دفترچه خاطراتهمه

نوحه خوانی در داریون قدیم

یوسف بذرافکن|

مردم داریون از دیر زمان عاشق خاندان عصمت و طهارت بوده و هستند . ارادت و اعتقاد مردم به حضرت سید الشهدا ء امام حسین علیه السلام و یاران وفا دارش ، بویژه حضرت ابو الفضل العباس علیه السلام مثال زندنی است .

مردم داریون در ایام محرم که آن را «ماه حسین علیه السلام » می گفته اند غرق در عزاو ماتم می شدند .پویشیدن لباس مشکی ، بستن علم ، زدن تکیه ، دادن نذری ، تعطیل کردن کسب و کار در روز عاشورا و نوحه خوانی از جلوه های عشق و ارادت مردم به امام حسین علیه السلام است . در زمان های قبل که بلند گو نبوده است ، عزاداری مردم سنتی و با اخلاص تمام انجام می شده است .

نوحه خوان هابی مخلص قدیمی با صدای رسا و بلند خود به نوحه سرایی پرداخته و همه مردم نوحه خوان ها را همراهی می کرده و جواب می داده اند در آن زمان عزاداری فقط به شکل سینه زنی مرسوم بوده است آن طور که قدیمی ها نقل می کنند اولین نوحه خوان های داریون عبارت بوده اند از : مرحوم محمد تقی مرزبان برادر رئیس عطاء،سید حسین رضایی( برادر سید عباس ) ، شهریار یوسفی فرزند شهباز ،سلمان حسنی فرزندهاشم ، خرم حسنی فرزند سلمان ، مشهدی غلامرضا بذرافکن فرزند ملا بابا جان پس از آنها نسل های بعدی که از نوحه خوانهای داریون بوده اند می توان از مرحوم شیخ شکرعلی جهانی ، کاکاجان زارع ، محمدرضا سیاهی ، خشنود بذرافکن ، نوراله شیروانی ، نمکی زارع ، آقا رضا نصیر زاده و دیگران را نام برد .خداوند همه آنها را از شفاعت حضرت ابا عبد الله الحسین علیه السلام برخودار فرماید.

نوشته های مشابه

4 دیدگاه

  1. سلام اقای بذرافکن
    اگر در مورد جزییات مثلا سبک خواندن و نوع نوحه هاو…. توضیحات بیشتری داده شود وحتی الامکان از عکسهای مراسمات قدیمی هم استفاده شود بهتر است
    خسته نباشید واقعا یک مطلب نوشتن خیلی زمان میبرد و احتیاج به تحقیق و….دارد که کار بسیار طاقت فرسایی است انشااله کاربران بیشتر نظرات خود را درج کنند تا مطالب بصورت مفیدتری برای کاربران نوشته شود.

  2. جناب آقای بذرافکن سلام… ممنون از مطلب زیبایتان که یاد آور مردان نیک روزگار قدیم داریون و خاطرات خوش گذشته است. لازم دیدم با اجازه ی جنابعالی در تکمیل و تصحیح فرمایشات شما چند نکته را عرض نمایم:
    1)از شوهر مرحومه خواهرم سید ابراهیم رضایی فرزند سید عباس شنیده ام که می گفت: جناب آقای سید حسین رضایی پدر فخرالسادات که هم اکنون در قید حیات هستند، اصلا نوحه خوان نبوده است. در واقع کسی که با صدای زیبا و دلنشین خود در مسجد داریون نوحه می خوانده است، برادر سید حسین یعنی مرحوم سید رضا رضایی فرزند سید مرتضی رضایی بوده است. هم چنین آن بزرگوار، ملای ده بوده است و در کوچه ی درختی داریون سکویی را به نام “سکوی سید رضا” بنا نموده و در آن جا به امر تدریس کودکان اشتغال داشته است.از جمله شاگردان ایشان می توان مرحوم حاجی بهرام و رضا علی بذرافکن و اردشیر بذرافکن و سید مرتضی رضایی(فرزند ارشد سید عباس رضایی که خادم مسجد قدیم داریون در داخل ده بوده است )را نام برد.
    2)مرحوم محمد تقی مرزبان نیز عموی مادرم بوده است و صدایش به قدری زیبا و دلنشین بوده که همه را به مسجد می کشانده است. وقتی من کودک بودم ایشان منزلشان شیراز بود و وقتی به خانه ی ما می آمدند، شب ها شاهنامه خوانی می کردند. در شاهنامه خوانی چنان مهارتی داشت که انسان به قدری جذب شاهنامه خوانی ایشان می شد که پهلوانان شاهنامه را حاضر و ناظر تصور می کرد. لحن زیبا و دلنشین و سبک شاهنامه خوانی مخصوص به خود را داشت.
    3) مرحوم رئیس عطا مستمند پدر بزرگ مادری من بود و رئیس یا کدخدای داریون بود. آن بزرگوار در ورودی تنگه در نزدیک باغی که بعد ها به فتح الله حقیقت جو تعلق گرفت، یک آسیاب آبی ساخته بود. این اولین آسیاب آبی داریون بود. دومین آسیاب آبی را مرحوم حاج علی آقا بانی حسینیه ی ولیعصر داریون، در جایی که الان حیاط حسینیه است بنا نمود. ایشان هم دایی مادر من بودند و من خاطرات زیادی را از ایشان به یاد دارم.
    3) پدر بزرگم رئیس عطا قبل از به دنیا آمدن من به اتفاق همسر و پسر ارشدش حشمت الله مستمند به آبادان مهاجرت می کنند و حشمت الله مستمند به استخدام شرکت نفت در آمده و به عنوان شغل دوم که بسیار هم شغل پر درآمدی بوده است در خرمشهر در ابتدای جاده شلمچه(جاده فعلیه) یک کارخانه ی سنگ کوبی ایجاد کرده و به عشق وطن،آن را “کارخانه ی سنگ کوبی داریان” نامگذاری می کند.من نیز به همراه مرحوم برادرم خلیل زارع تا قبل از جنگ در خرمشهر تاجر سنگ بودیم. سنگ ها را از معادن ازنا و الیگودرز استخراج کرده به خرمشهر منتقل نموده و پس از کوبیدن در کارخانه ی سنگ کوبی داریان به کشورهای عربی از جمله کویت صادر می کردیم. در کویت نیز شوهر خاله ام کارخانه ی موزائیک سازی به نام داریان داشت و ما برای ایشان نیز سنگ های کوبیده که مواد اولیه ی موزائیک بود، می فرستادیم.. در آمد ما در آن زمان بسیار زیاد بود که همه را به همراه خانه و کارخانه و… از دست داده و جنگ زده شده به شیراز باز گشتیم.چون خیلی طولانی شد، به همین اندازه بسنده کرده و بار دیگر از دوست عزیزم جناب آقای بذرافکن به واسطه زنده نگاه داشتن یاد مردان و زنان نیک،تشکر می کنم.

  3. با سلام و تشکر فراوان از آقای زارع البته سن من به برخی از بزرگوران قد نمی دهد لذا در این مورد از بزرگان داریون تحقیق می کنم و ممکن است این بزرگوار ان اسم دو برادر را اشتباهی بگویند .حقیر این مطالب را از آقای حاج حسن اسدی تحقیق کردم .به هر حال توضیحات تکمیلی شما و سایر کاربران مطلب را کامل تر می کند وباعث ارتقاء معلومات ما می شود .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن