گزارش

از ویرانی داریان تا شکل گیری دوباره داریون

جلیل زارع|

آ : طایفه ی مشهور به چهار اولاد :
چهار اولاد که جد بسیاری از فامیل های ساکن داریون هستند ، عبارتند از:

۱ – محمد کریم که فامیل های دریانی ها از اوست.

۲ – ملا حسین که جد گروهی از فامیل های حقیقت جو و خورشیدی است.

• فرد با سواد چهار اولاد، “ملا حسین” بوده است که به تبع وی، فرزندانش به نام های “ملا هادی” و “ملا حاجی” و نوادگانش به نام های “ملا کوچک علی” و “ملا محمد” نیز با سواد بوده اند و به امر آموزش اطفال اشتغال داشته اند. وجود این افراد، بی تردید در توسعه ی فرهنگی داریون، موثر بوده است.

• زنده یاد تیمور حقیقت جو، بانی خیر مراکز آموزشی و درمانی گردید. این امر، خود توسعه ی هر چه بیش تر فرهنگی و اجتماعی داریون را فراهم آورد.

۳ – احمد که جد فامیل های “خوش نژاد” و گروهی از فامیل های “بذرافکن” به حساب می آید.

۴ – کریم که جد فامیل های “شرفی ها” و “مددپورها” ست.

ب – مهاجرین رجاء آبادی :
“سیاوشی ها” و گروهی دیگر از “بذرافکن ها” ست : مانند “امیدعلی”، “عیدی محمد”، “رضاعلی” و … که جد آن ها به نام “کربلایی رضاعلی” از دسته ی مهاجران “رجاء آبادی” است و به گونه ای عموزادگان “تیمور حقیقت جو” به حساب می آیند.

پ – خوش نشین های داریون :
۱ – فامیل های “کشاورز” و زیر گروه آنان “جهاندیده ها”

۲ – مهاجرین بردجی :
” پیرزاده ها” و ” زارع ها ”

۳ – مهاجرین فتوح آبادی :
” روئین تن ها ”

۴ – مهاجرینی با اصالت عرب :
فامیل های “قلیچ خانی” ، “نامجو” و ” شاه علی” و …

ت – کوچ روان اقامت گزیده در داریون :
طایفه های مشهور عشایر فامیل های “محجوبی” ، ” شیروانی” ، ” بهمن پور” و …

ث – کوچ روان عشایر از دیندارلو :
فامیل های “ظهرابی” ، “محترم” و “نعمتی” که قبلا حدود ۱۵۰ سال پیش، در روستای “دیندارلو” ساکن شده بودند.

***…و اما یک پرسش اساسی :
داریون، با وجود قدمت زیاد و زیر پوشش گرفتن روستاهای بسیار در گذشته مانند بند امیر، فیض آباد، رحمت آباد، فشنگون، منصور آباد، کم جان، نفت جان، کورکی، فتوح آبادی، خیر آباد و ایزد خواست، حداکثر به دهستان ارتقا یافت. در صورتی که در همان زمان، می توانست ” بخش” مهمی باشد !
فکر می کنید، علت چیست ؟
” در تهیه و تنظیم این مطلب، از کتاب ” فرهنگ مردم داریون ” استفاده شده است.”

برچسب ها

نوشته های مشابه

31 دیدگاه

  1. سلام استادممنون ازآشنا کردن مانسل جوون باشناسنامه داریون ،قدرزر زرگرشناسد قدرگوهرگوهری!!کاش چندنفرمثل استادبود دوستان قدراستادروبدونید خداوندهمچنان یارویاورتان باشد

    1. سلام علیرضا جان کتاب فرهنگ لغت داریون مظلوم واقع شد.
      یک منبع جامع از همه ی این اطلاعات.
      وبه نظرمن توی هر خونه باید یه نسخه ازاون باشه اما…

  2. البته من یه سوال هم داشتم، خیلی از داریونی ها که اصالتا هم داریونی بودند چرا در این تقسیم بندی جایی ندارند…!!!
    مسئولین پاسخگو باشند…

    1. سلام…

      بیش تر این اطلاعات رو جناب آقای جلال بذرافکن ضمن پرس و جو با کهن سالان داریون جمع آوری کرده است. قسمت زیادی از این اطلاعات هم نقل قول از جناب آقای فتح الله حقیقت جو است.

      من هم جسارت کردم و کمی به آن نظم و سر و سامان داده ام و یه جورایی شده است تقسیم بندی که شما می گویید.

      پس وحی منزل نیست و اتفاقا از شما کاربران عزیز انتظار می رود که کمک کنید، پرس و جو کنید، تحقیق کنید و دامنه ی اطلاعات در مورد طوایف اصیل داریونی و مهاجران آن را توسعه دهید و این تقسیم بندی را کامل تر و واقعی تر کنید.

      بسم الله ! کی شروع می کنه ؟ شما اطلاعات بدید. منم اگه عمری باقی موند تقسیم بندی رو جامع و مانع تر می کنم.

      تا وقتی فقط شنونده و بیننده و تماشاچی هستیم، همین آش است و همین کاسه ! همه چیز مختصر و کوتاه و ناقص ! کی باید کاملش کنه ؟ مسئولین؟ مسئولین خیلی هنر کنن بتونن داریون رو یه بار دیگه بخش کنن و بگن بازم که سه بخشه ؟!: دا – ری – یون ! همین.

      جمع آوری و تکمیل فرهنگ اجدادی ما، کار خودمون هست نه مسئولین ! که اگه بخوایم منتظر باشیم مسئولین به فکر بیفتند و گروهی رو برای این کار بسیج کنند و دست به یه اقدام عملی بزنن، فرهنگ رو هم باید بخش کرد. به گمانم سه بخش هم نشه، آخرش بشه همون دو بخش “فر” – “هنگ”

      اگه به این مقدار بسنده می کنید و راضیتون می کنه که همین کتاب “فرهنگ مردم داریون” از این حد هم خیلی بیش تره و خیلی پاش عرق ریخته شده . افرادی هم پیدا میشن که گه گاه تو این فضای مجازی جسارت کنن و با کسب اجازه از محضر آقا جلال، دستی به سر و صورتش بکشن تا تر و تازه بمونه و بوی کهنگی نگیره …

      نمی دونم تونستم بعد از این همه صغری و کبری چیدن منظورمو برسونم ؟

      پس هم چنان پویا باشید و پایا و برقرار ، که لازمه ی جاری و ساری بودنه….

      1. سلام
        و ممنون از شما به خاطر وقتی که می گذارید. حق با شماست. کافی هستید کمی به جای غر زدن خودم هم دست به کار شم! هر چند که مطمئن هستم این کار نیز از عهده من خارج هست.
        پس آسان ترین راه این هست که خودم را قانع کنم که حتما جای خیلی ها در این تقسیم بندی نبوده!
        یعنی در واقع نمونه تیپیک یک جهان سومی باشم که به جاي حل مشکلات سعي کنم، به بهترين نحو خودم رو با اون مشکلات وفق بدهم!
        البته شاید هم نویسنده محترم کتاب ذکر کرده اند که این تقسیم بندی کامل نیست…

  3. سلام آقامحمدخیلی شریفی قربان بانظرت موافقم من که تاحالا ندیدم چه رنگیه این کتاب به فکرچاره اندیشی بایدشد!!

  4. با سلام-آقای زارع فرموده بودند این کتاب هیچ جا گیر نمیاد وبعضی دوستان اظهار بی اطلاعی از رنگ آن کرده بودند در صورتی که فکر کنم بعد از یکسال هنوز هم اطلاعیه فروش آن با بیست در صد تخفیف روی در و دیوار ها مغازه های شهر داریون قابل مشاهده باشد. خودم توسط یکی از دوستان تابستان 92 کتاب را از مجتمع فرهنگی تهیه کردم.حتی اگر کسی قصد هزینه کردن هم نداشته باشد حتما چنین کتابی در کتابخانه ها باید موجود باشد.

    1. سلام شاگرد عزیز …

      من شنیده ام که فقط یک بار آن هم 1000 جلد در سال 1389 به قیمت شش هزار تومان چاپ شده و همه فروش رفته و دیگر هم تجدید چاپ نشده است.

      اگر هنوز هم هست و می شود از جایی خرید، لطف کنید آدرسش را به من و سایر کاربران هم بدهید تا تهیه اش کنیم. ممنون می شوم عزیز دل برادر…

      1. سلام و عرض تبریک به مناسبت روز معلم
        در مطلب قبلی اشاره شد که بنده از مجتمع فرهنگی تهیه کرده ام.دوستان هم می توانند از همین طریق اقدام فرمایند.حتی در نمایشگاه بین المللی کتاب امسال در شیراز نیز این کتاب توسط ناشر (بنیاد فارس شناسی) عرضه شد.

        1. سلام و ممنون شاگرد عزیز…

          منظورتان همان مجتمع فرهنگی گل های باغ نبوت داریون است ؟ اگر عمری باقی باشد، شاید ده روزی دیگر گذرم به داریون بیفتد؛ با این حساب می توانم از آن جا تهیه اش کنم.

          هم چنان پویا و پایا باشید…

  5. با سلام و عرض تشکر از استاد زارع
    در این تقسیم بندی بسیاری از خانواده ها و فامیلهای معروف مثل یاری و میرزایی وکاظمی و……..جای ندارند.
    شاید هم در قسمتهای بعدی منتشر شود.

    1. سلام علی جان و سایر کاربران عزیز داریون نما …

      فراموش نکنید که همه چیز را همگان دانند. همه کمک کنید تا شجره نامه ی داریون کامل شود. منتها یک نکته را فراموش نکنید. وقتی از طایفه ای می گویید، سعی کنید با تحقیق و جست و جو و اطلاعات جامع تری، به قدمت آن طایفه نیز اشاره کنید و اجداد کهن آن فامیل و خانواده ها را نام ببرید.

      اگر می خواهید این تقسیم بندی هر چه بیش تر تکمیل شود کمک کنید و مستند به اولین کسانی که از فامیل یا طایفه ی مورد نظر شما، در شکل گیری دوباره ی داریون نقش داشته اند، اشاره کنید.

      به طور کلی در شکل گیری دوباره ی داریون، پس از ویرانی داریان، دو گروه نقش اساسی داشتند:
      1 – بازماندگان داریان تخریب شده
      2 – مهاجرین اماکن دیگر

      حالا دست به قلم شوید و این تقسیم بندی را کامل کنید…

  6. سلام تربری جان اگه شماتواین قسمت غریبه هستیدپس ماهم نباید توبحث تربرنطربدیم مثال مسابقه فوتبال این سایت مربوط به منطقه است ،پس همه باهم نظربدیم توسایت داریون نماکسی غریبه نیست موفق باشی

  7. جالب وخواندنی بود.فکر کنم بیشتر تقصیر خودمان بوده که اینچنین موطن مان مظلوم واقع شود.تا جای که .باوجود امرار ومعاش اکثر ساکنین داریون از طریق کشاورزی تا این لحظه نتوانسته ایم حداقل یک کانال آب از رودخانه کر تا اراضی کشاورزی داریون ایجاد کنیم .در صورتی که در استانهای همجوار فارس مثل اصفهان که استانی تقریبا نیمه بیابانی با منابع آب نسبتا کمتراز استان فارس است. برای هرنقطه که حداقل ده خانوار زندگی میکند یا یک هکتار زمین کشاورزی بوده از رودخانه زاینده رود برای آبیاری اراضی کشاورزی آن منطقه. کانالی به طول 40تا50 وگاها تا100 کیلومتر باعرض2.5 متر کشیده اند.حالا چگونه هست که یکی از قطب اصلی کشاورزی استان باید با بی آبی دست وپنجه نرم کند .خدا میداند.ولی به این فکر کنید که تفاوت سطح فکر مسئولین دواستان همجوار هم تا کجاهاست؟؟؟؟؟؟

    1. سلام جهان عزیز…

      ممنونم که به پرسش انتهایی متن، پاسخ دادید. توقع داریم همه ی کاربران عزیز، این پرسش را بار دیگر از نظر بگذرانند و به آن پاسخ گویند.

      باز هم ممنون و متشکریم …

  8. سلام

    من یه صحبتهایی پراکنده شنیدم که میخوام دربارش اظهارنظر کنم

    یه روز تو یکی از آرایشگاه های داریون والبته به صورت پراکنده یه چند جایی دیگر شنیدم که صحبت از همین صحبتا بود.. یکی گفت که مثلا فلان شخص و فلان شخص و فلان شخص جز خانواده های اصیل داریونی هستند.. البته این جمله را طوری ادا کرد که منظورش این بود که حالا اینا اصیل هستند و مثلا بقیه… اگر منظور از اصالت این باشه که اولین افراد تشکیل دهنده یا افراد قدیمی داریون هستند که حرفی نیست اما اگه خدای ناکرده منظور برتری نژادی یااز اینجور چیزا باشه اصلا پسندیده و خوب نیست.

    1. سلام تربری جان…

      ما را چه کار به قضاوت در مورد کم و کیف اصالت و برتری نژادی که ” ان اکرمکم عند الله اتقاکم “!

      ما داریم تاریخچه ی داریون را ورق می زنیم. فعلا هم داریم قلعه ی داریان ویران شده ی “تل جدی” را بار دیگر و کمی این ور تر، همان جایی که ما که بچه بودیم بهش می گفتیم “تو ده ” و حالا دیگه نیستش، به نام قلعه ی داریون کل محمد قلی خان بازسازی می کنیم.

      عزیز دل برادر، ما فقط میخوایم ببینیم چه طایفه های داریانی و مهاجران داریونی در شکل گیری دوباره داریون، نقش داشته اند ! همین !

      اگه خودت یا در و همسایه یا فک و فامیلت اطلاع مطلاعی دارید، بسم الله. یادم رفت ! تک زبونم بود ها ! این چی چی، اونم چی چی ؟ آهان ! یادم اومد، این گوی و آن هم میدان ! بازم همین….

      1. سلام استاد عزیز

        من منظورم سایت داریون نما یا شما نبود. من هیچوقت اینگونه فکر نمیکنم, من این حرفا را چند وقت بود شنیده بودم و تو دلم مونده بود هی میخواستم بگم جای مناسبی پیدا نمیشد.. الان دیدم فرصت مناسبی هست.. فقط منظورم این بود که اینگونه فکر کردن خوب نیست در واقع من آسیب های اینگونه تفکرات را در مورد افراد معدودی که اینگونه فکر میکنن بیان کردم. به هیچ وجه منظورم سایت یا شما یا شخص دیگری نبود

        1. سلام تربری جان…

          منم منظور شما را متوجه شدم. خوش و بشی کردیم با شمای دوست. زیاد سخت نگیر عزیز. ما، هم شما را می شناسیم ، هم نیت خالصانه اتان را و هم کلی ارادت داریم خدمت حضرتعالی.

          فقط به فکر پویایی و پایایی مضاعف باش. از جانب ما خیالت راحت. ببینم میتونی ” دودج: قدمت، فرهنگ، ادب و مذهب ” را برگردونی به خونه ی خودش یا نه ؟

          1. سلام

            من که باور نمیکنم دودج عزیز دودج خوب دودج دوست داشتنی.. دیگه چی بگم والا همه چی تموم.. رفته باشه.. شما باور میکنید استاد؟! من میگم همین گوشه کنارا داره زیرچشمی و یواشکی مار را نگاه میکنه..مثه اون قدیم قدیمترا که بچه بودیم اگه یکی رو دوست داشتیم چیکار میکردیم؟ منتظر بودیم مدرسه ش تموم بشه یواشکی جوری که نفهمه نیگاش میکردیم یا هی از جلو خونشون رد میشدیم!! آخه مگه میشه آدم عاشق یکی بشه بتونه ازش دل بکنه! پس دو حالت داره استاد یا عاشق نشده بوده که رنگ رخساره خبر میدهد از سر درون.. یا همین گوشه موشه ها نشسته داره ما را می پایه..

  9. نمیدونم این چه طرزفکر ورفتاری هست که ما ایرانی ها داریم که حس ناسیونالیستی مون به مسافت بستگی داره .اگه توی شهر خودمون باشیم کسانی که از بیرون وارده شهر شده اند رو غریبه فرض میکنیم حالا اگه بیرون از زادگاهمان وتوی استان خودمون باشیم روی شهر خودمون واطراف اون تعصب داریم اگه بیرون از استان باشیم روی استان تعصب داریم اگه بیرون مملکت باشیم روی ایران وایرانی بودن تعصب داریم .البته این آخریش خوبه ونشونه وطن پرستی ما ایرانی هاست .ولی چه خوب هست زمانی که ما داخل شهر خودمان باشیم وفکر کنیم همه ماایرانی هستیم وتا آنجا که از دستمان برمی آید برای آبادانی شهر وکشورمان کوشش کنیم.باور کنید اگر همه ما این طرز فکر را داشته باشیم راه پیشرفت شهرمان خیلی کوتاه تر میشود

  10. سلام دوستان همشهری کتابیکه جلا ل عزیزتهیه نمودند بسیار ارزنده است ولازم است نقد شود اما میخواهم بگویم نام داریون قبل از اینکه داریان باشد همین داریون بوده تاحدود پنج قرن پیش که بانام داریانذکرشده دوستان در ترجمه گل نوشته های یافت شده درتخت جمشید که در موزه بستون امریکا موجود است اشاره شده از شهرها وابادیهای زمان ر ونق تخت جمشید..شیراز خرامه.داریون وهزار دشت بیضا بوده است به نقل ازسخنان پورفسور ارفعی باستان شناس معروف در روزنامه خبر درتاریخ شانزده بهمن ماه سال 88

  11. با سلام
    اقا میدونستید خیلی از دودجی ها قبلا به داریون کوچ کردند و تا حدودی نسل داریونی ها دودجی هستن ؟و داریونی های زیادی با دودجی ها وصلت کرده و خویشاوند هستن؟

    1. سلام علی آقای گل خوبی عزیزم؟
      نه نمی دونستیم ، چه خوب شد توضیح دادی…
      در واقع ما دختر به دودجی نمیدیم حالا اگه این اتفاق افتاده شما زیاد بزرگش نکن…
      معذرت میخوام علی جان فقط مزاح بود.
      راستی مشکلت با سالن حل شد؟ کف پوش زدی؟یا نزدی؟

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن