یوسف بذرافکن|

بازمحرم از رسید ، ماه عزا و ماتم ، ماه حسین (ع)آمد .

بازهم لباس مشکی ، بیرق و پرچم سبز و سرخ ،کودکان سیاه پوش ،نوحه سرایی و روضه خوانی ،مردان محاسن سفید ، بوی چای هیئت ،عطر غذای نذری ، صدای طبل و سنج ، ذوق طبل زدن ، سینه زنی و زنجیر زنی ،وعظ و سخنرانی ، نام زیبای حسین و اباالفضل ، و جای خالی عزادارانی که امسال دیگر در این دنیا نیستند .

ashorat1

این همه عشق قابل توصیف نیست . اما وقتی در ذهن خود گذشته را دوره می کنیم محرم شکل و شمایل دیگری داشت . از بلند گوهای قوی خبری نبود ، نوحه خوان با صدای رسا می خواند و عزاداران بر وسر وسینه می زند ،کسی تماشا چی نبود ، همه نوحه خوان ها را جواب می دانند ، پدر بزرگم مرحوم شیخ شکرعلی جهانی ، مرحوم خشنود بذرافکن ، مرحوم فتح اله حقیقت جو، مرحوم حاجی نمکی ، حاجی نوراله شیروانی ، مش محمد رضا سیاهی و دیگران نوحه می خواندند و مرحوم غلام هاشمی هم نوحه های خود را از حفظ می خواند . شب های هفتم به بعد هیئت ها در کوچه هاراه می افتند و نوحه خوان با یک بلند گوی دستی نوحه می خواند .

********************************************************************

مرحوم شیخ شکرعلی جهانی ، مرحوم خشنود بذرافکن ، مرحوم فتح اله حقیقت جو، مرحوم حاجی نمکی ، حاجی نوراله شیروانی ، مش محمد رضا سیاهی و دیگران نوحه می خواندند و مرحوم غلام هاشمی هم نوحه های خود را از حفظ می خواند

********************************************************************

از اول محرم آنهایی که نذر داشتند علم می بستند ، عزاداران علم ها را طی مراسم با شکوهی به مکان هیئت منتقل می کردند . زمستان ها چای هئیت طعم دیگری داشت ، مرحوم سید عباس هاشمی چای دم می کرد، باران شدید و کوچه های گلی مانع حرکت نبود .

روحانیون و روضه خوان ها در آخر مجلس سخنرانی کوتاهی می کردند و روضه خوانی می کردند .زن ها هم پشت پرده می نشستند و به روضه خوانی گوش می دادند و گریه می کردند.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :