دل نوشته ها

می ستایمت پدر …

پدرم امروز روز توست،

روز تویی که مردانگی را درس دادی ، روز تویی که از پا نمی شینی تا خوشبختی برروی شانه هایمان بنشیند.
روز تو ، که واژه ها در برابر عظمت نام مقدست سر فرود می آوردند و شرمگین می شوند
پدرم :
مهربانترینم
می ستایمت وقتی می بینم باران نگاهت از غم روزگار چاک خورد، اما همان نگاه طوفانی چه ساحل آرامش بخشی برایم ترسیم می کند و چه آسمان آبی پیش رویم می گذارد.

امروز روز توست ، روز تمام عظمت و زیبایی های این دنیا

در این روز برایت یک دنیا مهربانی آرزو کردم
اما چه سود که ” مهربانی” واژه کوچکی است در برابر رنگین کمان مهر تو

ای عزیزترینم،
به موهایت می نگرم که روزگار چه ماهرانه گرد سپیدی را بر رویشان افشانده ،
بیش از پیش به وجودت افتخار می کنم چون یقین دارم. برای آرامش و آسایش ما خود را به دست روزگار سپردی ولی خم به ابرو نیاوردی تا به کوه معنی تازه تری ببخشی.

بابا ؛
بابای خوبم
دلم زخم خورده دنیای فانیست
ولی با تو چه دنیای قشنگیست
دلم خسته از این زمین خاکسیت
ولی با تو زمین هم آسمانیست

پدر می دانی، روزگاریست ، نگاهت بهشت چشمهای من است، وجودت تمام دار و ندار من است.

پس برایم بمان
ماندنی به وسعت تمام دنیا
برای همیشه در قلبم ، تا روزگار نگاهم را تیره نسازد
بگذار ببالم به خود که تو را دارم
بمان تا سختیهای این دنیا وجودم را نیازارد
بمان تا دنیا را از دریچه چشم تو بنگرم، از سمت دستان پر مهرت، از زاویه چشمان مهربانت،
بمان تا دلم با غم روزگار نمیرد
بمان تا بمانم
پدرم روزت مبارک ………

تقدیم به تمام پدران زحمت کش ایران اسلامی

سپیده

برچسب ها

نوشته های مشابه

9 دیدگاه

  1. در جستجوی پدر شعر استاد شهریار
    دلتنگ غروبی خفه بیرون زدم از در
    در مُشت گرفته مُچ دست پسرم را
    یا رب به چه سنگی زنم از دست غریبی
    این کلّه ی پوک و سر و مغز پکرم را
    هم وطنم بار غریبی به سر دوش
    کوهی است که خواهد بشکاند کمرم را
    من مرغ خوش آواز و همه عمر به پرواز
    چون شد که شکستند چنین بال و پرم را
    رفتم که به کوی پدر و مسکن مألوف
    تسکین دهم آلام دل جان بسرم را
    گفتم به سرِ راهِ همان خانه و مکتب
    تکرار کنم درس سنین صغرم را
    گر خود نتوانست زدودن غمم از دل
    زان منظره باری بنوازد نظرم را
    کانون پدر جویم و گهواره ی مادر
    کانِ گهرم یابم و مهد هنرم را
    تا قصّه ی رویین تنی و تیر پرانی است
    از قلعه ی سیمرغ ستانم سپرم را
    با یاد طفولیّت و نشخوار جوانی
    می رفتم و مشغول جویدن جگرم را
    پیچیدم از آن کوچه ی مأنوس که در کام
    باز آورد آن لذّت شیر و شکرم را
    افسوس که کانون پدر نيز فروکشت
    از آتش دل باقي برق و شررم را
    چون بقعه اموات فضايي همه خاموش
    اخطار کنان منزل خوف و خطرم را
    درها همه بسته است و برخ گردنشسته
    يعني نزني در که نيابي اثرم را
    در گرد و غبار سر آن کوي نخواندم
    جز سرزنش عمر هبا و هدرم را
    مهدي که نه پاس پدرم داشته زين پيش
    کي پاس مرا دارد و زين پس پسرم را
    اي داد که از آن همه يار و سر وهمسر
    يک در نگشايد که بپرسد خبرم را
    يک بچه همسايه نديدم به سرکوي
    تا شرح دهم قصه سير و سفرم را
    اشکم برخ از ديده روان بودوليکن
    پنهان که نبيند پسرم چشم ترم را
    يکباره قرار از کف من رفت ونهادم
    بر سينه ديوار در خانه سرم را
    صوت پدرم بود که مي گفت چه کردي؟
    در غيبت من عاله در بدرم را
    حرفم بزبان بود ولي سکسکه نگذاشت
    تا باز دهم شرح قضا و قدرم را
    في الجمله شدم ملتمس از در بدعايي
    کز حق طلبد فرصت صبر و ظفرم را
    اشکم بطواف حرم کعبه چنان گرم
    کز دل بزدود آنهمه زنگ و کدرم را
    نا گه پسرم گفت چه مي خواهي از اين در
    گفتم پسرم بوي صفاي پدرم

  2. فرقی نمی کند چطور بودنش
    دور یا نزدیک بودنش،
    پیر و جوان بودنش،
    خندان و اخمو بودنش…
    همین که هست
    دلگرمی من را کافیست …

  3. خیلی زیبا بود اگرچه دیر رسیدم به خاطر مشکلی که داشتم .
    من هم به همه ی پدران عزیز تبریک میگم و به این امید که هیچ پدری شرمنده بچه هاش نشه “آمین”

  4. ﻫﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﻮﺳﻪ ﺯﻧﻢ ﻭﺑﺮ ﻗﺪ ﻭ ﺑﺮ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ
    ﮐﻪ ﺯ ﺍﻭ ﮔﺸﺘﻪ ﻣﺸﻌﺸﻊ ﺭﺥ ﻫﺮ ﺷﻤﺲ ﻭ ﻗﻤﺮ
    ﺑﻪ ﮐﻪ ﮔﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﭼﻮ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﻋﺎﻟﻢ ﻧﺸﻮﺩ
    ﺑﺸﻮﺩ ﻋﺎﻟﻢ ﻫﺴﺘﯽ ﺯ ﭘﺪﺭ ﻫﻤﭽﻮ ﮔﻮﻫﺮ
    ﻟﺐ ﻣﻦ ﺩﺭ ﻃﻠﺒﺶ ﺑﻮﺳﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺮﺍﺏ ﺯﺩﻩ
    ﺩﻝ ﻣﻦ ﺩﺭ ﭘﯽ ﺍﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﺮﺍﺝ ﺩﮔﺮ
    ﺑﺮﻭﻡ ﺑﺮ ﺩﺭ ِ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﯽ ﺍﺵ
    ﻣﯽ ﺍﻭ ﮐﺮﺩﻩ ﻣﺼﻔﺎ ﺩﻝ ﻣﻦ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺳﺤﺮ
    ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻫﻤﭽﻮ ﭘﺪﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﺩﮔﺮ ﯾﺎﻭﺭ ﻣﻦ
    ﻗﺪ ﺍﻭ ﺧﻢ ﺷﺪﻩ ، ﺍﻣﺎ ﻟﺐ ﺍﻭ ﻫﻤﭽﻮ ﺷﮑﺮ
    ﭼﻮ ﺷﮑﺮ ﺧﻨﺪﻩ ﯼ ﺍﻭ ﺷﺎﺩ ﮐﻨﺪ ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ
    ﺳﺮ ﻭ ﺗﻦ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻢ ﺩﺭ ﺭﻩ ﺍﻭ ﺯﯾﺮ ﺗﺒﺮ
    ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﭘﯿﺶ ﺷﻤﺎ ﺭﻓﺘﻪ ﭘﺪﺭ ﺳﻮﯼ ﺧﺪﺍ
    ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﺪ ﭘﯽ ﺍﺵ ﻓﺎﺗﺤﻪ ﺍﯼ ﺑﺎﺭ ﺩﮔﺮ….

  5. بهترین پدر دنیا متعلق به من بود اما الان پیشم نیست روحش شاد
    اهای ادما قدر پدرتونوبدونید که وقتی رفتش دیگه همه چیز رفته

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن