اخبار ويژه

مردم داریون بعضی از شب ها خواب ندارند!

مطلب زیر را یکی از کاربران داریون نما ارسال کرده است:

باور کنید که مردم داریون بعضی از شب ها خواب و آسایش ندارند ! در برخی از ایام سال بویژه فصل تابستان و قبل از شروع مدارس بازار جشن و عروسی ها داغ می شود.

 البته کسی با جشن و مراسم ازدواج مخالف نیست ، اما آنچه نامناسب و آزار دهنده است و باعث سلب آسایش و آرامش مردم می شود این است که صدای ساز و آواز تا بعد از نیمه شب و نزدیکی های صبح ادامه دارد !

البته گاهی وضعیت بد تر هم می شود و آن هنگامی است که چند ساعت از نیم شب گذشته و ناگهان صدای اتومبیل ها ، موتور ها و ترقه های مربوط به کارون های عروسی هم اضافه می شود ! گویا در این شهر هیچ قانونی وجود ندارد ،!

برچسب ها

نوشته های مشابه

11 دیدگاه

  1. الکی یعنی خودتون عروسی ندارید یا عروسی های خودتان کامل در سکوت برقراره که انتقاد میکنید یه شب هزار شب که نمیشه

  2. با سلام و تشکر از مدیر سایت داریون نما، انعکاس اخبار فارس ، ایران و جهان اقدام بسیار جالبی است

  3. ممنونم از اینکه سر و صدای این به ظاهر مشکل، حواس فکر رو دقیقه ای از تمام مشکلات داریون پرت می کند….

  4. دو سال قبل همسایه عروسی داشت و بالاخره پس از مدت ها در محله ما هم عروسی برگزار بود و خب ما هم دعوت.
    ولی ما که نمی توانستیم به عروسی برویم مریضی در خانه داشتیم که می بایست در کنارش می ماندیم.
    سر و صدا شروع شد و رنجش ما هم آغاز. اولش با صدا کنار می آمدم ولی به مرور هر چه زمان بیشتر می گذشت اعصابم بیشتر خرد می شد تا دیگر طاقت نیاوردم خیلی به ما سخت می گذشت به درب منزل همسایه رفتم و پدر خانواده را دیدم که خوشحال ایستاده اند بدون آنکه بداند در منزل ما چه خبر است و ما چه رنجی متحمل می شویم بعد از سلام و تبریک موضوع را با او در میان گذاشتم و خیلی متواضعانه قبول کرد و من هم خوشحال به خانه برگشتم.
    مدتی گذشت صدا که قطع نشد هیچ بلکه دوباره اعصابمان بیشتر به هم ریخت.
    مجددا به سراغ همسایه رفتم تا چشمش به من افتاد شرمنده شد قبل از اینکه چیزی بگویم گفت که هر کاری می کنم و هر چی می گم فایده ندارد لحظه ای وارد منزل شد. خواننده، نوازنده، رقاص و خلاصه . . .
    بگذریم از وضعی که ما دیدیم و شما می دانید . . .
    این بار نا امید برگشتم و تا می توانستم نفرین کردم
    مریض را از خانه خودمان به خانه یکی از اقوام که در محلی دیگر از همین شهر زندگی می کرد بردم و کلی هم زحمت به آنها دادم و شب رو به صبح کردیم و کلی شرمندگی برایمان باقی ماند.
    بعد از این ماجرا با خودم عهد کردم که هرگز در هیچ عروسی که سر و صدا و مزاحمت و گناه و گناه و گناه است نروم دو هفته بعد عروسی پسر عموم نرفتم و تا به حال هیچ عروسی شرکت نکردم
    بله آسمان جان آن شب برای ما هزار شب گذشت و کسی ندانست
    و همچنان می گویم خدا لعنت کند کسانی که مراسمات اینچنینی می گیرند و می گویند یک شب که هزار شب نمی شود

    1. بگذریم از وضعی که ما دیدیم و شما می دانید . . .

      ببخشید شما چی دیدین که ما یه عمره یه گوششم تو داریون ندیدیم؟

  5. با سلام…

    ………………………………… ای وای باز هم نقطه چین !

    من داریونی هستم ولی از بد حادثه در جایی زندگی می کنم که همسایگان حتا به خود اجازه نمی دهند صدای قرآن و سوگواری ها و مولودیهایشان هم از چهار دیواری خانه هایشان آن ورتر رود.

    قضاوت خوب یا بدش باشد با شما…

    ولی همین سالی چند بار هم که به زادگاهم می آیم، گه گاه خلاف آن را می بینم و گوشی که سی سال آزگار عادت به نشنیدن کرده است می شنود و تاب می آورد و البته مظلومانه جیکش هم در نمی آید !

    نمی دانم حق با گوشم هست یا صداها ؟ قضاوتش با شما.

    در محل اسکان من، شب که از نیمه می گذرد، شب زنده داران پرده های زخیم زیر پرده های ظریف را هم می کشند که نکند نور خانه اشان به خانه ی همسایه ها سرک بکشد ! به زادگاهم که می آیم ….. ( وای زارع ! باز هم نقطه چین!؟ )

    نمی دانم حق با پرده های زخیم است یا نور های قوی ؟ قضاوتش با شما.

    جایی که من زندگی می کنم….. ( بله ، مگه چی می شه بذار نقطه چین بذارم ! کاربران داریون نما تند و تیز هستند و معنای آن را می دانند و به آن ها هم عادت دارند ! ) ولی به زادگاهم که می آیم …….. ( چه کار کنم دیگر ؟ این به اون در ! )

    پاک گیج شده ام ! نمی دانم حق با این جایی هاست یا آن جایی ها ؟ قضاوت با شما !

    من که همه اش نمی دانم، ولی تو را به خدا اگر کسی می داند به من مستاصل و بلاتکلیف هم بگوید تا …….. ( ای وای ! باز هم نقطه چین ! )

  6. شما از اون دسته هستید که یه بار میاد مخالفت میکنید میرید تو افق محو میشوید درسته !!!!!!!!!!!!
    تا بوده همین بود خوشبختانه خدا هم لعنت کسی رو نکرده پس بهتر شما هم به عروسی رفتن ادامه بدید انزوا طلب نشوید چون به نظر میرسد همین انزوا طلبی شما تاثیرات منفی داشته که مطمنا اثرات رو بعدا در زندگی خواهید دید
    هرکس خودشون میدونه مسلمون یانه پس فقط به صرف دیدن یه صحنه همه رو زیر سوال نبرید که این خودش از هزار گناه بدتر بوده هست …………….

    1. سلام آسمان
      بالاخره ما هم در این اجتماع هستیم وقتی پدر خانواده محترم را اطاعت نکنند و حداقل بزرگتر و کوچکتری نباشد توقعی نمی توان داشت و در افق هم محو نمی شوم در توان خودم ایستادگی دارم خیلی دوست دارم بدانم شما اگر این وضعیت را داشتید چه می کردید؟
      قطعا خداوند هیچ بنده ای را لعنت نکرده البته اگر بنده باشد
      ( البته کسی که ظلم و تعدی به حقوق دیگران می کند مورد نفرین و لعن قرار دارند).
      اگر فقط سر و صدا و ایجاد مزاحمت را گناه بدانیم و در آن شرکت کنیم که مشمول این حدیث از پیامبر می شویم که:
      ” گناه براى غير گناهكار نيز شوم است، اگر گنهكار را سرزنش كند به آن مبتلا مى‏ شود، اگر از او غيبت كند گنهكار شود و اگر به گناه او راضى باشد، شريك وى است” و می دانم نه من و نه شما و نه هیچ انسان شریفی به گناه کسی راضی نیست
      ضمنا من همه را زیر سوال نبرده ام هم من می دانم و هم شما و هم همه مردم کاری به مسلمان بودن یا نبودن هم ندارد وقتی حقی را از کسی سلب کنی گناه است و اگر این گناه آشکار باشد که مصیبتش بیشتر.
      خداوند همه ی ما را مورد بخشش قرار دهد و از سر تقصیراتمان بگذرد

  7. اتفاقا من هروقت که میام داریون اگه محرم باشه که صدای عزاداری ها میاد واگه ماههای حرام نباشه صدای ساز وآواز عروسی ها .راستش حس نوستالژی بی نظیری به انسان دست میده . واین عالیه.البته شاید برای کسانی که هفت هشت ماه از داریون دور هستند اینگونه هست

  8. سلام
    به استحضار دوستان میرساند از آنجایی که در منطقه داریون جهت مجالس عروسی و شادی هیچگونه باغ و تالاری وجود ندارد، مردم ناچار به گرفتن این مراسم در منزل خود و همسایه ها هستند و دیگر اینکه داریون شهر کوچکی است و خیابانها کوچه ها نزدیک به هم، طبیعی است که صدای بوق ماشین ها در درازای شب به گوش برسد.در ضمن مگر چند تا عروسی در سال در داریون گرفته میشه . دو تا از برادرای من بدون گرفتن مراسم عروسی زندگی خود را شروع کردند. خلاصه من هیچ گونه ایرادی به این کار نمی گیرم و معتقدم خانواده عروس و داماد تا اندازه ای هم به رعایت این مسائل آگاهند.

  9. اخ درد دلمو تازه نکن بزار هیجی نگم بهتره .قضاوتش با خدا نه بنده خدا من نه حرف اسمان قبول دارم نه مهرزاد . ولی ادم باید انصاف و وجدان داشته باشه .چه عروسی چه عزا چه بی طرف .
    قضاوتم با …….

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن