دل نوشته ها

رازونیاز…

ایلماه شایسته|
الف:گفت خواسته هایتان را روشن و شفاف به خدا عرضه کنید وبرایش زمان تعیین کنید وخواسته خود را برآورده شده تجسم کنید.چنان با آب وتاب میگفت که اکثریت محوش شده بودند وهر کس در تایید حرفش چیزی میگفت.درست وقتی که احساسش اوج گرفته بود رو به یکی کر دو گفت مثلا تو حتی رنگ کابینتت را مشخص کن !

(ب) خیلی سریع وراحت گفت :ولی من اینجوری فکر نمیکنم.سخنران متوجه نشد وبه حرفهایش ادامه داد. صبر کردم تاجمله اش تمام شود بعد گفتم فلانی گفت من اینطوری فکر نمیکنم.برگشت واز او پرسید پس چه طوری فکر میکنی ؟ (ب):او خداست وبهتر میداند خواسته من چیست ومطمئنم اگر صلاح بداند میدهد.دوباره الف به سخن آمد وگفت:ولی خدا در قران هم گفته اگر دعای شما نبود من کی به شما توجهی میکردم؟این بحث از الف به ب واز ب به الف جابه جا میشد ومیدیدم که (ب) خط مشی خودش را دارد وسخنران نمیتواند نظرش را تغییر دهد.حالش را خوب درک میکردم چون عقیده ای دقیقا شبیه او داشتم . رفته رفته صدای نجوای درونیم بلند وبلند تر میشد .طوری که دیگر صدای آن دو را نمیشنیدم.ودعا را اینگونه دیدم :1. برای هر چیز انسان بایداول نیازش را احساس کند.2. خواسته همه انسانها شبیه هم نیست واندازه هم ,هم نیست.در جریان خودشناسی انسان متوجه نیاز هایی میشود که منحصر به فرد است اینجاست که دقیقا میداند چه میخواهد؟چقدر میخواهد؟وچرا میخواهد؟3.در جریان شناخت خواسته ها وانتخاب چگونگی خواسته اش در واقع دارد مسله را برای خودش باز میکند نه برای خدا!
این چیزی بود که من از مراحل دعا کردن دریافتم.
شما دعا را چگونه میبینید؟!آیا خدا بی دعا به ما توجه میکند؟ نمیکند؟ آیا دعا یک مرحله از خودشناسیست؟و…

نوشته های مشابه

8 دیدگاه

  1. با سلام…

    اول تشکر : کار خوبی کردید که باز هم دست به قلم شدید. کاری که به تدریج همه ی کاربران باید بکنند و می کنند. مطمئنم هر چند دیر و زود دارد ولی عمرا سوخت و سوز داشته باشد.

    دوم : موضوع خوب و همه پسندی را انتخاب کرده اید. موضوعی که همه با هر طرز فکر ، به نوعی با آن درگیرند و برداشت ها و در پی آن انتظارات متفاوتی هم از آن دارند.

    با پرسش و پاسخ شروع کرده اید. آن هم پرسش هایی که در بین اقشار مختلف و با سلایق متفاوت رواج دارد. و این خوب است. خواسته اید ما کاربران هم اظهار نظر کنیم و این خوب تر است.

    پس تا دیدگاه های بعد…

  2. باید بخواهیم و منتظر باشیم تا خداوند از طریق دیگران ما را یاری دهد. انتظار نداشته باشید که خداوند خود مستقیماً ظاهر شود. ما بسیاری از مواقع دعا می‌کنیم و انتظار داریم از طریق خاص انجام گیرد. تجسم کنید، دعا کنید اما گیر ندهید که چگونه انجام شود. بخواهید و پذیرش انجام آنرا ایجاد کنید تا اتفاق بیفتد.

    روزی فردی در بیمارستان بستری شد. پزشک بعد از معاینه گفت متأسفانه کاری نمی‌توانند بکنند و چند روز دیگر به پایان عمر او باقی نمانده است. بعد از خروج پزشک بیمار که بسیار غمگین و دلش شکسته بود به کنار پنجره رفت و با تمام وجود گفت: خدایا به من کمک کن، کمک کن تا از این بیماری رهایی یابم.

    به یکباره صدایی بسیار آرام و مطمئن را شنید که می‌گوید:« به تو کمک می‌کنم. »

    بیمار بسیار خوشحال شد پس از چندی پزشک جراحی وارد اتاق شد و گفت: « من به تو کمک می‌کنم. می‌توانم تو را از این غده جدا کنم و آنرا از بدن تو خارج کنم. »

    بیمار گفت: « ممنون کس دیگری قرار است به من کمک کند. »

    او انتظار کس دیگری را داشت. چندی بعد یک متخصص شیمی درمانی وارد شد و به او گفت: « من می‌توانم داروهایی را برای شما شروع کنم و شما ر از این غده خلاص کنم. »

    او گفت: « ممنون کس دیگری قرار است به من کمک کند. »

    چند روز بعد یک متخصص انرژی درمانی وارد شد و گفت: « من می‌توانم تو را با انرژی درمانی از شر این غده راحت کنم »

    و او انتظار کس دیگری را داشت و گفت :« نه ممنون من نیازی به کمک شما ندارم قرار است کس دیگری به کمک من بیاید. »

    پس از چند روز، بیمار فوت کرد در جهان دیگر با خدای خود گفت و گو کرد و گفت: « خدایا تو گفتی که اجابت می‌کنی؛ تو گفتی که در را باز می‌کنی ؛ پس چرا مرا شفا ندادی؟ چرا اجابت نکردی؟ »

    دوباره همان صدای آرام و مطمئن را شنید که می‌گفت: « ای بنده من، من سه بار برای شفا دادن تو آمدم. تو هر بار مرا رد کردی .»

    آری ! خداوند به صورت های مختلف به سراغ بندگانش می‌رود و از طریق دیگران کمک و رحمت خود را می فرستد. ما باید کانال و مسیر رحمت و عشق الهی شویم و دیگران را کانال و عشق و رحمت الهی بدانیم.

  3. ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﮏ ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﺴﺘﻀﻌﻔﻲ ﺩﻳﺪﻱ،
    ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﻧﺎﻥ ﺍﻣﺮﻭﺯﺕ ﺑﻪ ﺍﻭ ﭼﻴﺰﻱ ﻧﺒﺨﺸﻴﺪﻱ.
    ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﮏ ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﺳﺮ ﺩﺍﺭﻱ،
    ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﺯﻳﺮ ﺁﻥ ﭼﺎﺩﺭ ﺑﻪ ﻳﮏ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺧﻨﺪﻳﺪﻱ.
    ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﮏ ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﻗﺎﺭﻱ ﻗﺮﺁﻧﻲ،
    ﻭﻟﻲ ﺩﺭ ﺩﺭﮎِ ﺁﻳﺎﺗﺶ ﺩﭼﺎﺭِ ﺷﮏ ﻭ ﺗﺮﺩﻳﺪﻱ .
    ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﮏ ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﮔﻔﺘﻲ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﺳﻲ،
    ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺍﻣﻮﺍﻟﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﻧﺨﻮﺍﺑﻴﺪﻱ.
    ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﮏ ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﻫﺮ ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺭ ﺣﺠّﻲ،
    ﻭﻟﻲ ﺍﺯ ﺣﺎﻝ ﻫﻤﻨﻮﻋﺖ ﺳﻮﺍﻟﻲ ﻫﻢ ﻧﭙﺮﺳﻴﺪﻱ.
    ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺷﮏ ﮐﻦ ﺍﮔﺮ ﻣﺮﮒِ ﻣﺮﺍ ﺩﻳﺪﻱ،
    ﻭﻟﻲ ﻗﺪﺭِ ﺳَﺮﻱ ﺳﻮﺯﻥ ﺯ ﺟﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﻧﺠﻨﺒﻴﺪﻱ

  4. با سلام وتشکر از همه عزیزانی که نظرات خوب وارزنده خود رانوشته یا مینویسند.
    یک توضیح لازم بود که به عنوان دیدگاه مینویسم. نه اینکه به (آیه قران که خداوند فرموده :اگر دعای شما نبود کی به شما توجهی میکردم.)شکی داشته باشم بلکه درکی که از این آیه دارم این است که خداوند هم با همه عظمتش نمیخواهد به اجبار به درون ذهن و فکر بنده اش وارد شود وبه جای او تصمیم بگیرد.واین یعنی کرامت بخشیدن به انسان.
    دوم اینکه چنین برداشت کردم که: در واقع این آیه نشانه این است که همه چیزها واتفاقات زندگیتان را خودتان خواسته اید وبدون خواسته شما نبوده. که البته این طرز فکر, چالش برانگیز است که در حوصله این دیدگاه نیست.

  5. سلام ایلماه جان از مطلب قشنگت ممنون اگه از من تو این مطلب کامنت ندیدی این نیست که من این مطلبو نخوندم باور کن ده بار خوندمش برام جالب بود من نظرمو نمیگم چون به نظرم برای هیچکس قابل درک نیست اما اینو بگم من عاشق دعا کردنم به نظرم اگه روزی دعا نکنم اونوقت که میمیرم بقیه ش فقط به خداگفتمو بازم میگم …………….

    1. سلام …

      به ارتباطت با خدا غبطه می خورم. این طور دعا کردن یه چیز دیگه ست. دعا کن منم بتونم مثل شما با خدای خودم ارتباط برقرار کنم.

    2. سلام سپیده جان. خوشحالم که این مطلب مورد لطف وتوجه شما قرار گرفته.
      هرگز توقع ندارم افراد,رازهای مگویشان را اینجا بگویند خصوصا در مورد ارتباطشان با خدا که مسله ای حساس,لطیف وکاملا شخصی ست. پس دیدگاه هر کس فقط یک نظر است در مورد این مطلب.مثلا من از صحبتهای شما یادم به این جمله افتاد: ای موسی هر چه بدان محتاج هستی را از من بخواه حتی علف برای گوسفندانت ونمک خمیرت را!

پاسخ دادن به نازنین لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن