عكس و كمي مكث

نظر شما درباره این عکس چیست؟

در این عکس سمت راست داریوش شکری رییس جدید و سمت چپ ناصر شرفی رییس قدیم شوری اسلامی شهر داریون را مشاهده می کنید.

لطفا نطرتان را درباره این عکس در بخش دیدگاه ها بنویسید.

 

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

37 دیدگاه

  1. در مسافرت با یه تبریزی ادیب اشنا شدم که خیلی از اشعار دیوان حافظ را از حفظ بود و من هم یک شعر از شهریار برایش خواندم وگفته که به تازگی طرفدار تراکتور شده ام آنقدر خوشحال شد که نزدیک بود ذوق مرگ شود .

    آمـدي، جـانـم بـه قـربـانـت ولــي حـالا چـرا بي وفـا
    حـالا کــه من افـتــاده ام از پـا چـرا
    نوشـدارويي و بعـد از مرگ سهـراب آمدي
    سنگدل اين زودتر مي خــواستي، حالا چـرا
    عـمر ما را مهلت امروز و فرداي تو نيست
    من که يک امروز مهـمـان توام، فـردا چـرا

  2. اقای شرفی : اقای شکری حالا که شدی رییس شورا لطف کن یه کم این دیوار خونتونو بذار عقب مردم از دست این خاکی 16 متری امام سجاد راحت شن
    اقای شکری: ولش کن حالا ما هنوزم تو انتخاب شهردار موندیم هر کی یه سازی برا خودش میزنه اگه راست میگفتی تو دوره ریاست خودتون درستش میکردین

    اقای شرفی : مگه شما نشستین عقب که ما درستش کنیم؟

    …..

  3. شیطنت بعضیا پرمعلومه یعنی خیلی پیداست البته منظورم کسانی هست که اون طرف دوربین هستن

  4. شرفی:شکری جان دیگه حالا جان من پول عوارض دانشگاه آزاد را بده!!
    شکری: ناصرجان پشت کله ات را دیدی عوارض را هم میبینی!!!
    ای بابا دوربین داریون نما اومد هیس!!!هردو با هم میگوییم سیب

  5. زندگی صحنه یکتایی هنرمندی ماست هرکسی نغمه خود خواند ازصحنه رود صحنه پیوسته بجاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

    1. این چه حرفیه؟!آقای شرفی واقعا برای داریون زحمات زیادی کشیده اند.خیلی جالبه حالا اگه من این کامنت بالا رو گذاشته بودم صدردرصد سانسور میشد!!

  6. آورده‌اند که شیخ جنید بغدادی، به عزم سیر، از شهر بغداد بیرون رفت و مریدان از عقب او.
    شیخ احوال بهلول را پرسید. گفتند: او مردی دیوانه است.
    گفت: او را طلب کنید که مرا با او کار است. پس تفحص کردند و او را در صحرایی یافتند. شیخ پیش او رفت و سلام کرد.
    بهلول جواب سلام او را داد و پرسید: چه کسی هستی؟
    عرض کرد: منم شیخ جنید بغدادی.
    فرمود: تویی شیخ بغداد که مردم را ارشاد می‌کنی؟
    عرض کرد: آری..
    بهلول فرمود: طعام چگونه میخوری؟
    عرض کرد: اول «بسم‌الله» می‌گویم و از پیش خود می‌خورم و لقمه کوچک برمی‌دارم، به طرف راست دهان می‌گذارم و آهسته می‌جوم و به دیگران نظر نمی‌کنم و در موقع خوردن از یاد حق غافل نمی‌شوم و هر لقمه که می‌خورم «بسم‌الله» می‌گویم و در اول و آخر دست می‌شویم.
    بهلول برخاست و دامن بر شیخ فشاند و فرمود: تو می‌خواهی که مرشد خلق باشی؟ در صورتی که هنوز طعام خوردن خود را نمی‌دانی. سپس به راه خود رفت.
    مریدان شیخ را گفتند: یا شیخ این مرد دیوانه است.
    خندید و گفت: سخن راست از دیوانه باید شنید و از عقب او روان شد تا به او رسید.
    بهلول پرسید: چه کسی هستی؟
    جواب داد: شیخ بغدادی که طعام خوردن خود را نمی‌داند.
    بهلول فرمود: آیا سخن گفتن خود را می‌دانی؟
    عرض کرد: آری. سخن به قدر می‌گویم و بی‌حساب نمی‌گویم و به قدر فهم مستمعان می‌گویم و خلق را به خدا و رسول دعوت می‌کنم و چندان سخن نمی‌گویم که مردم از من ملول شوند و دقایق علوم ظاهر و باطن را رعایت می‌کنم. پس هر چه تعلق به آداب کلام داشت بیان کرد.
    بهلول گفت: گذشته از طعام خوردن، سخن گفتن را هم نمی‌دانی. سپس برخاست و برفت.
    مریدان گفتند: یا شیخ دیدی این مرد دیوانه است؟ تو از دیوانه چه توقع داری؟
    جنید گفت: مرا با او کار است، شما نمی‌دانید.
    باز به دنبال او رفت تا به او رسید. بهلول گفت از من چه می‌خواهی؟ تو که آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمی‌دانی، آیا آداب خوابیدن خود را می‌دانی؟
    عرض کرد: آری. چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب می‌شوم، پس آنچه آداب خوابیدن که از حضرت رسول (علیه‌السلام) رسیده بود بیان کرد.
    بهلول گفت: فهمیدم که آداب خوابیدن را هم نمی‌دانی. خواست برخیزد که جنید دامنش را بگرفت و گفت: ای بهلول من هیچ نمی‌دانم، تو قربه‌الی‌الله مرا بیاموز.

    بهلول گفت: چون به نادانی خود معترف شدی تو را بیاموزم. بدان که اینها که تو گفتی همه فرع است و اصل در خوردن طعام آن است که لقمه حلال باید و اگر حرام را صد از اینگونه آداب به جا بیاوری فایده ندارد و سبب تاریکی دل شود.
    جنید گفت: جزاک الله خیراً!

    و ادامه داد: در سخن گفتن باید دل پاک باشد و نیت درست باشد وگرنه هر عبارت که بگویی آن وبال تو باشد. پس سکوت و خاموشی بهتر و نیکوتر باشد.

    و در خواب کردن این‌ها که گفتی همه فرع است؛ اصل این است که در وقت خوابیدن در دل تو بغض و کینه و حسد هیچ بشری [دوست، همسر، فرزند، والدین، همکار، ….] نباشد

  7. سلام
    فکر کنم آقای شکری یه کمی معدش ناراحته چون احتمالاً صبحانه نخورده داره میره جلسه.
    آقای شرفی هم میخوان زوتر برن داخل جلسه تا آفتاب بیشتر از این ازیتوشون نکنه.

  8. انصاف به دار آویخته شد آنجا که کاربری درحاشيه بر عکس نوشت
    انشالله آخرین عکس………
    او شایسته است . با ید تحسينش کرد وارجش نهاد. …

  9. خدارحمت کنه اموات anti 666 که حرف دل ساکنین خیابان16 متری امام سجاد رو زد.اقای شکری لازم به گفتن کاربران گرامی نبوده خودتون قبلا بایداقدام به عقب نشینی میکردین.این موضوع باعث نارضایتی کل ساکنین این خیابون شده است. ازماگفتن……..

    1. دوست عزیز.انگار ساکن 16 متری نیستیا.وگرنه میدونستی کوچست نه خیابون!از ما گفتن بود….

  10. سلام مریم خانم
    فک کنم شماساکن کوچه های فرعی 16متری امام سجاد هستین وگرنه این خیایون هست حتما تابلو خیایان رو تا به حال ندید.

  11. باعرض سلام خدمت جناب آقای زارع
    درحال حاظر10متری هست که اگر درصدسال آینده عقب نشینی انجام بشه 16متری میشه.ازهرطرف این خیابون3مترتوحریم است.الان که نمیشه بهش گقت خیابون.چون یک کوچه خاکی تنگ بارفت آمد زیاد هست.یک طرف این خیابون اکثرخانه ها عقب نشینی کردن فقط به جز…

  12. بنده ساکن همین بعدا16متری هستم.غیر از اقای شکری هنوز خیلی ها هستند که عقب نشینی نکرده اند .در ثانی منزل که برای اقای داریوش شکری نیست مال پدرشان هست که انهم هر وقت خودشان صلاح دانستند عقب نشینی میکنند.
    روی همرفته در حق ساکنین این کوچه که خود اقا داریوش هم میدونن خیلی ظلم شده است که امیدوارم ایشان به جد پیگیر این مسئله باشند

    1. جناب اقای زارع از شما در عجبم
      من هر چه تحلیل تفسیر میکنم این تکه از کلام شمارو نمیتونم بفهمم

      (انهم هر وقت صللللللللللللاححححححححح دانستن عقب نشینی مکنند)

      شورای شهر سابق حتی سیمان و ماسه و … لازم برای عقب نشینی به صورت مجانی به ساکنینی که لازم است غقب نشینی کنند داده است ان وقت شما میگوید هر وقت صلاح دانستن

      من که ساکن ان کوچه نیستم و رفت امدی هم از انجا ندارم فردا خودتان از این کوچه رفت امد کنین زمستان های این کوچه آی دیدن داره از ما گفتن بود

  13. و آنگاه که کوچه آقای شکری در راس مهمترین مطالب داریون نما قرار گرفت .
    اشکال نداره عزیزان ادامه بدبد انگار داره جالبرتر میشه.

  14. با سلام خدمت جناب آقای شکری
    آقای شکری این اهالی کوچه 16 متری امام سجاد چرا از دست شما گله مندند؟من از کرمانشاه کاربر سایت داریون نما می باشم و با توجه به اظهاراتی که دوستان در مورد 16متری امام سجاد داشتند خواهشمندم نسبت به حل این مشکل اقدام نمایید.
    موفق باشید.

  15. ای بابا خیابان قحطی اومده مگه ،از کوچه و خیابان های مجاور استفاده کنید چرا این مسئله رو این قدر بزرگ میکنید .خواهشه من از اهالی 16متری از اون خیابون یا کوچه یا هرچی که اسمش هست تردد نکنید از خیابون ما که (جدیدا سندش بابام گرفته استفاده کنید ) بنده خدا فرصت نکرده به خاطر مشغله کاری، نمیرسن شما عزیزان فکر مصالح که شهرداری به اقای شکری تحویل داده رو نکنید، خودشون حواسشون هست نه اب زیر سیمانهای میره نه افتاب بهش میخوره که کیسه اش پاره بشه ،در ضمن صحبت من با فرهنگی محترم اینه که تو مسئله عقب نشینی پشت بقیه رو نگیرن( انهم هر وقت صللللللللللللاححححححححح دانستن عقب نشینی میکنند)چون اونا هم کار خوبی نکردن باید اقدام کنند تا اینقدر مسئله بالا نگیره . کمی جدی تر بشیم با اهالی 16 متری که عقب نشینی نمیکنن و نکردن، اینقدر مسئله عقب نشینی ذهنم رو مشغول کرده که فک میکنم توی جنگ هستیم که عقب نشینی نمیکنن حالا از ما نگفتن از شما نشنیدن

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن