دفترچه خاطراتهمه

یاد نیکان (قسمت ۲۷) مرحوم حاج کهندل بذرافکن

یوسف بذرافکن|
گاهی انسان های نیک آنچه را دارند تجربه کرده اند در راه خدمت به مردم قرار می دهند ،یکی از کسانی که مردم داریون از ایشان به نیکی یاد می کنند ،مرحوم حاج کهندل بذرافکن است ،در زمانی که در داریون پزشک نبود و همه مردم توانایی رفتنن به شیراز را نداشتند آن مرحوم بعنوان شکسته بند ،دست و پاهای شکسته را مداوا می کرد.

اخلاق و رفتارش با مردم بسیار خوب بو د و آنچه ازدستش می آمد و تجربه کرده بود را بدون هیچگونه چشم داشتی در اختیار مردم می گذاشت ،بر اندام شکسته مردم مرهم می گذاشت ،شاه و گدا برایش فرق نداشت ،کارش به امید پاداش الهی بود،درب منزلش حتی شب و نصف شب هم بر روی مردم باز بود.

تا آخرین روزهای عمرش از خدمت به مردم دریغ نکرد و به مردم تکبر نفروخت و این شد که مردم هنوز از آن مرحوم به خوبی و نیکی یاد می کنند و برایش طلب مغفرت می کنند ، خداوند ایشان را با ابرار و نیکان محشور فرماید .

نوشته های مشابه

8 دیدگاه

  1. سلام خدا رحمتش کنه ممنون از شما میشه در مورد عکس یه توضیح بفرمایید اگه ازداریون ماله چه زمانیه عکسه جالبه

  2. با سلام و تشکر مجدد از جناب آقای بذرافکن که گه گاه و به طور متوالی از نیکان منطقه ی همیشه سرافراز داریون یاد می کنند.

    …خدا رحمت کند این مرد نیک و با خدا که خدمت به خلق خدا که عبادتی بهتر از آن نیست را سرلوحه ی کارهای خود قرار داده بود.

    *جا دارد در این جا، یادی هم بکنیم از مرحوم حاج ناصر کوشک مولایی که ماند حاج کهندل بذرافکن، شکسته بند تجربی و سنتی بود و کار مردم را راه می انداخت.

    مرحوم حاج ناصر کوشک مولایی را همه در کوشک مولا و چه بسا روستاهای اطراف و شاید هم داریون می شناختند. ایشان فردی بزرگوار و مومن و خیر و میهمان نواز بود و همراه و همگام با همسرش که او نیز زنی مومنه و نیک سرشت است، فرزندان خلفی را تربیت کرده و تحویل جامعه داد که اکثرا ساکن شیراز هستند.

    کسانی که حتی یک بار، کار شکسته بندی او را از نزدیک دیده اند، می دانند که آن قدر در کار شکسته بندی مهارت داشت که کسانی که شاهد کار او بودند فکر می کردند واقعا دکتر شکسته بند است نه شکسته بند تجربی و سنتی !

    در منطقه ی داریون کم نیستند مردان و زنان نیکی که به نوعی خدمت به مردم را سرلوحه ی کار خود قرار داده اند که مسلما بذرافکن عزیز به نوبت و به مرور همه را به نسل امروز معرفی خواهند نمود.

  3. با سلام خدا بیامرزد حاج کهن دل را و خدا بیامرزد حاج ناصر کوشک مولایی را و تمام اسیران خاک
    حدود 16 17 سال قبل خاله ام حراسان به خانه ما آمد در حالی که دختر 5 ساله اش را روی دست گرفته بود هر دو پایش وسط تاب پارک محله ای رفته بود و به طرز فجیحی شکسته و آویزان شده است به سرعت او را بغل گرفتم و با خاله ام دوان دوان به طرف بیمارستان شیراز رفتیم
    در بیمارستان کاری نتوانستند بکنند و ما را ارجاع به بیمارستان چمران دادند بیمارستان که رسیدیم دکتری برای معاینه آمد و دائم صلوات می فرستاد و به ما گفت که وضع پایش خیلی خراب است و باید چندین عمل شود به ناچار به درب خانه دایی بزرگم رفتیم که شوهر خواهر مرحوم حاج ناصر بود شبانه دختر خاله ام را به کوشکه مولا بردند ایشان بعد از دیدن عکس پاها ، پاها را جا انداخته و اتل بندی کرده بود باور نمیکنید دو هفته نشده هر دو پایش خوب شد و تا الان که نزدیک به مادر شدنش می باشد هیچ گونه مشکلی ندارد خدا بیامرزد حاج ناصر و حاج کهن دل را ک ذخیره های با ارزشی برای این منطقه بودند روحشان شاد ..

    1. سلام دایی جان…

      ممنون که با وجود عدم دسترسی به کامپیوتر، با هزار زحمت با گوشی، دیدگاه می فرستی. نمیدونم ، شاید هم تا حالا کامپیوتر خریده باشی. ولی در این صورت هم حداقل میدونم که مشغله ات زیاده و از این که وقت میذاری و گه گاه اظهار نظرهای جالب و مفیدی می کنی ممنون آقا سید گل !

      میدونی چه قدر دوستت دارم و چه قدر دلتنگت می شم. پس هر چه میتونی دیدگاه و حتی مطلب بفرست تا هم همه ی کاربرا استفاده کنن و هم من از دلتنگیم کاسته بشه.

      انشاءالله اگه عمری برای من باقی باشه، 22 بهمن تهران می بینمت عزیز دل دایی ! میدونی که برام خیلی عزیزی. وقتی تو و خواهرها و برادرت رو میبینم وجود مادرت رو کنار خودم احساس می کنم. خدا رحمتش کنه که به اندازه ی مادر حق گردن من داشت. خدا حفظت کنه سید …

  4. سلام عزیز دلم من هم دلم برایتان تنگ شده است. شما و خاله وداعیهایم را که میبینم یاد مادرم برایم زنده میشود ودلتنگیهایم را کم می کند . خدا خیر بدهد به آقای داریون نمای عزیز را که از زمان کودکی ارادت نسبت به ایشان داشتم. که این فضا را به وجود اوردند. و دلهای داریونیها را از سراسر دنیا به هم نزدیک کرده است . مادرم علاقه بسیاری به شما داشت. وهمیشه با افتخار از شما صحبت میکرد وقسم راستش شما بودید برای ما هم افتخاری انشاال.. زنده باشی حاجی برایم دعا کن.

    1. سلام سید…

      میدونم تو هم حرف برای گفتن تو سایت زیاد داری . میتونی یه مطلب خوب و مفید و جذاب بذاری تو سایت. حضوری بیش تر با هم صحبت می کنیم. من پیشنهادهایی دارم که فکر می کنم کارساز باشه.

      پس تا بعد به خدا میسپارمت دایی جون…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن