دفترچه خاطرات

کاش باز هم دیوانه بودم ….

یوسف بذرافکن|

یادش بخیر بیست سال قبل جوان وسرحال بودم ، فکر و ذکرم فقط بچه ها بود ، دلخوشیم مدرسه بود و مسجد ، از مدرسه که می آمدم می رفتم مسجد ، آقای عبدالرضا شکری هم بود ، او هرچند زن و فرزند داشت اما مثل اینکه اورا از خانه بیرون کرده بودند آقای علیرضا کشاورز تنها دوست همه دوران تحصیلم هم بعضی اوقات با ما همراه می شد ، ولی من و آقای شکری خانه و زندگیمان شده بود مسجد . چه بچه های با معرفتی بودند بچه های آن دوره و زمانه ، هئیت داشتیم ،کتابخانه ،کانون و پایگاه مقاومت جواد الائمه (ع)،مسجد را قرق کرده بودیم.

یک میز تنیس ویک فوتبال دستی هم داشتیم ،رفقا می گفتند:« آدم های دیوانه مگر شما خونه زندگی ندارید ؟» ،بعضی ها فکر می کردند ما آنجا حقوق می گیریم .کوه می رفتیم ،فوتبال می کردیم ،مسابقه برگزار می کردیم ،میز گرد و نشست داشتیم ،تمرین نوحه خوانی می کردیم ،راه می افتادیم توی محل و شهر شیرازپول جمع می کردیم و با آن جشن امام زمان (عج) برگزار می کردیم ،گروه سرود داشتیم ،آقا مصطفی بذرافکن هم با بچه ها سرود کار می کرد ،بچه ها می رفتند توادراه ها و مراسم های شیراز سرود می خواندند ،تیم فوتبال داشتیم ،همه های مسولین را آقای شکری می آورد داریون تا برنامه های بچه هارا ببیند ،جون بودیم و جاهل، دل خجسته ای داشتیم ،کتابخوانی و اطلاعات عمومی راه می اندختیم ، ماه رمضان که می شد جلقه قرآن داشیم ،جلسات گلی از باغ بهشت و انصار المهدی (ع) برگزار می کردیم.

آقای سید عباس هاشمی و مرحوم درویشی را دعوت می کردیم ، روحانی طرح هجرت داشتیم ، نمازجماعت و آموزش احکام داشتیم ، برای خودمان تشکیلاتی داشتیم ، نمایشگاه کتاب و غرفه بر پا می کردیم ،کلاسهای مجانی تابستانی برگزار می کردیم ،اردو و شنا می بردیم ،سرود همگانی وارثان خون را برگزار کردیم ،گشت و نگهبانی می رفتیم ،مراسم ایام الله را بر پا می کردیم ،تو راهپیمایی ها و طرح واکس فلج اطفال شرکت کردیم ،برای خودمان روزنامه و نشریه راه انداخته بودیم ،پا تو کفش بزرگ تر ها می کردیم ،مسائل محل را تحلیل و بررسی می کردیم ،یک آقا مهدی هم بود که کار نشریه ها را انجام می داد ،از این و آن انتقاد می کرد ،نشریه مسجد ،راوی از دست پخت های او بود. یادش بخیر جوانی و جاهلی،دیوانگی هم عالمی داشت . کاش باز هم دیوونه بودم ….

نوشته های مشابه

13 دیدگاه

  1. با سلام
    این دیوانگی ها مختص شما بود بعد از شما دیگر ما دیوانگی از کسی ندیدیم…
    کاش ما هم میتوانستیم دیوانه باشیم…..
    دیوانگی هم عالمی داره …..
    خدا به شما جزای خیر دهد انشااله

  2. امام سجاد(ع):
    أمّا حَقُّ ذِى المَعروفِ عَلَيكَ فَأن تَشكُرَهُ وتَذكُرَ مَعروفَهُ، وَ تُكسِبَهُ المَقالَةَ الحَسَنَةَ وَتُخلِصَ لَهُ الدُّعاءَ فيما بَينَكَ وَ بَينَ اللّه عَزَّوَجَلَّ، فَإذا فَعَلتَ ذلِكَ كُنتَ قَد شَكَرتَهُ سِرّا وَ عَلانيَةً ، ثُمَّ إن قَدَرتَ عَلى مُكافاتِهِ يَوما كافَيتَهُ؛
    حق كسى كه به تو نيكى كرده ، اين است كه از او تشكر كنى و نيكيش را به زبان آورى و از وى به خوبى ياد كنى و ميان خود و خداى عزوجل برايش خالصانه دعا كنى ، هرگاه چنين كردى بى گمان پنهانى و آشكارا از او تشكر كرده اى . سپس اگر روزى توانستى نيكى او را جبران كنى ، جبران كن .

    خصال، ص 568

    با سلام
    یادش بخیر آن روزهایی که آقای بذرافکن بزرگوارخاطره آن را دوباره در دلمان زنده کرد و ما ماندیم و حسرت تکرار آن روز ها.
    یادمان نرفته است که هنوز خواندن و نوشتن فارسی را به خوبی در مدرسه یاد نگرفته بودیم که شما قرائت و آموزش قرآن مجید را به بچه های مسجد و علاقمند در برنامه روزانه و هفتگی خود قرار داده بودید.برنامه های هیات مذهبی قاسم ابن الحسن (ع)یادش بخیر، یادم می آید کلاس چهارم ابتدایی بودم که بر اثر تکرار و ممارست شما اساتید بزرگوار ناخودآگاه حدود 40 آیه اول سوره بقره را حفظ شده بودم واقعاً جای خالی اینگونه فعالیت ها در داریون به فراوانی احساس می شود. خداوند به شما و همه کسانی که دغدغه تعلیم و تربیت قشر نوجوان و جوان جامعه را در ذهن دارند توفیق و عنایت عطا فرمابد. با تشکر

  3. سلام خدمت معلم خوب وشایسته
    خدا را شکر که یک شاگرد با معرفت وحقشناس هم پیدا شد آقا مجتبی را میگم .آقای بذارفکن اگر در دیندارلو خدمت کرده بودید ، حالا ده تا آقا مجتبی داشتید .

    1. سروش سلام
      اي كاش واضح تر نوشته بوديد در با معرفت بودن آقا مجتبي شكي نيست ولي ننوشتن مطلب در اين خبر را دال بر حق نشناسي دانش آموزان ايشان در داريون نگذاريد من و بسياري از همكلاسيهاي قديمي به ايشان ارادتمند هستيم با تشكر از نظر شما

  4. یادش بخیر اردوهای مشترک بچه های مسجد داریون و دیندارلو در چمن قاضی اباد و ….
    اگر این برنامه ها و اردوها و رفت وامدها ادامه پیدا کرده بود قطعا وحدت و انسجام منطقه بیشتر بود و چهره های شاخص بیشتری تحویل نظام و منطقه شده بود
    جنون و دیوانگی هم عالمی دارد

  5. با سلام
    یاد آن دوران پر از صفا و صمیمیت بخیر . فقط دیوانگی ،عشق و داشتن اهداف متعالی می توانست آنرا رقم بزند. قبلا هم گفته ام و باز هم می گویم خیلی ها از جمله بنده مدیون زحمات آقای بذرافکن هستیم و هر چه داریم از آن دوران داریم.و البته زحمات افراد دیگری همچون آقای علیرضاکشاورز ،عبدالرضاشکری ،مصطفی بذرافکن و…را نباید فراموش کرد.
    ای کاش افراد دیگری هم پیدا می شدند و آن دوران طلائی را تکرار می کردندوخیری عظیم بهمراه رضایت خداوند را برای خود تصاحب می کردند.
    خداوند به همه هادیان و صابران راه حق و حقیقت اجر عنایت فرماید.

  6. بعضی ها میخوان دیوانه بشن ولی بعضیهای دیگر حتی دلشون نمیخواد دیوانگی دیگران را هم ببینند و متاسفانه جلو دیوانگیش را میگیرن.کاش اینقدر سریع به بیماران دیگه هم کمک میکردن خوب بشن ولی مردم فقط جلو دیوانه ها را میگیرن و نمیزارن به دیوانگیش ادامه بدن!!!!!!!!!!!!

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

بستن
دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن