همه چيز از داريون

جغرافياي تاريخي داريون

 تل جدي

در نزديكي داريون كنوني قلعه اي بوده است كه اندكي بعد از ترك وطن كردن مردم ‘ به تدريج ويران گرديد . اين قلعه كه ويرانه ي آن به نام “تل جدي” شناخته مي شود وسعتي نزديك به هزار متر مربع داشته است . از خاك اين قلعه كه به مرور زمان به صورت تپه در آمده است براي ساخت وساز خانه هاي جديد استفاده شد. باقي مانده آن صاف شد و جز زمين هاي كشاورزي در آمد. در خاك برداري اين منطقه علاوه بر خمره هاي بزرگ نمك وجوقن هاي  چند گانه اسكلتي با شمشير پيدا شده است كه گفته ي كهن سالان را مبني بر قلعه بودن آن تاييد مي كند ‘ بنا بر سخن ايشان ‘ اين قلعه مجموعه اي مسكوني بوده كه گماشتگان حاكم وقت در آن زندگي مي كرده اند و پس از متروكه شدن داريون آن جا نيز به تدريج از بين مي رود و به تلي از خاك تبديل  مي شود.

برگرفته از:كتاب فرهنگ داريون/اين مطلب تكميل مي شود

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. مکان تل جدی :اگر در 16 متری امام سجاد یا همان کوچه ای که روبروی مغازه ی اقای هوشمند است به سمت دیندارلو حرکت کنیم .به محض خروج از داریون در ابتدای زمینهای کشاورزی که در سمت راست قرار دارد و اکنون حدفاصل زمینهای مرحوم حاج میرزا کاظمی و رییس محمود بذرافکن میباشد .تل جدی کمی برآمده از خاک نمایان است.که ویرانی امروزش با شکوه گذشته اش برابری میکند.پدربزرگم کاکابیگ کاشفی داریونی (پدر مرحوم قاسم کاشفی )حکایت میکند که در زمانهای قدیم که با چهارپایان از انجا خاک میبردیم انواع و اقسام خمره و جوخن وسکه های قدیمی و اسکلت انسان و…میافتیم که تعدادی از ان خمره ها هنوز در منزل پدر بزرگم موجود میباشد.ایشان میگفتند که این تل بسیار بزرگ بود و بر اثر بردن خاک ان که به مصرف ساخت و ساز خانه ها و کاهگل کردن میرسیده به مرور کوچک شده است که امروز کمی از زمین برامده میباشد و نسل جوان به مغزشان هم خطور نمیکند که اینجا زمانی قلعه ای بزرگ و پرابهت قرار داشته که زیربنای داریون کنونی میباشد .پدر بزرگم میگفت که از پدرانش شنیده که مردم این قلعه بر اثر بیماریهایی چون وبا و… از بین رفتند و سرانجام بر اثر حمله ی قبایل عشایر و ترک وراهزنان و..این قلعه از سکنه تهی شد و به مرور ویران شد.اگر کاوشهایی در ان شود به طور قطع اشیا و آثاری از ان به دست خواهد آمد که قدمت داریون را تا حدودی معین خواهد کرد.

  2. ممنون علی جان…. هر چه می توانی بیش تر نزد افرادی مثل پدر بزرگت برو و اطلاعاتت را بیش تر کن… اگر برایت مقدور است سراغی هم از آقای یاری ، اسدی و بهمن مهری بگیر. اسدی و مهری خاطرات زیادی از خرابه های تل جدی دارند. و شنیده ام یاری هم تحقیق در این زمینه داشته و اطلاعات خوبی را در اختیار دارد…. راستش را بخواهید من هم ضمن تحقیق در کتبی هم چون فارسنامه های ابن بلخی و ناصری و المسالک و الممالک و نسخه هایی از چند کتاب قدیمی دیگر، به نتایجی رسیده ام. تا آن جا که به تحقیقات من مربوط می شود، در سال 1160 ه. ق مقارن با کشته شدن نادر شاه افشار توسط چهار تن از سرداران سپاهش به نام های صالح بیک افشار، محمد بیک قاجار ایروانی، موسی بیک افشار و قوچه بیک افشار اورموی به دستور و نقشه ی علیقلی میرزا برادر زاده ی نادر شاه که پس از به سلطنت رسیدن خود را عادلشاه نامید، کشور دست خوش ت هرح و مرح و تغییرات تند و تیز می شود و هر روز از هر کجای این سرزمین پهناور یکی ادعای سلطنت کرده و لشکریانی فراهم نموده به جنگ دیگری می رود و در برهه ای از زمان چهار پادشاه در مناطق مختلف بر ایران حکومت می کرده اند. دامنه ی این اختلاف ها به فارس و شیراز و داریون هم می کشد و در همان سال به علت یورش افراد حاکم وقت شیراز برای وصول مالیات بین خان داریون و آن ها درگیری رخ داده و مردم مجبور به ترک داریان شده اند و قلعه نیز به مرتب در دست عمال حاکمان جا به جا می شود.با روی کار آمدن کریم خان زند کمی آرامش به فارس بر می گردد ولی باز در سال 1192 با مرگ خان زند و جنگ و گریز های فرزندان وبستگان کریم خان، فارس دچار هرج و مرج دوباره می شود. در همین ایام کل محمد قلی خان با حمایت افرادی مثل لطفعلیخان زند، مجددا داریون را در مکان فعلی می سازد و قلعه ی جدیدی را بنا می کند و بعد هم قلعه ی نقیبی ساخته می شود و الی آخر… که بحثش بسیار مفصل است و موضوع رمانی هم که در حال نوشتنش هستم همین است که به زودی در سایت قرار می گیرد. در هر صورت هر چه دامنه ی اطلاعات ما بیش تر باشد این رمان هم به واقعیات نزدیک تر خواهد شد. مممنون می شوم اگر هر کس اطلاعاتی هر چند ناچیز دارد را در اختیارم قرار دهد. در حال حاضر من دنبال تاریخ مستندتری از داریان تل جدی و دوران افول آن و سپس بنای قلعه ی جدید داریون هستم…. ببخشید طولانی شد…

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن