گزارش

دید و بازدید نوروزی، یا عید دیدنی نوروز

به کوشش:علی مختاری|

یکی از آیین های نوروزی ، دید و بازدید، یا “عید دیدنی” است. رسم است که روز نوروز، نخست به دیدن بزرگان فامیل، طایفه و شخصیت های علمی و اجتماعی می روند.

در بسیاری از این عید دیدنی ها، همه اعضای خانواده شرکت دارند. کتاب های تاریخی و ادبی، تنها از عید دیدنی های رسمی دربارها و امیران و رئیسان خبر می دهند. « دیدن»های نوروزی از روزهای نخست فروردین – که تعطیل رسمی است- آغاز شده و گاه تا سیزده فروردین (و می گویند تا آخر فروردین) بین خویشاوندان و دوستان و آشنایان دور و نزدیک، تا پاسی از شب، به ویژه برای کسانی که نمی توانند کار روزانه را تعطیل کنند، ادامه دارد.

تا زمانی که “مسافرتهای نوروزی” رسم نشده بود، در شهرها و محله هایی که آشنایی های شغلی و همسایگی و “روابط چهره به چهره” جایی داشت، دید و بازدید های نوروزی، وظیفه ای کم و بیش الزامی به شمار می رفت؛ در حالی که چه بسا آشنایانی هستند که فقط سالی یک بار، آنهم در دید و بازدیدهای نوروزی، به خانه یکدیگر می روند.

گسترش شهرها، ازدیاد جمعیت، پراکندگی خانواده های سنتی، محدودیت های شغلی و نیز فرهنگ آپارتمان نشینی، از عواملی است که دید و بازدیدهای نوروزی را کاهش داده و بر اثر این دشواری ها و محدودیت های زمانی، بسیاری از خانواده هایی هم که به مسافرت نمی روند، برای دید و بازدیدهای نوروزی، از پیش زمانی را معین می کنند.

کتاب « تذکره صفویه کرمان » که گزارشی از رویدادهای سال های ۱۰۶۳ تا ۱۱۰۴ است، “شرح وقایع” هر سال را، که با محاسبه ی ماه و سال بر اساس تقویم قمری است، از برگزاری جشنها، رسمها و آیین های نوروزی در دستگاه حکومتی آغاز می کند؛ از جمله: حاکم و وزیر و آصف حمیده سیر، در نوروز آن سال (۱۰۸۰قمری) که مصادف با ۱۵ شوال بود، در باغ نظر به عیش و خرمی گذرانده، علما و صلحا و شعرا را به صلات گرانمایه خرسند گردانید (…) و دستار خواهان گسترده، اقسام طعام نزد خاص و عام کشید. روز دیگر به دیدن اعزه ولایت رفته، دو سه روز هم چنین دیدن مردم می نمودند، و بعد از آن هر روزه به ازاء ضیافت نوروزی، هنگامه تیراندازی گرم بود. تماشای “جنگ گاو و قوچ ” نیز در این دوره از آیین های نوروزی بود: روز نوروز سال ۱۱۰۱ که در ۷ جمادی الثانی واقع بود، طرف عصر، وزیر به اتفاق (…) در صحرای مؤیدی (در قسمت شمال شهر فعلی کرمان) جنگ گاو و قوچ طرح انداخته، بعد از آن اسب دوانی کرده، از حضور دوستان جنانی ، خرم و به مقتضای وقت کامرانی می نمودند.
نوروز اول
در دید و بازدیدهای نوروزی رسم است که نخست به خانه ی کسانی بروند که نوروزاول درگذشت عضوی از آن خانواده است. خانواده های سوگوار افزون به سومین، هفتمین و چهلمین روز، که بیشتر در مسجد برگزار می شود، نخستین نوروز که ممکن است بیش از یازده ماه از مرگ متوفی بگذرد، در خانه می نشینند. و در این روز است که خانواده های خویشاوند لباس سیاه را از تن سوگواران در می آورند. جلسه های “نوروز اول” که جنبه ی نمادین دارد، در عین حال از فضای دید و بازدیدهای نوروزی برخوردار است و دیدار کنندگان، در نوروزاول، به خانواده ی سوگوار تسلیت نمی گویند.

بلکه برای آنان “آرزوی شادمانی” می کنند. رسم نوروز اول بیشتر در شهرهایی برگزار می شود که آخرین روز اسفند را به عنوان یاد بود درگذشتگان سال سوگواری کنند. هدیه نوروزی، یا عیدیهدیه و عیدی دادن به مناسبت نوروز رسمی کهن است، کتابهای تاریخی از پیشکش ها و بخشش های نوروزی – پیش از اسلام و بعد از اسلام – خبر می دهند، از رعیت به پادشاهان حکمرانان، از پادشاهان وحکمرانان به وزیران، دبیران، کارگزاران و شاعران، از بزرگتران خاندان به کوچکتران، به ویژه کودکان.

رسم هدیه دادن نوروزی را، ابوریحان بیرونی از گفته آذرباد، موبد بغداد چنین آورده: نیشکر در ایران، روز نوروز یافته شده، پیش از آن کسی آن را نمی شناخت.

جمشید روزی نی ای دید که از آن صمغی به بیرون تراوش کرده، چون دید شیرین است، امر کرد این نی را بیرون آوردند واز آن شکر ساختند. و مردم از راه تبریک به یکدیگر شکر هدیه کردند و در مهرگان(در شمار روزهای کهن ایران، هریک از سی روز ماه را نامی است که نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاهست. پیشینیان درهر ماه که نام روز و نام ماه یکی بود، آن را جشن می گرفتند.از این جشنهای دوازده گانه، تا آنجا که سندها و کتابهای تاریخی گواه است، در دوره های پس از اسلام، تنها جشن مهرگان است که رسمی و شکوهمند برگزار می گردید. افزون بر یکی بودن نام – روز مهر از ماه مهر- مناسبت های دیگری را نیز برای برگزاری این جشن بر می شمردند، که معروفترین آن، قیام کاوه ی آهنگر و پیروزی بر ضحاک و به پادشاهی نشستن فریدون است. دقیقی، فردوسی و اسدی توسی از آن چنین یاد کرده اند:

دقیقی:

مهرگان آمد جشن ملک افریدونا آن کجا گاو به پرورش بر مایونا

(برمایون نام گاوی است که فریدون با شیرش پرورش یافت.) نیز تکرار کردند، هدیه دادن رسم شد.

پیشکشی رعیت (تاجر، صنعتگر، کشاورز) و حاکمان ولایت، به پادشاهان و خلفا، در واقع بخشی از باج و خراج و مالیات سالانه بود که – گفته یا نگفته – به آن متعهد بودند و “خزانه” کشور از آن آبادان بود. ابوریحان بیرونی می نویسد: پادشاهان ساسانی آنچه را که پنج روز عید (به ترتیب: اعیان، دهقانان، سپاهیان، خاصان و خادمان) هدیه آورده بودند، روز ششم امر به احضار می کرد و هر چه قابل خزانه بود نگه می داشت و آنچه می خواست به اهل انس و اشخاص که سزاوار خلوتند، می بخشید.

کمپر، سیاح دوره صفوی، از هدیه های حاکمان و ثروتمندان محلی، که برای شاه سلیمان می آوردند، به عنوان “سومین رقم بودجه دربار” یاد می کند. تاورنیه هدیه ی یکی از حاکمان را به پادشاه “دره هزار اشرفی” ذکر کرده، و شاردن هدیه های اهدایی به پادشاه را حدود ۲ میلیون فرانک تخمین می زند. “درو ویل” می نویسد: از هدیه های نوروزی علاوه بر طلا، جواهر و سکه های زر، عبارت از اسب های اصیل، جنگ افزار، پارچه های گران بها و شال های کشمیر و پوست های ممتاز و قند و قهوه و چای و مربا است.

در کتابهای تاریخی و ادبی، بیش از همه از هدیه ی پادشاهان به شاعران سخن رفته؛ هدیه ای که بنا بر رسم، برای سرودن قصیده ها و مدیحه های نوروزی داده می شد، هدیه به شاعران در جشن نوروز که انگیزه و وسیله ای برای سرودن شعر و مدیحه بوده، در واقع نوعی حقوق ماهانه و سالانه شاعر به شمار می رفت. از جمله بیهقی می نویسد: روز پنج شنبه هجدهم ماه جمادی الاخر امیر(سلطان مسعود) به جشن نوروز بنشست و هدیه ها بسیار آورده بودند و تکلیف بسیار رفت و شعر شنود از شاعران که شادکام بود، در این روزگار زمستان و فارغ دل و فترتی نیفتاد و خلعت فرمود، و مطربان را نیز فرمود، و مسعودی شاعر را شفاعت کردند، سیصد دینار فرمود.

این بخشش ها گاه به اندازه ای بود که می توانست شاعری را توانگر سازد: گویند روز نوروزی، جهت خالدبن برمک وزیر، کاسه ها از زر و نقره هدیه آورده بودند. یکی از شاعران عرب در این باره شعری سروده و به این موضوع اشاره کرد. خالد هر چه در آن مجلس اوانی زر و نقره بود به آن شاعر بخشید. چون اعتبار کردند، مالی عظیم بود و شاعر از آن توانگر شد.

رسم و ضابطه پیشکش های سنگین بها به پادشاهان و حاکمان تا دوره ی مشروطیت رایج بود. برقراری مالیات ها و الزام به پرداخت های منظم و حساب شده آن، پیشکش های باج و خراج گونه را به مقدار زیادی از اعتبار انداخت. ولی دادن عیدی و هدیه به ویژه از طرف مقام بالاتر (منزلتی، اقتصادی و سنتی) از رسم ها و آیین های دیرین فرهنگ ماست. امروز رسم عیدی دادن به جوانان و کودکان در خانواده، به افرادی کم درآمد و خدمتگزاران در محیط کار، به رفتگر، به نامه رسان و… در عین حال نوعی جبران زحمت و انتظار خدمت است. عیدی های امروز بیشتر به صورت نقد واسکناس نو است. بانک ها پیش بینی تهیه “اسکناس نو” کرده، و در اختیار مشتریان می گذارند. در جامعه کشاورزی روستایی و عشایری، در گذشته ای نه چندان دور، پیشکش های نوروزی ، فرآورده های محلی بود و بخشش ها، کالا و فرآورده غیر محلی.

هدیه دادن ها به مناسبت هایی چون عید، موفقیت، مسافرت، تولد، ازدواج، مرگ(در برخی شهرها، به ویژه جامعه ی عشیره ای رسم است که برای خانواده متوفی غذا، گوسفند، برنج و… می برند) و… به ویژه در خانواده های سنتی، دارای اهمیت و مفهومی در خور توجه است (که خود پژوهش و گفتاری جداگانه می طلبد). هر چند که چند سالی است واژه فرانسوی “کادو” برای هدیه هایی چون ره آورد (سوغات)، چشم روشنی، مبارک باد و… به کار می رود، ولی اهمیت، کیفیت و کمیت هر یک متمایز است. البته این باور وجود دارد که گرفتن عیدی از دست کسان مورد احترام (از نظر سنی، منزلتی، خویشاوندی، علمی، نسبی و…) تبرک، دارای شگون و “دست لاف” است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

10 دیدگاه

  1. سلام عید همه برو بچه های داریون نما مبارک امیدوارم هرچند امسال تلخ برای همه داریون های شروع شدو متاسفانه تصادفی وحشتناک قلب همه را به درد اورد اما سالی پر از مهر محبت باشه ازاین دست اتفاقات را نه درشهرمان بلکه در کشورمان نبینیم به امید انروز
    اقای مختاری زحمت کشیدید مطلب بسیار جالب خواندنی بود..

  2. بیایید نو روز رو خودمون معنی کنیم
    سال نو و افکار نو و بهار و اندیشه های نو مثل گل های شکوفه زده روی درخت ها….از این بهتر نمیشه! همین امروزت رو خودت نامگذاری کن! روز کار و تلاش، روز استراحت و آرامش، روز ماجراجویی و سفر….هرچی که خودت دوست داری! پس صبح که از خواب پامیشی و چشمت به آفتاب دلنواز میفته، برای خودت تصور کن دوست داری کجا باشی، چه کاری انجام بدی، چه حسی داشته باشی…تصمیمت رو بگیر که جز به چیزهای خوب فکر نکنی، و جز خوبی بر زبون نیاری! بگذار هر چی انرژی خوب هست، امروز مال تو باشه

    حالا که فکر میکنیم ،ما بافنده سرنوشت خودمان هستیم و تمام کائنات هم کمک میکنند تا به حق خودمون برسیم ، پس سعی کنیم این حس خوب رو به اطرافیان‌هم منتقل کنیم.

  3. نشاط عــید هم از دوریت غـــم انـــگیز است

    بیـــا کــه گـــر تـــو نباشی بـهار پایــیز است

    چـگونه خـنده کـــند آن کــه در فــراق رُخــت

    همیشه کاسه چشمش ز اشک لبریز است

  4. آداب عید دیدنی کاربردی و مد روز
    اولش لباس‌و کفش نو خودتون رو بپوشید و یه جوری که مثلا چیش بقیه دربیاد و نتونن مثل شما لباس بپوشن ! یا به لحاظ سن ویا وجاحت به خصوص رنگی باشه که که توی مهمون ها گم نشید و از دور جیغ بزنه که این شمایید !!؟. یک لبخند مصنوعی هم روی لب‌تان بچسبانید و به خونه کسانی برید که یک سال تمام فرصت دیدن‌شون و احیانا سرویس کردن دهانشون رو نداشته‌اید. اما برای گذروندن لحظات خوب در کنار بقیه، میل شما به بودن در کنارشان کافی نیست. اگه می‌خواهید در یک جمع صمیمانه به شما از بقیه بیشتر خوش بگذره و دیگران را هم از حضورتان کمی خوشحال کنید باید از ریزه کاری های آداب حضور در چنین جمع‌هایی باخبر باشین . به خصوص که تک‌تک رفتارهای شما توسط صاحبخانه و یا مهمون‌های دیگر تفسیر می‌شه و اگر خیلی ساده باشید ، تصویر برجسته ای از شما یه سال تمام در ذهن اون ها باقی نمی‌مونه !!!!

    تنها با صاحبخانه یا یکی از آشناهایی که سرش به تنش می ارزه وارد صحبت و چاقان شوید و طوری رفتار کنید که انگار فرد دیگری در جمع حضور نداره. به دیگران مجال حرف زدن ندهید ، هر چی خودتون دارید پر رنگ و اعمال دیگران رو زیر سوال ببرید مثلا اگه خانمی خانه دار هستید ، حتما بگویید که حدیث و ایه و روایت هست که زنی سرکار برود در طبقات زیرین جهنم جاشه و یا اگر یه شغلی دارید هرچی از درامدتون خریدید رو به همه اعلام کنید و یه پشت چشم هم به جاری تون نازک کنید . برای ایجاد صمیمیت در زندگی خصوصی همه سرک بکشید و باب صحبت را در موردی باز کنید که حساسیت زیادی در موردشون وجود داره و حداقل به یکی بر میخوره !!! قطعا در مورد میزان درآمد افراد یا قیمت خونه ‌ای که خریده اید و مدیریت ذاتی خودتون صحبت کنید اما گپ زدن در مورد سفر دایی جان به مکه و یا عتبات عالیات و شمال وحتی آنتالیا رو فراموش نکنید، هر چند که از دست طلب کار به یه دهات دور سفر کرده باشن !!! به ناف بچه ی خنک تون هم یه المپیادو تیز هوشان و.. ببندید !کی به کیه ؟؟؟ هیچ اداره ای هم باز نیست که دروغ تون ثابت بشه !!چند تا شعر حافظ سعدی واسم یکی دوتا فیلم خارجی هم به خاطر بسپارید تا مهمون ها از هر طیفی که باشند ، به فضیلت های بی شمار شما شک نکنن و برای عید دیدنی سال آینده لحظه شماری کنن !!!!!! این نسخه هم برای آقایون وهم خانم ها کاربردیه !!!

  5. سلام سال نو مبارک
    ما از این نوعش نداشتیم !

    گاهي بايد به دور خود
    يک ديوار تنهايي کشيد
    نه براي اينکه
    ديگران را از خودت دور کني
    بلکه ببيني چه کسي
    براي ديدنت
    ديوار را خراب مي کند

    ژان پل سارتر

  6. منظورم این بود که وقتی خود را مکَلف و ملزم به رفت و آمدی کنید که هیچ اعتقادی به آن نداریم،یک نوع خاله بازی بیمزه است که هیچ اشتیاقی برای آن وجود ندارد و بهتر است اصلا به دید و بازدید نرویم.
    مضحک و زشت بودن رفتار های ساختگی وقتی مشخص میشود که دو نفر که با هم مشکل دارند ،به فاصله ی یک ساعت مهمان یکی دیگر از اقوام می شوند و به غیبت کردن از هم میپردازند .
    تمرین صبوری، احترام به عقاید مخالف و پرهیز از پرخاشگری از دیگر تمریناتی هستند که می توانیم در کلاس دید و بازدید نوروزی بیاموزیم.

  7. دکتر حسابی در دانشگاه پرینستون ، انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا را برای سال نو و سفره ی هفت سیندعوت می کنند.
    دکتر حسابی جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت” دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.
    آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با “س” شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با “س” شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با “م” به نشانه ی جنبش، آینه با “آ” به نشانه ی یکرنگی، شمع با “ش” به نشانه ی فروغ زندگی و … همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.

    بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : “ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!”

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن