دفترچه خاطراتهمه

یاد نیکان (قسمت چهاردهم ) مرحوم سید فرج فرهادی

یوسف بذرافکن|

نیکان روزگار هیچگاه از نام و یاد خداغافل نمی شوند و کسب و معاش آنها را از معاد باز نمی دارد ، دنیا را مزرعه آخرت و پل عبور از عالم فانی به سرای باقی می دانند .این سید بزرگوار در کنار حمام عمومی مغازه کوچکی داشت و در آن به کسب و کار مشغول بود ،خوش اخلاق و خوش برخورد بود ،همیشه در مراسم مذهبی که در حسینه برگزار می شد حاضر بود،در مراسم سوگواری جدش به سر و سینه می زد و در جشن میلاد امام زمان (عج) فرمان بر مخلص مجلس بود ،به دنبال اسم و رسم نبود ،هر چه بود همین بود که مردم می دیدند، مخلص و بی ریا ،مومن و خوش گفتار ،کودکان را دوست می داشت و بزرگان را احترام می کرد .نام و یادش هنوز در میان مردم باقی و پایدار مانده است . روحش شاد،یادش گرامی .

نوشته های مشابه

18 دیدگاه

  1. چه زود بزرگ شدیم! مثل اینکه همین دیروز بود!ماجراهایی داشت رد شدن از دم مغازه ایشون…
    دلم برای همه چیز کودکی ام تنگ شده…
    روحش قرين رحمت بي منتهاش باد.

  2. خدایش رحمت کند از مردان نیک روزگار ما بود هنوز طعم حلواهای مغازه اش و اخلاق خوشش را فراموش نکردم . اهل نماز و عبادت و اطاعت خداوند بود .

  3. خداوند روحش را قرين رحمت بي منتهاي خويش گرداند هميشه مي گفت عمو چاي بايد لبريز و لب سوز باشد

  4. همسر مرحوم فرهادی هنوز در همان مغازه که البته کم رونق شده است در حال کسب روزی حلال است ، همسر مرحوم سید فرج فرهادی هم زن مومنه و خوبی است .

  5. سلام خدا رحمتشان کند من مشتری پروپا قرص حلواهایش بودم که بسیار خوشمزه بود و همچنین سقز برای مادر ومادر بزرگ همیشه از انجا می خریدم روحش شاد

  6. سلام واقعا خدا رحمتشان کند. اقای بذرافکن ببخشید در صورت امکان یک قسمت را اختصاص بدهید به خاطراتی از داریون قدیم چون زندگی در داریون قدیم پر از خاطره است تا هر کس خاطر ه ای با هر موضوعی دارد در ان قسمت بنویسد

  7. کامنت های این قسمت در شان یاد نیکان نیست . کاربران گرامی باید مطالب را با اطلاعات مرتبط تکمیل کنند و حتی افرادی را برای قسمت های بعدی پیشنهاد کنند .

  8. سلام داریونی عزیز من هم میخواستم بگویم که اگر نتوانیم یک جمله پر محتوا و پیام خوب در مورد نیکان داشته باشیم بهتر است حداقل با کامنت ابکی آنها را ضایع نکنیم .

    1. با نظر سروش موافقم .اما انسان بعضی اوقات هنگاه برده شدن اسم بعضی اشخاص در ذهنش خاطره ای یا سخنی یا چیزی در ذهنش تداعی میشود که در ان زمان ان را دیده یا با ان برخورد داشته است.
      مثلا مرحوم سید فرج با سقز هایش
      مشهدی فرهاد خوش نژاد با نانهایش
      مشهدی مهراب خوش نژاد با قهوه خانه اش و دیزی های معروفش
      مرحوم وجیه اله با گود معروف و جیه شناخته میشود
      میرزا جواد بذرافکن با فالوده هایش
      میرزا جمال بذرافکن با اسیابش
      سید علی با باقلای گرمش در دم درب مدرسه
      حاجی عوض بذرافکن با کنجیرهایش که میگرفت
      مشهدی ظهراب زارع با انگورهایش
      و…
      و….و….
      با تشکر از سروش
      علی زارع

  9. اقا سروش مطالب بالا همه خوبند خدایی نکرده کسی قصد ضایع کردن نیاکان راندارد وصرفا هر کسی نقطه نظراتش را می گوید نظرات اگر متنوع نباشد سایت جزابیتش را از دست میدهد

  10. باسلام خدمت همه دوستان عزیزومدیرمحترم سایت وتمام زحمتکشان سایت.درهفته گذشته پدری مهربان دلسوزومومن به دیارباقی شتافت ایشان باتوجه به اینکه ازمال دنیاچیزی نداشت وبازحمت فراوان رزق حلال بدست می آوردولی توانست باوجوداینکه خودازداشتن سوادمحروم بودفرزندانی تربیت کندکه سربارجامعه نباشند.اوبه رحمت خدارفت ولی یادش همیشه باماست .خدایش بیامرزدمشهدی وفاداربهمن پوربرای شادی روحش صلوات بفرستیم.یادی نیزازاوکنید.ممنون .خداهمه اسیران خاک راببخشدوبیامرزد.

  11. خانواده محترم بهمن پور مصیبت وارده را تسلیت عرض کرده بقای عمر بازماندگان را از خداوند متعال خواستاریم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن