم بخشی از آن ازاد شود

  9. سلام پیشنهاد من این است که در شب یلدا هر کار مهمی دارید کنار بگذارید و به مهمانی بروید و کمی خوش بگذرانید.
    اگر بتوانید به دیگران کمک کنید .
    اگر نتوانستید کمک کنید حداقل اخلاق خوب داشته باشید و در طولانی ترین شب سال کسی را از خودمان نرنجانیم
    اگر قهر هستید اشتی کنید.

  10. ايزد دادار، مهر و کين تو گويی
    از شب قدر آفريد و از شب يلدا
    زان‌که به مهرت بود تقرب مومن
    زان‌که به کينت بود تفاخر ترسا
    یلداشب همگی شادباش

  11. آخر پاییز شد
    همه دم میزنند از شمردن جوجه ها
    اما بشمار تعداد دلهایی که بدست آوردی
    بشمار تعداد لبخندهایی که از سر شوق وغم ریختی
    فصل زردی بود ….. تو چقدر سبز بودی؟
    جوجه را بعدا با هم میشماریم….
    افکارتان یلدایی.یلدایتان مبارک

  12. ای خواجه حافظ شیرازی! تو که محرم هر رازی! قسم به شاخ نباتت هر چه صلاح و مصلحت می بینی برای کاربران همیشه همراه داریون نما ، آشکار و آرزوی آن ها را برآورده ساز !

    برای شادی روح حافظ، صلوات یا فاتحه ای نثار نموده و آماده باشید می خواهم کتاب حافظ را باز کنم به نیت شما.

    این شما و این هم شعری که به نیت شما اومد:

    “رواق منظر چشم من آشیانه توست
    کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

    به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل
    لطیفه​های عجب زیر دام و دانه توست

    دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
    که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست

    علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن
    که این مفرح یاقوت در خزانه توست

    به تن مقصرم از دولت ملازمتت
    ولی خلاصه جان خاک آستانه توست

    من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی
    در خزانه به مهر تو و نشانه توست

    تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار
    که توسنی چو فلک رام تازیانه توست

    چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز
    از این حیل که در انبانه بهانه توست

    سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد
    که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

  13. نیت کرده بودم شب چله ای بریم طبقه ی پایین منزل جانباز قطع نخاع آقای یاری عزیز. با خود گفتم: هر چی داریم بر می داریم با خونواده جمع و جورمون میریم منزل ایشون… ولی مهمون اومد. گفتم: وقتی رفتند میریم. بازم مهمون اومد. بازم گفتم…. و بازم…..
    گفتم این طوری نمیشه ! باید کاری کرد. رو کردم به مهمونا و گفتم: کی موافقه دار و بساطمون رو جمع کنیم بریم منزل آقای یاری؟
    همه موافقت کردند و این گونه شد که یلدایمان را با جانبازی سپری کردیم که…..

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن