یوسف بذرافکن|

این شب ها و روزها عطر محرم را در همه جا می توان استشمام کرد اما امشب دلم هوای محله پائین را کرد تا شاید کودکی هایم را در محله پائین جستجو کنم.

ندای دلم را گوش کردم و به راه افتادم از جلو مغازه مرحوم سید فرج فرهادی که گذشته ام احساس کردم او هم امشب در هئیت حاضر باشد از مقابل منزل مرحوم کربلایی کرمعلی عابدی هم عبور کردم .

atratr

صدای نوحه خوان به گوش می رسید . بچه های محله پائین که نام هئیت شان قمر بنی هاشم است امسال مراسم خود را به خاطر هوای مناسب پاییزی به حیاط حسینه حضرت ولی (عج) آورده بودند .بانی حسینه مرحوم حاج علی آقا شکری در محوطه حسینه در آرامگاه خود آرامیده بود حتما او هم امشب از اینکه صدای یا حسین یاحسین در کنار قبرش بلند است احساس آرامش بیشتری می کرد چرا که او محب امام حسین (ع) بود .

چشمم را که گرداندنم از قدیمی ها و محاسن سفید ها تعداد کمی را مشاهده کردم شاید به تعداد انگشتان یک دست .اما در روی بنری که داخل حسینه نصب شده بود عکس خیلی از آنها را دیدم ، پدر بزرگم مرحوم شیخ شکر علی جهانی ، دایی ام مرحوم حاج الله دا د جهانی ، مرحوم سید عباس رضایی ، شهید مهدی بذرافکن ، شهید محمد پوشیمن و حتی جوانانی که دردوران حیات خود در همین هئیت عزاداری می کردند و اکنون به دیار باقی شتافته بودند. جوانان با شور و هیجان زنجیر می زدند ، جوانی هم نوحه سه ضرب می خواند ، بچه مدرسه ای ها هم بودند . خلاصه جمعشان جمع بود .

چه جمع با صفایی بود هرچند تعدادی جوان هم دستشان را توی جیبشان کرده بودند و کنار دیوار نظاره گر بودند . طبقه بالای حسینه هم به خواهران اختصاص داده شده بود و به جز چند دختر بچه که از پنجره عزاداران را نگاه می کردند بقیه زن ها دیده نمی شدند . بساط چای هم علم شده بود اما از استکان و نعلبکی خبری نبود همان لیوان های یک بار مصرف امروزی بود .

مراسم تا ساعت ۱۰شب ادامه داشت بعد از یک یاحسین نصف و نیمه یکی از مسئولین هئیت از همگان برای سفره سید الشهدا ء که فردا شب در حسینه پهن می شود از همگان دعوت کرد.

بانی سفره آقای سهرابی اعلام شد .بعدش سر قبر مرحوم حاج علی آقا شکری رفتم و پس از قرائت فاتحه آروز کردم خداوند همه عاشقان مخلص و بی غل و غش امام حسین (ع) را با امام حسین (ع) و یاران وفادارش محشور کند .

آمین یا رب العالمین .

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :