اخبارفرهنگ مردم داریونهمه

فرهنگ مردم داریون / قسمت بیست و هشتم: ادامه ازدواج در داریون / عقد

به کوشش: جلیل زارع

چند روز پیش از عروسی چاله هایی را کنار هم برای بار گذاشتن دیگ ها آماده می کردند و برای سایه بان یا جلوگیری از باد و باران چادر بزرگی را با تیرهای چوبی برپا می کردند.

برای عقد، نه تنها حضور عروس الزامی نداشت بلکه ممنوع بود – همان گونه که برای طلاق نیز حضور زن ضرورتی نداشت – برای جاری شدن صیغه ی عقد، داماد به همراه پدر خود و پدر و مادر عروس و یکی دو تن از نزدیکان به محضر(1) می رفتند . پس از برگشتن از محضر، مراسم کوچکی با عنوان حنای عقد برپا می شد.
تعدادی از زنان آشنایان و همسایگان در خانه عروس جمع می شدند و با خواندن واسینک و کل زدن، دست عروس را حنا می گذاشتند و عقد او را اعلام می کردند.
برای داماد نیز چنین مراسمی گرفته می شد و با چای و شکر پنیر پذیرایی می کردند. پس از آن داماد می بایست برای اطرافیان نزدیک خود ” سر عقدی ” بخرد. سر عقدی پارچه ای به اندازه دوخت یک چارقد یا پیراهن بلند زنانه بود که از دو طرف چاک داشت و تا پایین پا می رسید. سر عقدی مخصوص زنان و دختران بود و می بایست حتما تا پیش از عروسی به آن ها داده شود و گرنه قهر می کردند و به عروسی نمی آمدند و تا مدت ها گِله (2) می کردند.
پدر عروس نیز مجبور بود برای اطرافیان عروس سرعقدی بخرد. سرعقدی پدر عروس معمولا با یک سر قند نیز همراه می شد که پیش تر از داماد گرفته بود. آن ها را در چارقدی رنگی می گذاشتند و به کسانی که شاملشان می شد از قبیل: خاله، عمه، خواهرزاده، برادرزاده و … می دانند.
تدارکات عروسی
از چند مدت پیش از عروسی حال و هوای خانه عروس و داماد دگرگون می شد. در خانه عروس از پول باشلقی که از داماد گرفته بودند وسایلی از قبیل : یخدان (3)، وسایل چایخوری، آفتابه، لگن، تخته نمد، رختخواب ، گلیم، جاجیم (4)، بند رشمه (5)، نندی (6) بافتنی، سفره آردی بافته شده از قادمه، دیگ و کاسه و قابلمه، چراغ دریایی یا فانوس، وسایل نان پزی و مانند آن را تهیه می کردند. زغال، قند و چای و هیزم نیز از خانه داماد می آوردند.
شور و حال عروسی در خانه داماد بیش تر به چشم می خورد. پاک کردن گندم عروسی، پختن نان، پاک کردن برنج، شستن نخود و آسَک کردن آن، شکستن قند، هر یک مراسمی بود که طی آن زنان خویشاوند و همسایه ها دور هم جمع می شدند و به خانواده داماد کمک می کردند. آنچه خستگی کار را از جسم و جان زنان دور می کرد تعریف و گفت و گوهای زنانه از هر دری بود که گهگاه با صدای کِل دلنشین تر و شادتر می شد و این هلهله های شادی و کِل زدن های پیاپی نزدیک شدن زمان عروسی را خبر می داد و فضای ده را پر از شادی و سرور می کرد. شاید کودکان بیش تر از دیگران از این مراسم لذت می بردند. زیرا علاوه بر آن که شور کودکانه آن ها با مراسم شاد دو چندان می شد می توانستند با گرفتن و فروختن پاکمون (7) گندم یا تی پرسم (8) آردی که با آن نان می پختند، برای خود کیک، نقل و چیزهای دیگر بخرند.
علاوه بر این، خرید جهاز نیز در چند هفته قبل از عروسی از جمله کارهایی بود که می بایست انجام می گرفت. از جمله وسایلی که داماد باید می خرید عبارت بود از: رختخواب، تشک، چراغ روشنایی و فرش که عبارت بود از زیرانداز یا گلیم. در دوره های بعد که جهاز کامل تر شده بود و همچنین قرق دیدار نامزدها شکسته شده بود، پدر داماد و چند تن از نزدیکان عروس و خود عروس برای خرید جهاز به شیراز می رفتند و تمام وسایل مورد نیاز یک سفر سه – چهار روزه مانند نان و تخم مرغ و روغن محلی و … را با خود می بردند، جهاز مورد نیاز را تهیه می کردند و با مینی بوس یا اتوبوس به داریون می آوردند.
از جمله دیگر کارها تهیه ی هیزم عروسی بود. بدین منظور معمولا چند تن از مردان که از اقوام نزدیک داماد بودند به کوه می رفتند و هر یک پشته ای هیزم با خود می آوردند. این کار شکل مسابقه نیز داشت و نفر اول برنده ی دستمال رنگی و یک سر قند بود که از پدر داماد می گرفت. وقتی که بارها بر زمین گذاشته می شد، پدر داماد روی هر بار هیزم یک جوراب و دستمال رنگی به نشانه تشکر می گذاشت و آن ها را به ناهار دعوت می کرد.
از آن جا که پخت و پز روی آتش انجام می شد، چند روز پیش از عروسی چاله هایی را کنار هم برای بار گذاشتن دیگ ها آماده می کردند و برای سایه بان یا جلوگیری از باد و باران چادر بزرگی را با تیرهای چوبی برپا می کردند.
با نزدیک تر شدن زمان عروسی، دنبال ساز و نقاره می رفتند و قرار می گذاشتند که در فلان روز مشخص در محل حاضر شود. آنان که ثروت بیش تری داشتند معمولا مطرب (9) می آوردند – که بعدا توضیح می دهیم – چند روز پیش از عروسی خواهران و نزدیکان عروس و داماد به خانه همسایگان و آشنایان می رفتند و از آن ها برای شرکت در رقص دعوت می کردند و قول آمدن می گرفتند و معمولا با خوشرویی آن ها رو به رو می شدند.
پانوشت:
1 – دفتر ثبت ازدواج
2 – گلایه
3 – نوعی چمدان چوبی بزرگ پایه دار
4 – جاجیم: نوعی گلیم نازک که با نخ قالی می بافتند.
5 – بند رشمه: طناب گونه ای که آن را با نخ هایی سیاه و سفید از موی بز می بافتند و با گُمپُل تزیین می کردند.
6 – گهواره مانندی که با گلیم یا پتو و طناب درست می کردند..
7 – دو اشرفی بزرگ که دو طرف مجموعه اشرفی های تزیینی کلاه و چارقد بسته می شد. نشان سردوشی
8 – آردی که برای نچسبیدن خمیر به تیر نان پزی، به تخته یا چانه ی خمیر می زدند را پرسم و دور ریز آرد را تی پرسم می گفتند.
9 – ساز و نقاره ای که در کنار آن نمایش و شعبده بازی نیز اجرا می شد.

*برگرفته از کتاب ” فرهنگ مردم داریون “، نگارش و پژوهش: جلال بذرافکن

ادامه دارد … ( قسمت بعد: ادامه  ازدواج در داریون | آغاز عروسی )

امتیاز کاربران: اولین نفری باشید که امتیاز می دهد!
برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن