دل نوشته ها

بعضی ها….؛کاش دلها در چهره ها بود…

بعضی ها یه جوری اند. یه جوری که قابل توصیف نیست. یعنی چون “اون جوری” که هستن “جور” خوبی نیست نمی شه یه جور خوب توصیفشون کرد.

کاش، کاش، کاش ،بعصی ها جوری نباشن که نشه خوب دربارشون حرف زد… که نشه خوب توصیفشون کرد… که نشه….

کاش بعضی ها یه رنگ باشن. کاش بعضی ها چند رنگ نباشن.

del

کاش بعضی ها، بعضی وقت ها “یه جوری” نباشن که احیانا فکر کنی “یه جوری” حسابت کردن که…

کاش بعضی ها همیشه همه چی یادشون باشه و فراموش کار نباشن…

کاش…” کاش دلها در چهره ها بود….”

برچسب ها

نوشته های مشابه

8 دیدگاه

  1. سلام به نظرم این قسمت با .ماجرای یه بنده خدایی…که چند مدت پیش به صورت دیدگاه اومد روی سایت ارتباط داره.

  2. کاش قلبها در چهره ها بود.اگه بود چی میشد !!دیگه هیچ کس ریا نداشت دیگه دل و زبانها یکی بود….هر چند همین حالا اگه دقت کنیم دلها در چهره ها نمایان است کاش……….

  3. الَّذِینَ آمَنُواْ وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللّهِ أَلاَ بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ

  4. حضرت آدم وقتی داشت از بهشت بیرون میرفت،خدا گفت: نازنینم آدم،با تو رازی دارم…اندکی پیش تر آی….آدم آرام و نجیب آمد پیش..زیر چشمی به خدا مینگریست…محو لبخند غم آلود خدا، دل انگار گریست!
    گفت:نازنینم آدم،قطره ای اشک ز چشمان خداوند چکید…یاد من باش که بس تنهایم..بغض آدم ترکید..گونه هایش لرزید..به خداگفت:من به اندازه گل های بهشت..من به اندازه ی عرش…نه…نه…به اندازه تنهاییت ای هستی من..دوستت دارم!!!!!
    آدم کوله اش را برداشت…خسته و سخت قدم بر میداشت…راهی ظلمت پرشور زمین…زیر لب های خدا باز شنید….نازنینم آدم…نه به اندازه‌ی تنهایی من….نه به اندازه‌ی گلهای بهشت…که به اندازه‌ی یک دانه ی گندم….تو فقط یادم باش…

    که اگر اینگونه بود…..دلها همگی در چهره ها بود….

    1. زدی شعر مردم رو خراب کردی رفتا!
      آشنا که اسمش همراشه.
      حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست
      که آشنا سخن آشنا نگه دارد….ووووو

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن