گزارشهمه

ایجاد شهرک صنعتی داریون به کجا رسید؟

جلیل زارع|

إِنَّ اللّهَ لاَ یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ

خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغیییر نمی دهد مگر آنکه آنان خود تغییر کنند (سوره رعد آیه ۱۱)

سلام بر مردم خوب زادگاهم منطقه داریون…

تا کنون در راستای پی گیری موضوع ” احداث شهرک صنعتی داریون ” اقدامات و جلسات زیر انجام و برگزار شده است :

۱ – جلسات متعدد و مستمر با امام جمعه محترم منطقه داریون حاج آقا عزیزی

۲ – جلساتی با شهردار داریون آقای جهانپور رستم پور و زیر مجموعه ی آن

تشکیل جلسه با مدیران شهرک های صنعتی با حضور اعضای شورای اسلامی و شهردار شهر داریون در محل شهرداری
تشکیل جلسه با مدیران شهرک های صنعتی با حضور اعضای شورای اسلامی و شهردار شهر داریون در محل شهرداری

۳ – شرکت در جلسه و برقراری ارتباط با نماینده  مجلس شورای اسلامی در شیراز دکتر قادری

۴ – تشکیل جلسه با اعضای شورای اسلامی شهر داریون

۵ – تشکیل جلسه با ۴ تن از مدیران شهرک های صنعتی و حمایت  دکتر قادری با حضور اعضای شورای اسلامی و شهردار شهر داریون در محل شهرداری

۶ – تلاش در جهت یافتن مکان مناسب برای احداث شهرک صنعتی داریون

۷ – برقراری ارتباط موثر با سرمایه داران داریونی ( ساکن و یا غیر ساکن در منطقه داریون ) در راستای جذب حمایت ها و سرمایه های مردمی برای ایجاد کارخانه در شهرک صنعتی داریون و مشارکت در طرح های ملی صنعتی

۸ – برقراری ارتباط موثر با صاحبان فکر و اندیشه

فعلا احداث شهرک صنعتی مشروط در منطقه ی داریون توسط مسئولین مربوطه، تایید و به تصویب نهایی رسیده و صورتجلسه شده است. ولی همه چیز در حد وعده و قول و قرارهای شفاهی و مکتوب است و هنوز تا اقدامات عملی موثر، راه زیادی پیش رو داریم و همت و حمایت های بیش تر و اساسی و جدی تری را می طلبد.

راه کارهای مختلفی نیز پیش بینی شده است که آن هم فعلا در حد قول و قرار و حرف است و اگر اقدامات و گام های عملی موثری برداشته نشود، مثل همیشه، در همین حد نیز باقی خواهد ماند و هرگز به مرحله ی عمل نخواهد رسید.

برای تبدیل حرف و قول و قرارهای شفاهی و مکتوب به اقدام های موثر عملی، توقع داریم سایر نهادها و ارگان ها و مسئولین و اشخاص حقیقی و حقوقی بومی و غیر بومی منطقه ی داریون و کلان شهر شیراز و استان فارس نیز به طور جدی با ما همراه شوند تا بعد از سال ها انتظار که جز حرف، نتیجه ای عاید مردم مظلوم و محروم منطقه ی داریون نشده است، برای یک بار هم شده، گام های جدی و عملی برداشته شود که چندان هم دور از انتظار نیست .

و اما عزیزان دل برادر ! باور کنیم که ما مکلف به انجام وظیفه ایم. نتیجه به ما مربوط نیست و خدایی که مکه را فتح و خرمشهر را آزاد کرد، آن را رقم خواهد زد که بر اساس حکمت الهی و وعده ی حق، قطعا منوط به حرکت جدی و اساسی ماست که اگر حرکتی نباشد،برکتی هم نیست.

منتظر اخبار جدید باشید ! ولی تنها تماشاگر نباشید که در این صورت اتفاق خاصی نخواهد افتاد و هم چنان آب از آب تکان نمی خورد ! اگر می توانید به طور جدی با ما همراه شوید و اگر نمی توانید با ما هم صدا شوید. در غیر این صورت، همان تماشاگر بمانید تا باز هم مثل قبل و قبل تر و قبل تر از قبل تر، مظلوم و محروم بمانید و ……..

نقطه چین ها را هم دیگر شما استادترید و مثل همان آب خوردن می توانید پر کنید و افسوس از دست رفتن فرصت های طلایی و نقره ای و برنزی را بخورید و … و… و…

هر چه خدا بخواهد…

برچسب ها

نوشته های مشابه

20 دیدگاه

  1. سلام. خبر خوبی است. جلسات و اقدامات انجام شده را به فال نیک میگیریم. نقطه شروع خوبی است.ولی من هنوز هم اعتقاد دارم که نباید آقای زارع را تنها بگذاریم. اگر نمیتوانیم همراهش شویم لااقل هم فریادش شویم تا او هم برای ادامه راه دلگرم شود بلکه فاصله حرف و عمل پر شود و نتیجه قابل قبولی را در پی داشته باشد.

  2. با سلام و تشکر از آقای زارع و تمام افرادی که در این مسیر صعب‌العبور همراه بودند.
    درسته مشکل ” مای ” تماشاگر هستیم، که امیدوارم به تماشاگرنما ارتقاء پیدا نکنیم!
    پس لازمه از تعداد تماشاگرها کاسته شود، هر چند نهایت به هم صداها اضافه می‌شود…

    1. سلام و ممنون.

      شما و سایر کاربران عزیز، هرگز تماشاگر نبوده اید که به تماشاگر نما تبدیل شوید.

      به لحاظ اهمیت موضوع، برای احتیاط گفتم.

  3. از زحمات آقاي زارع و بقيه دست اندر كاران كه جهت ايجاد اين پرو‍ژه تلاش ميكنند تشكر ميكنم اميدوارم انشااله به خواست خدا و پيگيري هاي دست ا ندر كاران به نتيجه برسد . انشااله

  4. انشاالله باخواست همه مردم پیگیری های مستمر همه نهادهای مستقر در داریون وهمت مسئولین شهر هرچه سریعتر این مهم بیشتر جنبه عملیاتی پیدا کند

  5. با سلام…

    ما کاربران داریون نما، از تلاش ها و دلسوزی ها و اقدامات بی وقفه ی امام جمعه ی محترم منطقه ی داریون، نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی در شیراز، شهردار و اعضای محترم شورای اسلامی شهر داریون، مدیران محترم شهرک های صنعتی، مدیران محترم منابع طبیعی، استاندار و فرماندار محترم فارس و شیراز، سایت داریون نما و سایر عزیزانی که به هر شکل در به بار نشستن این اقدام خدا پسندانه گام های موثری بر می دارند، کمال تشکر را داریم.

    اجرتان با همان خدایی که قرار است در پی تلاش جمعی شما عزیزان سرنوشتی که استحقاق و لیاقتش را داریم، رقم زند.

    هر چه خدا بخواهد…

  6. خبر، خبر، خبردار !
    داریونی را بیار !

    بریم با هم پاورچین
    همبار بریم تا پرچین

    ای سامون و او سامون
    بریم تنگ سراکون

    اخمامونو وا کنیم
    سیل و تماشا کنیم

    سوغات دولتی میاد
    شهرک صنعتی میاد

    کارخونه داره شهرک
    دورش دیواره شهرک

    بزک نمیر بهار میاد !
    کمبیزه با خیار میاد !

    خبر، خبر، خبردار !
    خبرنگار بی کار !

    خبر ببر به شورا
    به پنج تفنگدار ما

    بگو آسمون نباره،
    زمین نخواد بکاره،

    صدای چرخ صنعت
    می کنه با دلم چت

    تالاپ تالاپ تولوپه
    وضع مردم چه توپه !

    کارخونه دار شدیم ما
    مشغول کار شدیم ما

    بزک نمیر بهار میاد !
    کمبیزه با خیار میاد !

    خبر، خبر، خبردار !
    خبر بدین به شهردار !

    به مرد مو قشنگه
    همون که چون فشنگه

    بگین اگر باد بیاد،
    هفت سین با صاد بیاد،

    این هفته یا اون هفته،
    فقر و بی پولی رفته

    داریونو جارو کن !
    پول ها رو زود پارو کن !

    تو شهرک صنعتی باز
    سه چار تا کارخونه بساز !

    بزک نمیر بهار میاد !
    کمبیزه با خیار میاد !

    خبر، خبر، خبردار !
    آهای جوون بی کار !

    بشکن و بالا بنداز
    نرو دیگه به اهواز

    همین جا تو داریون
    کار گیر میاد فراوون

    رفت پی کارش بی پولی
    از این به بعد تو شنگولی

    کفشک سی پوی پتی میاد
    شهرک صنعتی میاد

    پولای تو جیب یارو
    میره بالا ز پارو

    بزک نمیر بهار میاد !
    کمبیزه با خیار میاد !

    خبر، خبر، خبردار !
    آهای آهای عیالوار !

    کارگر کارخونه شدی
    تپل و چار شونه شدی

    جیبت ببین چه پر پوله !
    عیال ببین چه شنگوله !

    برو دکون آخانی
    بخر میوه ی مامانی

    آلبالو گیلاس بخر
    هر چی دلت خواس بخر

    ازی بدزی، پتی و متی
    بذار نمونه دولتی

    بزک نمیر بهار میاد !
    کمبیزه با خیار میاد !

    آهای آهای تو زارع !
    وای، وای، وای تو زارع !

    نشستی توی تهرون
    خط زده ای داریون

    چه کار داری به کار ما ؟
    به ما و کار و بار ما ؟

    شهرک صنعتی چیه ؟
    صاحب سرمایه کیه ؟

    ما که میدونیم همش چوه،
    روز روشن ما هم شوه،

    حرفای صد من یه غاز،
    نزن، نزن، نزن باز !

    بزک نمیر بهار میاد !
    کمبیزه با خیار میاد !

    1. جناب زارع سلام

      واقعا خیلی خوب سرودید خوشحالیم که تو شهرمون شاعرم داریم انشاا… یه شعر خوب آماده کنید برا سر در شهرک صنعتی داریون اگر دوستان کمک کنند

      عززززیز دل برادر پویا و پایا باشید

      1. سلام تماشاگر عزیز…

        قابل شما رو نداشت. فقط برگ سبزی است تحفه ی درویش. شما چشماتون قشنگ می بینه. گرنه بالا و پایین کردن این چند تا واژه که نه معنا و مفهموم درست و راستی داره نه قافیه و ردیف خاص و یک نواختی، رو همه میتونن سر هم کنن. من یکی هم مثل همه. من و شاعری ؟ استغفرالله !

  7. هزار تا وعده دادن
    تو سالهای گذشته
    هزار تا حرف زدن ،باز
    یکیش عمل نگشته
    شاید دل اونا هم
    میخواست عوض شه اوضاع
    تو مردم داریون
    به پا میشد ،هی غوغا
    ولی مهم همینه
    که فکر تغییر باشیم
    تا شعله ای خاموش شد
    دوباره آتیش باشیم
    حال آقای زارع
    انگار که اهل کاره
    برای حرف وقولش
    حسابی وقت میذاره
    جالبتر اینکه ایشون
    همدست با خداشون
    وقتی حرف خدا هست
    بحثش بحثی جدا هست
    از ما تلاش وهمت
    از اون توان وقدرت.
    موفق باشید استاد وخداقوت

    1. سلام سلام سلام سلام….

      نمیدونم کی کارخونه داریم. شاید هم حالا حالاها سرکاریم، فقط اینو میدونم که کاچی بهتر از هیچی. حالا که بازار شعر و شاعری و مشاعره گرمه، کی به کیه ! بذار در پاسخ به شعر قشنگت، منم یه شعر آبکی بگم :

      سلام سلام سلام سلام
      صبح سلام شام سلام

      شهرک صنعتی داریم
      کفشک سی پوی پتی داریم

      کارخونه داریم به خدا
      دیگه سر کاریم به خدا

      کارخونه ی ماشین سازی
      ماشین های اسباب بازی

      حراج حراچ حراج حراچ
      این ماشینای بی کلاچ

      ماشین مشتی مندلی
      نه بوق داره نه صندلی

      مال کارخونه ی داریونه
      بیا بخر مفت گرونه

      آی بچه دار خبر خبر
      یکی بخر دوتا ببر

      یکی بخر دو تا ببر
      یکی بخر دو تا ببر

  8. سلام علیکم ، درود برآقای مهندس جلیل زارع که راه برادر شهیدشان را ادامه می دهند .خدا قوت

    1. سلام یوسف جان…

      خدا به امثال شما قوت بدهد که با همه ی فراز و نشیب ها، محکم و استوار مانده اید تا خدمت کنید.

      پویا و پایا باشید…

  9. چه خوبه وقتی رویاها رنگ میگیره برای من حتی فکر داشتم شهرک صنعتی هم بسیار زیباست چه خوبه انسان های هستند
    اونا که محرومیت ها را دیدند لمس کردند خودشان در هیاهوی شهرها گم نکردند برگشتند به پشت سرشان هم نگاهی انداختند کاری که خیلی زمین گذاشتند رفتند
    در این رنگین سبز بهاری که شما لطافت رنگ هایش را رنگ امیزی کردید اگر نمیتوانیم رنگ باشیم حداقل میتوانیم تک قطره از ان طروات باران باشیم پس هستیم حمایت میکنیم تنها کاری که ازدستمان بر می اید

    1. اجازه هست، یه کم شوخی !

      آسمان جان …. ببخشید اول سلام… بعد هم تو که استاد رنگ کاری هستی، بیا و مردونگی کن ! یه کارخونه رنگ سازی تو این شهرک نیمه صنعتی داریون سر پا کن ! منم گه گاه رویاهامو میارم رنگ کن ! دست و پنجه ات هم درد نکنه !

      دنبال صاحبش هم نگرد ! منم جلیل زارع که از این به بعد میخوام ” اجازه هست، یه کم شوخی ” هامو با نام نصف و نیمه مستعار ” پارازیت ” بفرستم رو آنتن سایت. این طوری هاست دیگه !

  10. ….سلام علیکم ، درود برآقای مهندس جلیل زارع که راه برادر شهیدشان را ادامه می دهند .خدا قوت

  11. اجازه هست، یه کم شوخی !

    تکراری بود عزیز دل برادر ! چند تا کامنت بالاتر رو نگاه کن ! همین دیروز پخش شد، تقلید نکن ! پخش تکراری انحصارا مال تلویزیونه ؟

  12. بنده فکر میکنم در اوضاع اقتصادی فعلی که تولید و سرمایه گذاریهای تولیدی در معرض ورشکستگی هستند ، مساله ایجاد شهرک صنعتی متاخر است بر
    حل بسیاری از مسایل و مشکلات ، که بعضا ملی هم هستند و حتی حل بعضی مسایل از عهده دولت نیز به سادگی ساخته نیست .
    از یک طرف شهرک صنعتیهایی هم هستند که با وجود امکانات و گذشت چندین سال از افتتاح آنها رونقی ندارند و اکنون خود یک مشکل هستند .
    وگرنه کم نیستند داریونیهای سرمایه دار . اونهایی که دلشون می خواد با سرمایه شون که حاصل یک عمر تلاش و زحمتشون هست کارآفرینی وایجاد ثروت و رونق کنند اما ……
    پول زبان خودش را دارد و جایی میرود که پول در بیاورد
    حال اگر دلسوزان منطقه بتوانند طرحهای منطقی و بومی شده و مطمئن ارائه دهند و تبلیغ بلیغی هم داشته باشند ، رونق کارگاههای صنعتی در داریون محتمل است و نظرم این هست که صرف افتتاح پروژه شهرک صنعتی مشکل رونق اقتصادی منطقه ما رو حل نمیکند و همین حالا هم در صورت داشتن طرحهای با توجیه اقتصادی میتوان با جلب نظر سرمایه گذاران ترجیحا بومی صنعت را به منطقه آورد و انشا اله تعالی در آینده شهرک صنعتی پر رونقی هم در منطقه داشته باشیم

  13. چرا بعضی افراد از بقیه موفق تر هستند؟ چرا بعضی افراد احساس موفق بودن می کنند و بعضی دیگر حس می کنند غرق در روزمرگی کاری شده اند؟ جواب در واژگان آنها نهفته است. درست است که واژگانی که شما بکار می برید به شدت به حالت روحی شما و دید شما به زندگی شخصی و حرفه ای بستگی دارد. در اینجا در مورد جملاتی صحبت می کنیم که افراد موفق هرگز در صحبت هایشان نمی گویند و دلایل آنها را نیز شرح داده ایم:

    غیرممکنه!

    جمله “این کار شدنی نیست” اصلاً در dnaی آنها وجود ندارد. افراد موفق می دانند که همیشه یک راه حل برای هر مشکلی وجود دارد. گاهی باید خلاق باشید، ولی اصلاً چنین چیزی وجود ندارد که کاری غیرممکن باشد. و وقتی یک هدف آنقدر بزرگ است که رسیدن به آن دشوار به نظر می رسد، آنها هدف را به تکه های کوچکتر تقسیم می کنند. آنها می دانند که با گام های کوچک می توان به قله بلندترین کوه ها دست پیدا کرد.

    برام مهم نیست!

    علاقه و اشتیاق در خون افراد موفق است. شما هیچ وقت نمی شنوید که افراد مبتکر بگویند “من از شغلم متنفرم!” یا “برام مهم نیست!” اگر شما اشتیاق و علاقه نداشته باشید هرگز نمی توانید بر مشکلات غلبه کنید و برای پیشرفت ریسک بپذیرید، ابتکار به خرج دهید و کسب و کار خود را گسترش دهید.

    انقدر سوال نپرس!

    افراد باهوش می دانند که چیزی به نام “سوال احمقانه” وجود ندارد. آنها می دانند که به محض اینکه جلوی کنجکاوی گرفته شود و دیگر سوالی پرسیده نشود، ابداع و نوآوری بنیادی پایان می یابد. بعضی از متمایزترین و منحصر بفرد ترین رهبران مانند استیو جابز و جیمز دایسون تیم های خود را تشویق می کردند که دائماً نحوه انجام کارها را زیر سوال ببرند و دانش قراردادی را به چالش بکشند. سوالات محبوب آنها این سه سوال بودند: “چرا؟” “چرا نه؟” “چه می شد اگر؟”

    چرا من باید این کارو انجام بدم؟

    در هر کسب و کاری به خصوص در کسب و کارهای رو به رشد و توسعه، چندین و چند نفر باید چندین و چند کلاه به سر بگذارند. از آن مهمتر افرادی که داوطلبانه فاصله ها را شناسایی می کنند و خودشان این فواصل را پر می کنند اغلب آنهایی هستند که بیشتر شناخته می شوند و مسئولیت ها و تیم های خود را گسترش می دهند و در نهایت چیزی واقعاً شگفت انگیز می سازند. ولی جمله “این کار من نیست که انجامش بدم” جمله ای نیست که آنها بگویند.

    من فکر نمی کنم درست باشه که نحوه انجام کارها رو تغییر بدیم.

    افراد موفق همیشه نحوه انجام کارها را به چالش می کشند. آنها روش های بهتر، سریعتر و مؤثرتر برای انجام وظایف و اجرای استراتژی های درست می یابند. آنها خودشان را به سمت حوزه هایی هل می دهند که شاید برایشان راحت نباشد، ولی در آن حوزه ها می توانند به رشد و ترقی ادامه دهند و به تیم های خود کمک کنند تا روی خط پیشرفت بمانند. آنها درک می کنند که این تغییر لازم و ضروری است و اینکه راحت و آسوده به مسیر قبلی ادامه دهند، آنها را به موفقیت ماندگار نمی رساند.

    ممنون، ولی من نظر کسی رو نخواستم.

    برای آنکه فردی واقعاً موفق شود، باید از تجربه های جدید، ایده های نو و چشم اندازهای جدید استقبال کند. فرد همیشه باید نسبت به بازخورد و نظرات دیگران روی باز نشان دهد. افرادی که دائماً نسبت به بازخورد روی باز نشان می دهند نه تنها از سوی تیم ها و همکاران خود مورد احترام قرار می گیرند، بلکه شانس ارزشمندی برای نگاه کردن به خودشان از دیدگاه دیگران می یابند. هیچیک از ما کامل نیستیم و همیشه می توانیم از بازخوردهایی که می گیریم استفاده کنیم و رشد کنیم. در پایان روز باید خودتان باشید و شاید چیزهایی در شما وجود داشته باشد که بخواهید آنها را عوض کنید.

    اگه شکست خوردیم چی؟

    شکست بخشی از کسب و کار است. جیمز دایسون قبل از آنکه جاروبرقی بدون کیسه معروفش را اختراع کند، 5126 بار شکست خورد. توماس ادیسون قبل از اختراع لامپ 10000 بار شکست خورد. برای آنها شکست فقط پله محکم دیگری برای نزدیک شدن به هدف بود و راهنمایی ضروری دیگری بود تا بدانند که چه کاری را نباید انجام دهند. افراد موفق از شکست خوردن نمی ترسند. آنها می دانند که وقتی شکست می خورند فقط مسئله زمان مطرح است و این مانع از آن نمی شود که آنها دست از ابتکار و امتحان کردن چیزهای جدید بردارند.

    من بهتر می دونم!

    چیزی به نام مرد خودساخته وجود ندارد. پشت هر فرد موفقی یک تیم باهوش وجود دارد. موفقیت یک ورزش تیمی است. درست کردن یک تیم عالی بدان معناست که شما اعتراف می کنید که شما همه چیز را نمی دانید و از افرادی کمک می گیرید تا حفره های خالی دانش، تجربه و دیدگاه شما را پر کنند و به آنها اعتماد می کنید تا به شما در ساختن چیزی فوق العاده کمک کنند.

    ولی این کار خیلی سخته.

    افرادی که در زندگی خود به بیشترین موفقیت دست می یابند هرگز در موقعیت های مهم راه آسان را نمی روند. آنها علاقه، پشتکار و جسارت شکل دادن به مسیری جدید را دارند. اول شدن و فتح مسیرهای نو هرگز آسان نبوده است. و گاهی شما باید از اشتباهات و موفقیت های دیگران درس بگیرید تا به شکل دهی به مسیر خودتان کمک کنید. ولی در پایان روز وقتی آن لحظه مهم و حیاتی می رسد که باید سرنوشت خود را بسازید، افراد موفق هرگز آسان ترین راه را انتخاب نمی کنند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن