۱۵ سال گذشت؛داریوننما هنوز برای داریون مینویسد
یادداشتی برای یک سالگرد رسانه ای

امروز پانزدهمین سالگرد تأسیس پایگاه خبری داریوننماست؛ یعنی از ۳۱ شهریورماه سال ۱۳۹۰ تا امروز، ۳۱ شهریور ۱۴۰۵، ۱۵ سال گذشته و داریوننما وارد شانزدهمین سال فعالیت خود خواهد شد.
۱۵ سال…وقتی این عدد را مینویسم، خودم هم کمی مکث میکنم. انگار همین دیروز بود که به فکر راهاندازی سایتی افتادم با نامی که قرار بود نام زادگاهمان را با خود به گوشهوکنار این دنیا ببرد. آن روزها شاید کمتر کسی فکر میکرد این ماجرا ۱۵ سال ادامه پیدا کند.
نمیدانم؛ شاید این اولین یا دومین متنی باشد که با نام خودم در داریوننما منتشر میکنم.
واقعیتش این است که بنا به دلایلی، در این ۱۵ سال سعی کردم کمتر نامی از خودم ببرم؛ چراکه معتقد بوده و هستم این پایگاه خبری متعلق به تکتک داریونیهاست؛ در هر جای کره زمین که زندگی میکنند.
برای من، داریوننما قرار نبود تریبون یک نفر باشد. قرار بود گوشهای باشد برای داریون؛ برای خبرهایش، برای آدمهایش، برای دغدغههایش و حتی برای دلتنگیهای داریونیهایی که شاید کیلومترها از داریون فاصله دارند.
امروز اما و به بهانه پانزدهمین سالروز داریوننما، وظیفه خود دانستم عرض ادبی خدمت همشهریها، همبخشیها و همولایتیهای خودم داشته باشم؛ همانهایی که در هر جای این جهان زندگی میکنند.
به دلیل طولانی شدن این یادداشت مرا ببخشید. به هر حال، پس از چند سال این سعادت نصیبم شده که یادداشتی در پایگاه خبری داریوننما برای یکی از بهترین مردمان دنیا بنویسم و این ذوقزدگی، مرا از عادت همیشگی کوتاه و گزیدهنویسیام دور کرده و اسباب زحمت خواندن را برای شما فراهم کرده است!
از آن روزها…
واقعیتش این است که وقتی در سال ۱۳۹۰ به فکر تأسیس سایت داریوننما افتادم، چندان از شبکههای اجتماعی و حتی سایتهای خبری، خبری نبود. این را هم اضافه کنید که در آن سالها وضعیت اینترنت داریون اصلاً تعریفی نداشت.
اما با همان اینترنت نصفهونیمه هم، داریوننما به لطف شما مردم توانست کمکم به دل شما راه پیدا کند.
یادش بخیر…
سالهای ابتدایی دهه ۹۰ که داریوننما راه افتاد، از شبکههای اجتماعی مانند اینستاگرام به شکل و گستردگی امروزی خبری نبود. هر شب، بخش نظرات داریوننما محلی بود برای گفتوگوی داریونیها؛ موضوعی مطرح میشد و مخاطبان در بخش نظرات همان مطلب به اظهار نظر میپرداختند.
گاهی این گفتوگوها تا ساعات اولیه صبح طول میکشید.
و من پشت سیستم و لپتاپ، مشتاقانه کامنتهای کاربران را تأیید و منتشر میکردم؛ یکی مینوشت، دیگری پاسخ میداد، سومی وارد بحث میشد و دوباره نفر اول برمیگشت و جواب میداد…
آن روزها شاید از نظر امکانات، فاصله زیادی با امروز داشتیم، اما یک چیز کم نداشتیم: علاقه به داریون.
بحثها، هرچقدر هم که گاهی داغ میشد، در نهایت از دل علاقه داریونیها به زادگاهشان میآمد. آدمهایی که شاید کیلومترها دور از داریون زندگی میکردند، شبها پای همان کامپیوترها و اینترنتهای کند مینشستند و درباره شهر و روستای خودشان حرف میزدند.
شاید ارزش واقعی داریوننما از همان شبها شکل گرفت؛ شبهایی که فهمیدم داریون برای خیلیها یک خاطره است، یک خانه است، یک کوچه است، یک آدم است، یک باغ است، یک لهجه است و گاهی یک دلتنگی قدیمی.
مثل این نمونه: متن آقای جلیل زارع:خوش و بشی با داریون نمایی ها
۱۵ سال فرازونشیب
در طول این ۱۵ سال، داریوننما با فرازونشیبهای بسیاری همراه بوده که بیان همه آنها واقعاً در این مجال نمیگنجد.
روزهایی بوده که با انگیزه فراوان کار کردهایم و روزهایی هم بوده که ادامه دادن سخت شده است. گاهی استقبال شما خستگی را از تنمان بیرون کرده و گاهی مشکلات و محدودیتها باعث شده داریوننما آنطور که خودم دوست داشتهام بهروز نباشد.
اما در تمام این سالها یک چیز ثابت ماند: علاقهای که به داریون داشتم.
سعی من به عنوان مؤسس و متولی پایگاه خبری داریوننما این بوده که داریوننما را به عنوان تنها رسانه رسمی منطقه داریون که مجوز فعالیت از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد، مستقل اداره کنم؛ بهگونهای که داریوننما وامدار هیچ شخص، نهاد، اداره، سازمان، هیأت و… نباشد.
سعی کردهام همواره به توصیههای دلسوزانه گوش کنم، اما هیچوقت به توصیههایی که نشانی از منفعتطلبی داشتهاند، اهمیتی ندادهام.
هزینههای سایت داریوننما، از سرور و هاست گرفته تا قالب و…، همه شخصی بوده و البته که ذرهای منتی نیست. من به دلیل علاقهای که به زادگاهم داشتهام، چنین کردهام و این سایت را راه انداختهام.
رسانهای برای رسانهها
یکی از ایرادهای رسانهای وارد بر داریون طی سالهای گذشته این بود که نهادهای مختلف داریون، از سازمانها گرفته تا حتی هیأتهای مذهبی و…، برای انتشار اخبارشان متکی به داریوننما بودند و انتظار داشتند کوچکترین خبرشان نیز در داریون نما منتشر شود.
برای حل این مسئله، سعی کردم با مشاوره دادن به آنها کاری کنم که با ایجاد گروهها و کانالها و صفحههای اینستاگرامی، اخبارشان را خودشان منتشر کنند و وابسته و متکی به داریوننما نباشند.
در این راه، بعضی مواقع عمداً اخبار و مطالبشان را منتشر نمیکردم و بعضی مواقع هم سایت را دیر به دیر بهروزرسانی میکردم تا این عزیزان شاید مجبور شوند خودشان دست به کار شوند.
خوشبختانه بسیاری از آنها چنین کردند و حالا دیگر اغلب شان رسانههای خوبی دارند و این مهم، فشار انتشار اخبار متعدد را از دوش داریوننما برداشته است.
شاید این هم یکی از اتفاقات خوب این ۱۵ سال باشد؛ اینکه داریوننما فقط خبر منتشر نکرد، بلکه کمک کرد فرهنگ رسانهای در داریون گستردهتر شود و هر مجموعهای بتواند صدای خودش را داشته باشد.
و حالا…
حالا ۱۵ سال گذشته است.
خیلی از آدمهایی که آن روزها در بخش نظرات داریوننما مینوشتند، شاید دیگر نباشند. خیلی از آن کامنتها و بحثها در گذر زمان گم شدهاند. اینترنت عوض شده، رسانهها عوض شدهاند، شیوه خبررسانی عوض شده و خود ما هم عوض شدهایم.
اما داریون هنوز همان داریون است.
و من هنوز وقتی نام داریون میآید، همان قدیمی را دارم؛ همان علاقهای که باعث شد یک روز بنشینم و با امکانات محدود آن روزها، سایتی راه بیندازم به نام «داریوننما».
شاید داریوننما برای من یک سایت باشد، اما هیچوقت فقط یک سایت نبوده است؛ بخشی از ۱۵ سال زندگی من بوده که با نام داریون و با همراهی شما گذشته است.
در این ۱۵ سال، اگر چیزی بوده که داریوننما را سرپا نگه داشته، نه امکانات فنی بوده، نه سرور و هاست و قالب و…؛ بلکه همراهی شما بوده است.
همراهی آدمهایی که خبر فرستادند، نظر دادند، انتقاد کردند، تشویق کردند، گاهی گلایه کردند و گاهی فقط آمدند و خواندند.
برای همه این سالها از تکتک شما ممنونم.
اگر جایی کم گذاشتیم، اگر خبری را ندیدیم، اگر مطلبی آنطور که باید منتشر نشد، اگر گاهی دیر بهروز شدیم و اگر در این ۱۵ سال کاستیهایی داشتیم -که حتما داشتیم و داریم- به بزرگواری خودتان ببخشید.
وقتتان را بیشتر از این نگیرم.
برایتان بهترینها را آرزو میکنم؛ برای داریون، برای داریونیها و برای همه کسانی که هر جای این دنیا زندگی میکنند اما هنوز بخشی از دلشان در این گوشه از خاک جا مانده است.
۱۵ سال گذشت و داریوننما از امروز وارد شانزدهمین سال زندگیاش میشود.
تا مجالی دیگر…
ارادتمند/مهدی بذرافکن











