یوسف بذرافکن|

در سال هایی که هنوز بلای خشکسالی گریبان داریون را نگرفته بود اوضاع داریون این طور نبود !

از قنات های خالد آباد جویی لبریز از آب راه خود را می پیمود و پس از گذر آسیاب قدیمی و باغ مرحوم حاجی عوض محمدی و فتح اله حقیقت جو و به قهوخانه مرحوم مشهدی مهراب خوش نزاد می رسید و منظره ای دل انگیز و بدیع را بوجود می آورد. آبی که مثل اشک چشم زلال بود .

شاخه های آویزان درختان بید، سایه های دلنشین ، بوی کباب ، دیزی ونان سنگک مرحوم فرهاد خوش نزاد هر رهگذری را میخکوب می کرد .

آب قنات داریون مثل مرواریدی غلطان به خیابان درختی می رسید که وصف آن دراین جملات واین مقال نمی گنجد.فروانی آب باعث رونق کشاورزی و باغداری شده بود .

شاید جوان های امروزی باور نکنند که قبل از انقلاب باغ های زیادی در داریون وجود داشت که از یک طرف به جا خرمنی از طرف دیگر به جاده اصلی ازجهت دیگر به قهوه خانه داریون متصل می شد .

باغ های داریون آن قدر زیاد بود که افرادی از شهرک سعدی می آمدند و باغ های انگوری داریون را اجاره می کردند هرچند بیشتر باغ های داریون باغ انگوری بود اما باغ های دیگری هم وجود داشت .

یک باغ بزرگ متعلق به مرحوم شهباز زارع و همسرش مشهدی فاطمه زارع بود که از درختان انار پر بود هر چند درخت انگور ،انجیر و توت هم داشت .

یک باغ دیگری هم بود که متعلق به مرحوم مشهدی حاجی آقا بذرافکن بود که در روبروی جا خرمنی ( زمین فوتبال ) واقع شده بود که پر از درختان انار ،بادام و انگور بود . خلاصه آن موقع داریون بهشت بود .

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :