دفترچه خاطراتهمه

یادی از علیرضا کشاورز؛مرد اخلاق و فرهنگی دلسوز

علی رضا کشاورز را از سال اول راهنمایی شناختم. همان سالهایی که او مدیر مدرسه راهنمایی هاتف اصفهانی داریون بود.

فردی دلسوز،با حوصله و همیشه خندان. او پس از آن سالها برای ادامه تحصیل به قم رفت و پس از طی کردن تحصیلات تکمیلی دوباره به داریون آمد و مسوولیت نمایندگی آموزش و پرورش داریون را بر عهده گرفت.

علیرضا کشاورز در مسجد امام محمد تقی(ع) داریون

کشاورز اما پس از چند سال عزم شیراز کرد و اکنون در شیراز زندگی می کند.

چندی پیش خواهر این عزیز فرهنگی به دیار باقی شتافت. این امر بهانه ای بود تا یادی کنیم از معلم قدیمی و خوش اخلاق خود و البته این مصیبت را به او و خانواده اش تسلیت گوییم.

از یوسف بذرافکن هم ممنونیم که این عکس از علیرضا کشاورز را که مربوط به حداقل 15 سال پیش است در اختیار ما قرار داد.

نوشته های مشابه

7 دیدگاه

  1. با سلام… جناب آقای علیرضا کشاورز، این غم جان سوز که شرحی است بی نهایت از درد حرمان و جدایی را بر شما برادر بزرگوار و خانواده ی داغدارتان تسلیت عرض نموده، برای آن مرحوم، رحمت و غفران واسعه ی الهی و علو درجات و برای بازماندگان، صبر جمیل و اجر جزیل، آرزومندم.
    روحش شاد و یادش گرامی باد…

  2. با سلام و کمال تاسف با خبر شدیم که آقای علیرضا کشاورز پس از وفات خواهر محترمشان این روزها در سوگ از دست دادن برادر خانم خویش که در ضمن پسرخاله دامادبرادرشان هم می باشد به سر می برد ،این مصیبت را به دوست و همکار گرامی خود تسلیت می گویم . گویا خداوند متعال می خواهد این مرد مومن را با آزمون سخت مصیبت عزیزانش بیازماید .هر که در این دیر مقرب تر است جام بلا بیشترش می دهند . برای این برادر گرامی و خانواده ارجمندش از خداوند متعال صبر و اجر مسالت دارم . زه دریا برگشته می داند مصیبت های توفان را .خداوند متعال روح آن دو بزرگوار را با ارواح مطهر انبیا ء و اولیاء و شهدا محشور فرماید .

  3. همکارودوست عزیز جناب آقای کشاورز مصیبت وارده را به شما وخانواده محترم تسلیت عرض نموده بقای عمر باز ماندگان را از خداوند منان مسئلت می نماییم.

  4. در دورانی که در مدرسه راهنمایی هاتف درس میخواندم سالهای 1368 به بعد بود اقای علیرضا کشاورز مدیر مدرسه بود .اخلاق و رفتارخوب ایشان را هیچوقت فراموش نمیکنم .یکبار با دانش اموزان و ایشان واقای بهرام هوشیار برنامه ی کوهنوردی داشتیم که همگی به کوه داریون و سه قلات رفتیم واز انجا با پای پیاده به آب زیخون رفتیم و نزدیکیهای غروب برگشتیم .چه روز فراموش نشدنی بود.هر روز عصر در ماه رمضان در مسجد کلاس قران بود و اقای کشاورز با اخلاق خوبشان به همراه اقای بذرافکن بچه ها را حسابی جذب میکردند .چهره ی مهربان و متبسم ایشان را خیلی دوست داشتم.
    بنده هم این مصیبتهای وارده را به ایشان و خانواده ی محترمشان تسلیت عرض مینمایم و امیدوارم اخرین غم ایشان باشد.
    استاد جان در غمتان شریک هستیم .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن