عكس و كمي مكث

نظر شما درباره این عکس چیست؟

این عکس را علی زارع خبرنگار داریون نما برایمان ارسال کرده است. تصویر مربوط به کوچه ای در داریون است که البته حالت خاصی دارد.

نظرتان در مورد این عکس چیست؟چه چیزی در آن جلب توجه می کند؟

نظر شما درباره این عکس چیست؟
نظر شما درباره این عکس چیست؟
برچسب ها

نوشته های مشابه

30 دیدگاه

  1. خطای چشم هست! چون نه حریم خانه ها مشکل دارد، نه آسفالت کوچه و نه حتی تیر های برق…
    هر چند نباید از منظره زیبای آن غافل شد.

  2. داریونه دیگه همه کوچه هاش یکی درمیون اینجوریه…
    زورش میرسه عقب نشینی نمیکنه میگن اگه فلان جای داریون زمین با مجوز و فلان وفلان به ما بدن میریم عقب.شهرداری هم می خواد خونه رو خراب کنه پس ساکنین اون خونه کجا برن؟
    اما به نظر من هم مردم هم شهرداری باید هوای هم روداشته باشن دوطرف هم بی حساب می گن.

  3. این عکس از ابتدای کوچه شهید عابدی از سمت 16 متری امام سجاد گرفته شده است و کار زیبای شهرداری داریون را نشان می دهد .وضعیت آسفالت و عقب نشینی خانه ای که به درون کوچه پیشروی کرده است البته ببخشید بقیه عقب نشینی داشته اند!!!!
    ضمنا شهرداری هم با ساکنان خانه های سمت خانه عقب نشینی نکرده لج کرده و گفته اصلا سمت شما را آسفالت نمیکنم.چون زورم به آن خانه نرسیده ولی زورم به شماها میرسد!!!

  4. اون نیسان وسط کوجه داره چیز میفروشه: گوجه کیلویی 200 تومن.. سیب زمینی کیلویی 3000 تومن.. آی خونه دار آی بچه دار زنبیلو بردار و بیار!

    1. ببخشید گوجه کیلویی 2000 تومن… .. منم تا شنیدم 200 تومن رفتم همشو بخرم .. بعدش فهمیدم بنده خدا زبونش میگیره منظورش 2000 تومنه!!

  5. عکسکی که درد سرک شدی !

    کاربرکی دوربینک بر دوشک در منطقهکی همه چیز ذرستک، عکسکی همی از دلک دوربینکی بیرونک کشیدی و بر صفحهک مجازکی سنجاقک کردی و گفتی: « ایها الکاربرانک آیا درین میانک کسی هست که زبان تعبیرک بداندی و حکمت نعمت های خدا دادی و بنده بستادی را که در این عکسک هست تفسیرکی کندی ؟ »

    دو سه نفرکی دستک بالا کردندی و تعبیرکی و تفسیرکی. نمی دانم در این میانک چه اتفاقکی افتادی که کاربرک دوربینک بر دوشک، صفر بیست و یکی و تلفنکی ! گوشیک برداشتمی. هم او بودی.

    گفتی : به دادکم برسک همانکی ! که فلانکی پیامکی برایم ارسالک کردی مبنی بر این که اگر همین الآنک این عکسک را محوک نکنی الکی می کنم و بلکی و تو هم که چنینک خربزهک خورده ای باید پای لرزشکش بنشینی. »

    گفتمش : « تو اولک بگو مشکلک عکسکی که بر صفحهک چسبانده ای چیست تا چارهک بر تو بر گویم. »

    گفتا : « در آن کوچهک که به تصویرک کشاندمی، خانهکی بساطکی کردندی در گوشهکی از این کوچهک عکسک بخت برگشتک من بیچارهک. »

    گفتمش : « کاربرک جان ! اندوهک به دلک نازکت را مده که به گمانکم در این میانک چارهکی هست. »

    خوش خوشکانش شدی و گفتی: « برگو که برکم رفتک و رنگکی بر رخسارکم نماندی از هولک و ولا. »

    گفتمش : « همراهکت را بردار و دویست و هفتاد و یکی بگیر و به همانک بگو پاک کنکش را برداردی و به طور مجازکی وارد فضایک سایتک شودی و خانهک را پاک کندی. »

    رندکی که فال گوشکی در خط و ربط سیمک تلفنک داشتی، وسط حرفکمان پریدی و گفتی :

    « پا کنی دست تو بداده خدا
    که کنی پاک هر پلشتی را

    خانه ای این همه لطیف و ظریف
    حیف باشد شود ضعیف و نحیف

    خانه از پای بند پابرجاست
    خواجه در بند و مند پاک کن هاست ! »

    تمامک…

    1. خدمتک آقای داریون نما هک و همچنین جناب جلیلک زارهک سلام.
      چون این مطلبک طنزک بودک منم بدک ندیدمک با طنزک جوابک شما بهمک.
      جناب جلیلک زارعک هم بعضی مواقع مطالبک آبکی اک زحمتک می کشندک.
      جنابک داریون نماهک هم هر مطلبکی از جلیلک فرستادک که نبایدک کذاشتک!
      جسارتک مرا ببخشیدک!!

      1. والو به خدا زبون زرگری شنیده بودیم اما زبون کهکهکی نه!! آقای زارع و خانم فرانک این چه زبوینه دیگه؟!
        لطفنک در صورت امکانک کلاسک آموزشیک هم بذاریدک.. با تشکرک

        1. تربری جان سلام…

          حاضر به جوابی شما هم به دلکم نشست. ممنون.

          خودت بهتر می دانی که بد نیست گه گاه لبخندی بر لبان مردم فهیم و آگاه زادگاهمان بنشانیم. به موقع اندوه و به موقع هم شادی. هر دو لازمه ی زندگی است.

          هر چند شوخی زیاد و بی جا و نسنجیده مورد نکوهش است ولی اگر شوخی در قالب طنز باشد و دردی از دردهای جامعه را بازگو کند نیکوست. یک بار دیگر در دو بیت پایانی طنز آبکی و ضعیف بنده دقیق شوید :

          « پا کنی دست تو بداده خدا
          که کنی پاک هر پلشتی را

          خانه ای این همه لطیف و ظریف
          حیف باشد شود ضعیف و نحیف

          خانه از پای بند پابرجاست
          خواجه در بند و مند پاک کن هاست ! »

          1. سلام استاد عزیز
            منم شوخی کردم…صحبتتون هم کاملا درسته.. مردم احتیاج به شادی دارند… کاملاموافقم..ولی یه اسم برا این زبان من درآوردی انتخاب کنید!!

      2. اولک سلامک فرانک…

        دومک پس بی خبرک هستی که گیوتینک آقای داریونی نما بیشترک از همه کسک، گردنک مطالبک و کامنتک این کم ترینک را زیر تیغک تیزک میبردک.

        که اگر چنینک نبودک به قول سروشک که خیلی دوستکش دارمک، نمی دانمک این همه چرندک و پرندک جلیلک را کدامک کاربرک تحملک می کرد ؟ به گمانکم در تیغک تیزک داریون نما حکمتی نهفته است عزیز دلک برادرک…

        و اما خارج از شوخی :

        خیلی خوب دست به قلم و حاضر به جواب هستی. طنزت به دلم نشست. کمی بیش تر برای داریون نمایی ها دست به قلم شو. ممنون از پاسخ زیبایت…

    1. سلام صفای با وفا…

      شوخی می کنی عزیز ! هر چند هیچ کداممان دقیقا نفهمیدیم چی شد و چی نشد، ولی من که بوی و موی سیاسی میاسی به مشامکم نرسید ! به گمانم سرما خورده ام و هیچ بویی را حس نمی کنم !

      شما هم که از هر آشنای با وفایی با صفاتری قربانت بروم. این یک سایت کاملا محلی است و به جز گه گاه که اندکی ” منهای داریونی” می شود، سعی ندارد پا را از گلیم خود درازتر کند.

      ما را چه به سیاست عزیز دل برادر. حرف ها می زنی ها !

      و اما ممنون از دیدگاه زیبایتان. به دلم نشست عزیز…

  6. بیچاره شدیم از بس که خاک خوردیم
    بیمار شدیم از بس که خاک خوردیم

    تالاب شود کوچه ی ما به وقت باران
    باتلاق شود به وقت برف و بوران

    گل کوزه شود خاک درخانه ی ما
    جاری بشود سیل و سونامی بهر کاشانه ی ما

    1. بیچاره چرا ؟ خاکی بشی بد نیست که !
      بیمار چرا ؟ خاک که این قد نیست که !

      تالاب تو کوچه هم صفایی دارد !
      بارون که میاد، چه باتلاقایی دارد !

      تا خاک می بری بهر همون کوزه فروش
      سیل و سونامی یه لقمه چپ، آبم روش !

      … چه طوری هاست ؟

  7. با سلام به همه دوستان داريون نماي
    يادم مياد چند ماه پيش که بحث عقب نشيني تو 16متري امام سجاد بود که اتفاقأ اين کوچه هم يکي از کوچه هاي متصل به 16متري هست يکي از کاربران فعال داريون نما فرمودند که خانه پدري ايشان ميباشد و پدر ايشان هم هررررر وقت صلاااااااااااااح دانستن عقب مينشينن
    به نظر من هم طبق اون استدلال صاحب اين خانه هم فعلا صلاح نميدانند که عقب بنشينند ما هم نميتوانيم توقع بيجا داشته باشيم بالاخره حرف صلاح دانستن حرف کمي که نيست ..

    صلااااااااااااااااااح نميدانند .!!

  8. باسلام خدمتanti666
    اگر شما کامنت بنده ر ا دقیق تر بخوانید میبینید که نوشته ام خانه متعلق به پدر آقای شکری است نه خود داریوش شکری و عقب نشینی کردن یا نکردن منزل بر عهده ی پدرشان است نه داریوش شکری یعنی در صلاحیت پدرش یعنی آقای حکمت اله شکری است.هروقت آقای داریوش شکری خودش خانه خرید آنوقت میتواند عقب نشینی کند ولی برای منزل پدرش فقط میتواند نظر بدهد تصمیم با پدر بزرگوارشان است.بگذار روشنت کنم مثلا فرض کنیم شما در خیابان فاطمیه زندگی میکنید و منزل پدریتان نیاز به عقب نشینی داشته باشدو خودتان هم مجرد هستید ونان خور پدر.آیا میتوانید بدون اجازه پدرتان وسرازخود عقب نشینی کنید؟؟؟؟؟!!!!
    پس دوست عزیز کمی با دقت وتامل دیدگاهها را مطالعه بفرمایید.
    با تشکر از نظر جنابعالی

    1. سلام
      با نظر شما کاملا موافقم

      نباید انتظار داشت چون آقای شکری شورا هستند نظرشان را بر پدرشان تحمیل کنند… حتی اگر منزل خود آقای شکری بود طبق قانون جهت تعریض کوچه و خیابان شهرداری موظف به تملک می باشد و می باییست پول آن را پرداخت کند مگر اینکه صاحب خانه خود طرح عقب نشینی را بارضایت بپذیرد

    2. با سلام
      آقای زارع حرف شما متین، من احترام زیادی برای خانواده شکری قائل هستم، ولی در یک خانواده مسئله مالکیت مطرح نیست!
      اگر آقای شکری نه به عنوان رئیس شورای شهر، بلکه به عنوان عضوی از یک خانواده نتواند پدر خود را قانع کند، دیگر ایشان نباید انتظار داشته باشند شهروندان نیز به قوانین شهرداری احترام بگذارند!

      خلاصه؛ نقطه شروع تغيير، خودت، باش…

      ولی ای کاش مشکل داریون فقط حریم منزل آقای شکری بود…

  9. الو بگیرین همتون با این نظراتون یه قرص آکسار خوردم تا یه کمی آروم بگیرم . ننه زارع تو دیگه چرا اصلا خودت هم فهمیدی چی گفتی حداقل تو یه نظر درست میدادی. حالا تا با این پای دردم پا نشودم بیام دفتر سایت زودتر یه جواب قشنگ بدین.

  10. ضمنا همچین مشکلی هم در جاده اصلی شیراز داریون ودر محله دیندارلو هست که بسیار مهمتر و خطرناک تر از این کوچه است…اما چرا آن قسمت مطرح نشده و مورد توجه قرار نگرفته جای تعجب دارد!!!

  11. سلام خدمت تمام کاربران
    انشاله که آقای شکری بتواند پدرش را قانع کند .من ساکن همین 16متری هستم واز خدومه که اقای شکری بتونه پدرش رو قانع به عقب نشینی کنه.منظورم مالکیت نیست مسءله قانع کردنه.آیا شما میتوانید در مورد هرمساءله ای دیگران را قانع کنید؟مطمءنم سعی خودتان را میکنید ولی این دیگه بستگی به خود طرف دارد.بنده هم اصلا نمیخواهم از آقای شکری طرفداری کنم با وجود اینکه برای ایشان وخانواده شان احترام زیادی قاءل هستم.حالا هم دیگه اعصاب پیرزن نق نقو را خرد نمیکنم ولی اگه قرص جلد قرمزیا دو رنگوو بخوره بهتره.آقا اصلا قافیه رو بچسبید.چکار به آقای شکری دارید.نظرتان راجع به عقب نشینی تاکتیکی چیه؟؟؟!!!

  12. با سلام خدمت تمام دوستان
    اصل و اساس نظر من غرض ورزي نسبت به شخص اقاي شکري نيست ولي معتقدم کسي که خود بزرگ و مسئول يک شهر است خود بايد الگو پيش قدم در هر کاري باشد مخصوصا کاري که خود مسئول ان باشي مثلا خود رئيس جمهورمان
    اولين کسي بود که از گرفتن يارانه انصراف دادن …

  13. سلام بر کاربران عزیز…

    من تا وقتی شما اسمی از کسی نبرده بودید، اصلا نمی دانستم خانه متعلق به کیست و جریان پا بر جا ماندن این خانه چیست ؟ نمی خواستم هم بدانم. حالا هم نمی خواهم بیش از این در مورد نام و نشان صاحب خانه و نسبت افراد به یک دیگر و علت پا بر جا ماندن آن بدانم. این طوری نمی خواهم. هر چیزی قاعده و قانون خودش را دارد . با این قانون نمی خواهم.

    از نظر من در این قبیل مسائل باریک تر از مو، نباید نامی از فرد یا افرادی برده شود. هر کس در هر پست و مقامی، چه بالا، چه پایین، آبرویی دارد و حفظ آبروی بندگان خدا، واجب است و بر سر زبان انداختن آن ها درست نیست. در شهر کوچکی که همه هم دیگر را می شناسند اصلا نیازی به نام بردن نیست.

    این به معنای چشم بر روی واقعیت ها و حقایق بستن نیست. باید از راهش وارد شد و با نیت آسیب شناسی پیش رفت نه آسیب سازی. باید به کلیات پرداخت نه جزئیات. من با اصل موضوع نه تنها مخالف نیستم که موافق هم هستم. به تصویر کشیدن واقعیت ها و آسیب شناسی کلی خوب است. ولی تا جایی که حد و اندازه نگه داریم. حرمت ها را پاس داریم و وارد جزئیاتی که هیچ کمکی به روشن شدن حقایق نمی کند و گره ای بر گره ی دیگر می زند نشویم.

    خیلی چیزها هست که من و شما نمی دانیم و لازم هم نیست بدانیم. مشکل در دانستن و ندانستن نیست. مشکل در چگونه مطرح کردن آن است. ما می توانستیم تجزیه و تحلیل های جامع تر و زیباتری داشته باشیم.

    حالا هم از دوستان عزیز، مصرانه می خواهم که هیچ پاسخی به دیدگاه من ندهند. و اگر هم می خواهند در این مقوله اظهار نظر کنند. نظرات کلی و کارساز باشد و بیش از این وارد جزئیات نشوند. بگذارند به حساب ” تو مو می بینی و من پیچش مو” و بر این حقیر منت بگذارند و جسارتم را بر من ببخشند و این بحث را تمامش کنند. از حق مسلم پاسخ دادنتان به دیدگاه این حقیر سراپا تقصیر بگذرید و این بنده ی کم ترین را حلال کنید. والسلام.

  14. سلام خدمت اقای زارع
    ممنون بابت عکسی که ارسال کرده اید چون مرا یاد خاطرات دوران کودکیم افتادم.چه روزهای خوبی را در این کوچه بیاد دارم………

    1. سلام جناب zare
      ممنون از شما امیدوارم که خاطرات خوش را برای شما تداعی کرده باشیم.
      موفق باشید منتظر نظرات قشنگتان هستیم.

  15. بنظرم باید اختیارات شهرداریها بیشتر شود تا به شکل قانونی خودشان وارد عمل شوند برای برخی آدمها فقط اجرای محکم قوانین و اقتدار جواب می دهد .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن