اسفند در بخش داریون، حکایت عجیبی از تضادهاست

اسفند در بخش داریون، حکایت عجیبی از تضادهاست؛ روزهایی که خورشید با طمانینه میتابد، اما بادهای سرد و گزنده هنوز بر پهنهی دشتها و کوهپایهها میوزند. این سرمایِ نافذِ اسفندماه، نه از سرِ قهر، که گویی آخرین نفسهای زمستان برای بقاست. در حالی که دستانمان از سوز سرما در گریبان پنهان است، نگاهی به شاخههای لخت درختان در باغهای داریون، نویدِ تغییری شگرف را میدهد.
الهام فتحعلی:این سرمایِ استخوانسوز، در واقع پیشدرآمدِ یک رستاخیز بزرگ است. همین هوای سرد است که با ایجادِ یک تعادل دماییِ دقیق، درختان را از خواب زمستانی بیدار کرده و شیرهی جانشان را به سمت جوانهها هدایت میکند. در پشتِ پردهی این سرمایِ گذرا، نبضِ زندگی با شتابی وصفناپذیر میتپد. هر وزشِ باد سرد، پیامی است که زمستان بار سفر بسته و به زودی، شکوفههای بادام و زردآلو، سفیدیِ برف را با سفیدیِ گلبرگهایشان به سخره خواهند گرفت. این سرما، مرزِ باریک میان پایانِ یک دوره و آغازِ باشکوه سرسبزی است؛ فصلی که داریون را در نقاشیِ بدیعِ بهار، غرق خواهد کرد.











