دل نوشته ها

تو گل همیشه بهار منی؛معلم

یوسف بذرافکن|

نخستین بار که تو را دیدم و لبخندی زیبا بر کنج لبهای تو ای معلم مهربان نقش بسته بود صفا ی عطوفت را فهمیدم ،معصوم و پاک خود را به دست توانای تو دادم تا در مزرعه قلب کوچکم جوانه علم و ایمان بنشانی ،تورا نمی نمی شناختم .

وقتی با هم کلاسی هایم به سوی کلاس درس روانه شدم و در پشت میزهای چوبی کلاسم اندکی آرام گرفتم و تو بر من وارد شدی اولین کلامت سلام بود . با نام خدا آغاز کردی تا بیاموزم که خداآغاز همه کار ها و انتهای همه آنها است . ای معلم ، ای کانون عشق و محبت ، ای ترنم بهار ، ای بهار جاویدان علم و ایمان ، تو آنچه را می دانی در طبق اخلاص نهاده و تقدیم می داری ، چون باران و رحمت الهی تشنگان علم و معرفت را سیراب نموده و از وجود و هستی خود نهال و جود ما را بارور می سازی . ای معلم عزیز ، ای یار صمیمی ، از کلامت صداقت را آموختم و از رفتارت پاکی و درستی را درس گرفتم . ای معلم ، ای دیباچه پاکی و مهربانی ، ای مظهر لطف خدا ، هر چه را نمی دانستم از تو آموختم و امروز که روز معلم است یک شاخه گل زیبا را به تو تقدیم می کنم تا محبتم را به تو نشان دهم و بدانی که تو گل همیشه بها من هستی .

نوشته های مشابه

7 دیدگاه

  1. سلام آقای معلم
    همه ی اینها درست تو گل همیشه بهاری اما:

    روزی لویی شانزدهم در محوطه ي کاخ خود مشغول قدم زدن بود که سربازی راکنار یک نیمکت در حال نگهبانی دید ؛از او پرسید تو برای چی اینجا قدم میزنی و از چی نگهبانی میدی؟سرباز دستپاچه جواب داد قربان من را افسر گارد اینجا گذاشته و به من گفته خوب مراقب باشم! لویی، افسر گارد را صدا زد و پرسید این سرباز چرا این جاست؟ افسر گفت قربان افسر قبلی نقشه ي قرار گرفتن سربازها سر پستها را به من داده من هم به همان روال کار را ادامه دادم! مادر لویی او را صدازد وگفت من علت را میدانم،زمانی که تو 3سالت بود این نیمکت را رنگ زده بودند و پدرت به افسر گارد گفت نگهبانی را اینجا بگذارند تا تو روی نیمکت ننشینی و لباست رنگی نشود! و از آن روز 41 سال میگذرد و هنوز روزانه سربازی اینجا قدم میزند! فلسفه ي عمل تمام شده، ولی عمل فاقد منطق هنوز ادامه دارد! آیا شما هم این نیمکت را در زندگی خود مشاهده می کنید؟ آیا حفظ کردن شعر از این نیمکتها نیست ؟
    وقتی با یک کلیک دوان حافظ ، گلستان سعدی ودیوان عطار و شعر اقای همسایه همه را یک جا داریم ، چرا اینقدر حفظ کنیم ؟ کسی که سر سوزن ذوقی دارد –خود به خود حفظش می شود ونیازی به فشار و دستور نیست . حالا این یکی از این نیمکتها است – من حداقل ده تا از این ها رو دارم .آخ ……….

    1. با سلام

      عذرخواهی می کنم بنده دیشب نظرم را بر روی دیدگاه شما اشتباه فرستادم که علتش را هم تازه وارد بودن در این سایت می دانم، بنابراین مطلب را دوباره برای پاسخ به دیدگاه شما فرستادم. با آرزوی موفقیت و سربلندی برای شما

      با سلام و تشکر از نظر مفید شما، من هم که در مقاطع دانشگاهی تحصیل می کنم تا حدودی این مشکل را در روشهای آموزشی احساس کرده ام که به نظرم از طریق پژوهش های کاربردی و برگزاری بازآموزی ها برای معلمین محترم شاید تا اندازه ای بتوان به معایب و عدم کارآیی آموزش برپایه حفظیات را به آموزش و پرورش جهان سوم گوشزد کرد. از اینکه خیلی زیبا و آموزنده به این موضوع اشاره کردید متشکرم و منتظر خواندن دیدگاه های خوب و با ارزش شما هستم. موفق و سربلند باشید

  2. با سلام و تشکر از دیدگاه ارزشمند شما . الان آموزش و پرورش رویکردی جدیدرا آغاز کرده است که فقط بر محفوظات تکیه ندارد ولی متاسفانه گویا آموزش و پرورش ما هزار تا درد بی درمان دیگر هم دارد در کشورهای جهان سوم آموزش و پرورش را در عمل نه در گفتار ،از گردونه خارج کرده اند و معلمین و علم قرب و قیمتی ندارند.

  3. با سلام و تشکر از نظر مفید شما، من هم که در مقاطع دانشگاهی تحصیل می کنم تا حدودی این مشکل را در روشهای آموزشی احساس کرده ام که به نظرم از طریق پژوهش های کاربردی و برگزاری بازآموزی ها برای معلمین محترم شاید تا اندازه ای بتوان به معایب و عدم کارآیی آموزش برپایه حفظیات را به آموزش و پرورش جهان سوم گوشزد کرد. از اینکه خیلی زیبا و آموزنده به این موضوع اشاره کردید متشکرم و منتظر خواندن دیدگاه های خوب و با ارزش شما هستم. موفق و سربلند باشید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن