دفترچه خاطرات
-
دفترچه خاطرات
وقتی مادرم داشت یه مرغ چاق و چله رو دنبال می کرد دیگه مطمئن شدم …
… لحاف آسمون پاره شده بود و تموم شب از اون، پنبه می بارید. این سومین روز و شبی بود…
بیشتر بخوانید » -
دفترچه خاطرات
دفترچه خاطرات|اعضاي حاضر در اين عكس را مي شناسيد؟
ناصر شرفي| بسياري از اعضاي حاضر در اين عكس را نمي شناسم. اين عكس مربوط به يك اردوي دانش آموزي…
بیشتر بخوانید » -
دفترچه خاطرات
دفترچه خاطرات
عكس هايي كه در ادامه مشاهده مي كنيد را يوسف بذرافكن برايمان ارسال كرده است. در اين عكس ها افرادي…
بیشتر بخوانید » -
دفترچه خاطرات
دفترچه خاطرات/ یاد آن روزها بخیر…(بخش دوم)
عکس های زیر را یوسف بذرافکن برایمان ارسال کرده است. شما نیز می توانید عکس های خاطره انگیز و به…
بیشتر بخوانید » -
دفترچه خاطرات/معرفي و توضيح اين عكس ها با شما…!
يوسف بذرافكن باز هم لطفش را به سايت داريون نما نشان داده و تعدادي از عكس هاي خاطره انگيز خود…
بیشتر بخوانید » -
دفترچه خاطرات/فوتبال داريون چند سال قبل…
داريون روزگاري سه قطب فوتبال داشت. عقاب كه تيم اول داريون بود و در سطح منطقه براي خودش اعتباري كسب…
بیشتر بخوانید » -
دفترچه خاطرات/انگار همين ديروز بود…
مي گويند عكس ها بهتر از نوشته ها سخن مي گويند و در واقع چنين است. در تصاوير است كه…
بیشتر بخوانید » -
دفترچه خاطرات/حكايت ظلمي كه در حق من شد
علی خورشیدی/ سال چهارم دبیرستان شهید فاطمی فرد بودم ، تعریف از خود نباشد دانش آموز درس خوانی بودم ونمره…
بیشتر بخوانید »